علت شکست بسیاری از انسانها در زندگی این است که پس از مواجه شدن با چند شکست موقتی ، ناامید می شوند و دست از تلاش بر می دارند
دیدم بیکارم گفتم مطلبی بزارم بخونید ![]()
نظر یادتون نره ![]()
..........................................
می گويند زن، چراغ خانه است. لابد شنيده ايد که در همين راستا، بعضی ها طرفدار”چهلچراغ” شده اند
و بعضی ها طرفدار”صرفه جويی در مصرف برق“!
با اين حساب می شود اين تعاريف را نيز ارائه داد:
* دوست دختر:
چراغ گرد سوز! (در بلاد کفر، آن را GF می گويند.)
تحقيقات نشان داده اين لغت، مخفف عبارت Gerdsooz Fitile (فتيله گردسوز) می باشد.
که در شرايط اضطراری، روشنايی اندکی می افروزد و خاموش شدنش سه سوته است و يک فوته!)
* معشوق:
لامپ مهتابی! (در راستای رمانتيک بودن قضيه!)
* همسر موقت:
لامپ کم مصرف!
* همسر دائم:
همان چراغ خانه.
* همسر مطلقه:
لامپ سوخته!
* همسر ايده آل:
چراغ جادو!( هردو افسانه اند!)
شعر مرتبط:
با غول چراغ ، آرزويی بکنيد
از او طلب فرشته خويی بکنيد
يک دانه بس است زن، مگر نشنيديد
“در مصرف برق صرفه جويی بکنيد”؟!
* سوال کنکور ۸۸:
هدف وزارت نيرو از ايجاد خاموشی های اخير چیست؟
۱. يادآوری ارزش های فراموش شده به مردان هوسباز!
۲. دريافت ماليات بر همسر!
۳. چند دقيقه سکوت نوری(!) به احترام بنياد ارزشمند خانواده!
۴. آيا شما هم شنيده ايد که لذت خانواده داشتن(!) در تاريکی چند برابر می شود؟!
نویسنده : غریبی آشنا ( علیرضا ) www.alishear.blogfa.com
فقط نظر یادتون نره ![]()
دانلود کتاب را هم در پست های قبلی مشاهده کنید
..........................................................................................
پدرم همیشه میگوید " این خارجیها که الکی خارجی نشدهاند، خیلی کارشان درست بوده که
توی خارج راهشان دادهاند" البته من هم میخواهم درسم را بخوانم؛ پیشرفت کنم؛ سیکلم
را بگیرم و بعد به خارج بروم. ایران با خارج خیلی فرغ دارد. خارج خیلی بزرگتر است. من خیلی
چیزها راجب به خارج میدانم.
تازه دایی دختر عمهی پسر همسایهمان در آمریکا زندگی میکند. برای همین هم پسر همسایهمان آمریکا را مثل کف دستش میشناسد.
او میگوید "در خارج آدمهای قوی کشور را اداره میکنند"
مثلن همین "آرنولد" که رعیس کالیفرنیا شده است.
ما خودمان در یک فیلم دیدیم که چطوری یک نفره زد چند نفر را لت و پار کرد و بعد با یک خانم...
البته آن قسمتهای بیتربیتی فیلم را ندیدیم
اما دیدیم که چقدر زورش زیاد است، بازو دارد این هوا. اما در ایران هر آدم لاغر مردنی را می
گذارند مدیر بشود.
خارجیها خیلی پر زور هستند و همهشان بادی میل دینگ کار میکنند. همین برجهایی که
دارند نشان میدهد که کارگرهایشان چقدر قوی هستند و آجر را تا کجا پرت کردهاند.
ما اصلن ماهواره نداریم. اگر هم داشته باشیم؛فقط برنامههای علمی آن را نگاه میکنیم.
تازه من کانالهای ناجورش را قلف کردهام تا والدینم خدای نکرده از راه به در نشوند. این آمریکاییها بر خلاف ما آدمهای خیلی مهربانی هستند و دائم همدیگر را بقل میکنند و بوس میکنند.. اما در فیلمهای ایرانی حتا زن و شوهرها با سه متر فاصله کنار هم مینشینند که به فکر بنده همین کارها باعث شده که آمار تلاغ روز به روز بالاتر بشود.
در اینجا اصلن استعداد ما کفش نمیشود و نخبههای علمی کشور مجبور میشوند فرار
مغزها کنند. اما در خارج کفش میشوند. مثلاً این "بیل گیتس" با اینکه اسم کوچکش نشان
میدهد که از یک خانوادهی کارگری بوده اما تا میفهمند که نخبه است به او خیلی بودجه
میدهند و او هم برق را اختراع میکند.
