نکاح منقطع
ماده 1075 قانون مدنی : « نکاح وقتی منقطع است که برای مدت معینی واقع شده باشد . »
نکاح منقطع از مختصات قوانین خانواده در ایران است و چنین تأسیسی در قوانین سایر کشورها وجود ندارد ، این قانون از دیدگاه مذهب جعفری که مذهب رسمی کشور ماست ، از جمله قوانین درخشان اسلام محسوب که به منظور شکل بخشیدن به روابط آزاد زن و مرد و جلوگیری از روابط نامشروع و حفظ و صیانت جامعه از فحشاء جعل گردیده است .
به موجب قانون مدنی نکاح به دو شکل میتواند صورت بگیرد :
الف ) نکاح دائم
ب ) نکاح موقت
هر چند قانونگزار به صراحت نکاح دائم را تعریف نکرده ، ولی با توجّه به ماده 1075 که در مورد نکاح منقطع است تعریف نکاح دائم روشن میگردد ، و اگرچه نکاح دائم و منقطع در آثار متعدّدی با یکدیگر تفاوت دارند ، ولی تمایز ماهوی و تفاوت اصلی میان آن دو این است که در نکاح منقطع زن و مرد تصمیم میگیرند بطور موقّت با هم ازدواج کنند ، و پس از پایان مدّت اگر مایل به ادامه آن بودند تجدید ، و گرنه با انقضاء مدّت از هم جدا خواهند شد . در حالیکه مقتضای طبع نکاح دائم ، دوام و همیشگی است .
نکاح دائم و منقطع در اکثر آثار و احکام با یکدیگر مشترکند بجز آثار و احکامی چند از نظر مهر و نفقه و شرایط ، که در موّاد قانون مدنی بیان گردیده است .
با امعان نظر در شرایط و احکامی که میان نکاح دائم و منقطع متفاوت است ، این نکته به دست میآید که در نکاح منقطع از لحاظ امکان پیش بینی شرایط ، آزادی بیشتری وجود دارد ، و لذا با توجّه به دشواری های اقتصادی که در راه تشکیل خانواده و انجام ازدوج دائم همیشه وجود داشته و بخصوص در زمان ما بیشتر شده ، نباید تحت تأثیر تبلیغات نادرست فرهنگهای بیگانه ، نکاح منقطع را محکوم ساخت و یا آن را بعنوان نهادی شرمآور تلقّی نمود ، بلکه بایستی از طریق یک مقایسه دقیق میان آثار شوم بیبندوباریهای اخلاقی در جهان کنونی ، و آثار اجتماعی اینگونه ازدواج که سنّت توصیه شده اسلامی است ، برای افرادی که قادر به ازدواج دائم نیستند ، مورد ارزیابی و بررسی عمیق قرار گیرد .
ما در پی انکار سوءاستفادههای تأسّفانگیز بعضی مترفین و ثروتمندان خوشگذران از این نهاد مقدّس در طول تاریخ اجتماع اسلامی ، و اینکه این تمهید حقوقی را برخلاف مبانی اخلاقی و اجتماعی آن بکار بردهاند ، نیستیم ، بلکه غرض آن است که در جوامعی مانند جامعه کنونی ما که به دلائل گوناگون ، فاصله زیادی میان زمان آغاز بلوغ و نقطه فوران غرایز جنسی جوانان تا زمان امکان تشکیل زندگی زناشوئی وجود دارد ، چه راهی برای حل مشکل و طوفان جنسی جوانان در این دوران بحرانی میتوان اندیشید ؟ آیا میتوان با موعظه و اندرز ، روح رهبانیّت را به طور موقّت در آنان تزریق نمود ؟ و اگر چنین چیزی هم ممکن باشد ، آیا طبیعت بشر این را خواهد پذیرفت ؟ اگر پاسخ منفی است در این صورت یا باید قانونگزار آن را نادیده بگیرد ، و جوانان را به حال خود واگذارد و با سکوت و یا غفلت خود در این خصوص موجبات غیرانسانی ارضاء غرایز آنان و ایجاد کمونیسم جنسی و تباهی نسل ، و فحشاء و مفاسد بیشمار زیانباری که نیاز به ذکر ندارد را فراهم و میسور کند ، و یا آنکه با پیشبینی و مقرر ساختن قالبهای قانونی ویژه و محدودکنندهای این غرائز سرکش را کنترل نماید ؟
ازدواج موقّت قالب محدودکنندهای است که شرع انور اسلام برای حل این مشکل منظور داشته است . اینگونه ازدواج در درجۀ اوّل زن را محدود میکند که در یک زمان ، زوجۀ دو نفر نباشد و خواهناخواه محدود شدن زن مستلزم محدود شدن مرد نیز خواهد بود . وقتی هر زنی به مرد معیّنی اختصاص پیدا کند قهراً هر مردی هم به زن معیّن اختصاص پیدا خواهد کرد .