پسر همسایهمان میگوید اگر او آن موقع برق را اختراع نکرده بود؛ شاید ما الان مجبور
بودیم شبها توی تاریکی تلویزیون تماشا کنیم.
من شنیدهام در خارج دموکراسی است. ولی ما نداریم. اگر اینجا هم دموکراسی میشد چقدر
خوب میشد. آنوقت "محمدرضا گلذار" رعیس جمهور میشد و "مهناز افشار " هم معاون اولش میشد.
شاید "آمیتا پاچان" و "شاهرخ خان" را هم دعوت میکردیم تا وزیر بشوند. خیلی خوب میشد.
ولی سد افصوث و دریق که نمیشود.
از نظر فرهنگی ما ایرانیها خیلی بیجمبه هستیم. ما خیلی تمبل و تنپرور هستیم و حتی
هفتهای یک روز را هم کلاً تعطیل کردهایم.
شاید شما ندانید اما من خودم دیشب از پسر همسایهمان شنیدم که در خارج جمعهها تعطیل
نیست. وقتی شنیدم نزدیک بود از تعجب شاخدار شوم. اما حرفهای پسر همسایهمان از بی بی سی هم مهمتر است.
ما ایرانیها ضاتن آی کیون پایینی داریم.
مثلن پدرم همیشه به من میگوید "تو به خر گفتهای زکی".
ولی خارجیها تیز هوشان هستند. پسر همسایهمان میگفت در آمریکا همه بلدند
انگلیسی صحبت کنند، حتا بچه کوچولوها هم انگلیسی بلدند. ولی اینجا متعسفانه مردم کلی
کلاس زبان میروند و آخرش هم بلد نیستند یک جملهی ساده مثل I lav u بنویسند. واقعن جای
تعسف دارد.
این بود انشای من
نویسنده : غریبی آشنا ( علیرضا ) www.alishear.blogfa.com
دیدم فعلا کتابی نگذاشتن واسه دانلود گفتم شما هم بیکار نباشید یه مطلبی خونده باشید ![]()
نظر یادتون نره ![]()
........................................
گفتم منم یه مطلبی گذاشته باشم تا از مطالبم بهره ببرید ![]()
نظر یادتون نره ![]()
................................................

فرانسه: رومئو و ژولیت و جمال
رومئو توی متروی سن ژرمن ژولیت را دید و احساس کرد تمام تنش گرم شده است. شب وقتی کنار رودخانه قدم می زدند، ژولیت گفت که سردش شده است. با هم به خانه رومئو رفتند و شب را با هم گذراندند، اما عشقی دیگر در انتظار بود، وقتی که رومئو، فرانسوا خواهر ژولیت را دید، عاشقش شد. ژولیت عصبانی شد و با پی یر، پدر رومئو رابطه برقرار کرد. ژانین، همسر پی یر وقتی دید شوهر پنجاه و هفت ساله اش با یک دختر بیست و سه ساله روی هم ریخته است، با جمال شاگردش که مراکشی بود و بیست و پنج سال از او کوچکتر بود، رابطه برقرار کرد. رومئو یک هفته ای با فرانسوا گذراند، اما فرانسوا نمی توانست به رابطه اش با رومئو ادامه دهد، رومئو به اندازه کافی چیزی نبود که فرانسوا می خواست. رومئو تنها ماند و به خانه برگشت. وقتی در خانه ژولیت را در کنار پدرش دید، به توالت رفت و ساعتها گریه کرد. ژولیت و پدر از گریه او بیدار شدند. آنها از آن پس تصمیم گرفتند همه با هم زندگی کنند، جمال، ژولیت، فرانسوا، پیر، رومئو و ژانین. هشت سال بعد رومئو و ژولیت احساس کردند همدیگر را دوست دارند، به همین دلیل تصمیم گرفتند دیگر همدیگر را نبینند. چون می ترسیدند عاشق هم بشوند و آزادی شان را از دست بدهند. 














فقط خواستم بگم نظر یاتون نره
سینا بیاد منو میکشه ![]()
..................................................................
خداوند یک موجود قوی را خلق کرد و نامش را مرد گذاشت از او پرسید آیا راضی هستی ؟
جواب داد: نه; پرسید چه میخواهی ؟
گفت : آئینـــــــــه ای میخواهم که درآن بزرگی خود را ببینم , صندوقچه ای میخواهم که جواهر خــود را درآن جای دهم, تکیه گاهی میخواهم که هنگام خستگی و احتیاج برآن تکیه زنـــــــــــــــــم و همدمم باشد , نقابی میخواهم که هنگام ضروت درپشت آن مخفی شوم, بازیچه ای میخواهم که درآن شاد باشم, مجسمه ای میخواهم که زیبائیش چشم را نوازش دهد, اندیشه ای میخواهم که درآن غوطه ور گردم, مشعلی میخواهم که با آن راهنمائی شـــــــوم
انـــــــــگاه خدا زن را آفرید
نویسنده : غریبی آشنا ( علیرضا ) www.alishear.blogfa.com
واقعا به نظر شما دخترا کم توقع هستند !!؟
نظر یاتون نظره ![]()
...............................................................
می توانی خوشحال باشی، چون من دختر کم توقعی هستم.اگر می گویم باید تحصیلکرده باشی، فقط به خاطر این است که بتوانی خیال کنی بیشتر از من می فهمی!اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است که همه با دیدن ما بگویند"داماد سر است!" و تو اعتماد به نفسی بالاتر برود!اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشته باشی، فقط به این خاطر است که وقتی هر سال به مسافرت دورایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم!اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است که خود را در خانه ای به تو بسپارم که تا آخر عمر در و دیوارآن،خاطره اش را برایم حفظ کنند و هرگوشه اش یادآور تو و آن شب باشد!اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است که فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرادوست داری و چقدر منتظر شب عروسیمان بوده ای!اگر دوست دارم ویلای اختصاصی کنار دریا داشته باشی، فقط به خاطر این است که از عشق بازی کنار دریا خوشم می آید... جلوی چشم همه هم که نمیشود!اگر می گویم هرسال برویم یک کشور را ببینیم، فقط به خاطر این است که سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم که آیا واقعا "به هرکجا که روی آسمان همین رنگ است"؟! اگر تو به من کمک نکنی تا جواب سوالاتم را پیدا کنم، پس چه کسی کمکم کند؟!اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است که به تو ثابت کنم چقدر برایم عزیزی!و بالاخره...اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است که به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوستداری و عشقمان فارغ از رنگ و ریای مادیات است.
نکته اخلاقی:میدونی پس همه ی دختر ها کم توقع هستنو ما خبر نداریم!
نویسنده : غریبی آشنا ( علیرضا ) www.alishear.blogfa.com
دیدم ماشالا نویسنده های وبلاگ آپ نمیکنن گفتم منم خودی نشون بدم ![]()
فقط نظر یادتون نره ![]()
......................................................
توصيه هاي کاربردي،مخصوص پسر هايي که زن گيرشون نميياد:نکته :اين مورد را همه پسر ها بخونند چون شاملِ همه ميشه.
1.اولين دختري که به تورتون خورد ازش شماره بگيرند (ولي چون در اين کار استعداد نداريد بهتره دور اينکار را خط ِ قرمز بکشيد)
2.اگه خواستيد دختري را زيره نظر بگيريد (که بيخود کردي) بايد زير چشمي طوري که متوجه شما نشه زيره نظرش بگيري...
نکته:چون در اين کار هم مثل مورد ِ (1) ..... نداريد ، بهتره عينک بزنيد.
3.اگه دختري را ديديد که تنها نشسته سَرِ صحبت را باهاش باز کنيد
و به مورد ِ (1) مراجعه کنيد .
نکته: قبلش دورو بر تان را يه نگاهي بندازيد چون ممکنه يه دفعه اي يه دست از عقب اون گردن ِ نسبتاَ نحيفتان را بچلاند.
4.به هر دختري که رسيديد سلام کنيد و خود را بچه مثبت نشون بديد
ولي مواظب بعضي لنگه کفش ها باشيد.
5.اگه خواستگاري هر دختري رفتيد و جواب رَد شنيديد نااُميد نشويد خواستگاري يکي ديگه برويد گرچه بازم جوابِ رَد مي شنويد.( پسر بايد پورو باشه)
6.اگه يه دختري را خيلي دوست داريد ولي به شما محل نمي ده، با يه دختره ديگه بيرون بريد طوري که اون شما را ببينه .
نکته:که در اين صورت نه تنها به شما ديگه محل نمي ده ،تا کفش هم نثارتان مي کنه.
7.تا مي توانيد سن ازدواج را ببريد بالا چون دخترها،دختر ِنارنج و ترنج اند که ازآفتاب و سايه مي رنجند.
اگرچه ريسکش خيلي بالا است, ممکن ديگه کسي بهتون دختر نده،
چون ترشي هم تاريخ اِنقضا داره,تا يه حدي مي توان تحملش کرد.
نکته:در صورت موفّق نشدن در اين مورد يه ظرف حتماً آماده کنيد.
حتماً ميپرسي براي چي؟ خوب ديگه، براي ترشي.(ادم كه انقد خرفت نميشه)
8.اينقدر سرِ کوچه و خيابون ها کيشيک نکشيد,که شايد شتر بخت رد بشه و شما بهش التماس کنيد که شايد در خونه شما هم بخوابه .
نکته:ممکنه شتر بخت را با شتر ؟ اشتباه بگيريد واونم بخوابه و ديگه بلند نشه.که در اين صورت(فاتحه مع صلوات)...
9.اگه دانشجو(يا سرباز) هستيد,از خوردن غذاهاي اونجا جداً خود داري کنيد چون همون يه ذرّه همت را هم اَزِتون ميگيره.به جاش موز معجون بخوريد
10.اگه قيافه نداري،اشکال نداره عوضش ماشين داري ...
چي؟!!ماشين نداري... اشکال نداره عوضش خونه داري...
بازم چي؟!! خونه هم نداري...خوب مشکلي نيست چون کار ِ،را که داري بعداً هم؛ميشه خونه و ماشين خريد.
واي نگو که کار هم نداري!!! ترشي هم که اُفتادي، پس بهتره بري يه جايي خودت را گمو گور کُني.
11.يه توصيه : اگه قيافه نداري؛ نري... ابروهات را برداري،صورتت را تيغ بزني، يکمي از لوازم آرايشي مامان جونت کش بري، همين جوري خوبي (فقط يکمي سرو وَعظت را درست کن).
12.اگه از دوست دختر و هم دانشجويي به جايي نرسيدي چاره اي نداري جزء اين که، بري سراغ همون دخترها فاميل...
13.اگه از قبل سابقه ات خراب نباشد کارت زياد هم مشکل نيست، ولي... شما که تو 7 آسمون يه ستاره هم نداريد کارتون خيلي مشکله اما من کُمکتان ميکنم :
تنها لطفي که ميتونم بکنم اينه که هُلتون بدم، که در اين صورت هم ممکنه از چاه در بياند و بي يُفتيد تو درّه (خوب عوضش از دست يکي از سيريش ها راحت مي شيم).
14.اگه از هيچ کدوم از اين ها به نتيجه نرسيدي حتماً مشکل از خودت است بهتره بري پيشه يه روانپزشک اگه اون گفت مشکلي نداري!!! آخه... پس بد شانس هستي، برو خودت را دخيل کن به يکي از اين امازاده ها شايد حاجت بگيري(ديگه باقيش با خداست و ما هم ديگه دخالت نمي کنيم).
نویسنده : غریبی آشنا ( علیرضا ) www.alishear.blogfa.com
در زندگي روزمره ممكن است اتفاقاتي رخ دهد و يا شرايطي پيش آيد كه مجبور به گفتن دروغ مصـلحتي شـويم. زنان معمولا" سعي ميكنند با توسل به دروغهاي ظريف و بي ضرر برخي موقيعتها را به سود خود تغيير دهند.
در اين بخش به 10 دروغ رايج زنان اشاره مي كنيم:
دروغ شماره 10
من تو رو همين جوري که هستي دوستت دارم
آيا واقعا" تصور مي کنيـد که او دوست ندارد هيچ تغـيـيـري در شمـا بـوجـود بـيايد؟ هيچ تغييري؟ ممکن است همسرتان خواستار تغییرات زیادی در شـما باشـد مگـر ايـنکه در ماه عسل بسر ببريد چون در اين زمان شما يک مرد کامل براي همسرتان هستيد. دير يا زود او متوجه اشتباه خود خواهد شد.
دروغ شماره 9
من عاشق رفت و آمد و معاشرت با دوستان تو هستم
گذشه از اينکه دوستان شما تا چه اندازه جالب مي باشند، هـمـسرتـان علاقه اي به حضور مداوم آنها در کنار شما ندارد. اگرچه ممکن است در روزهاي اول بروز ندهد ولي بالاخره صبرش تمام شده و شما را از اين کار منع خواهد کرد.
دروغ شماره 8
جم و جور کردن خونه را دوست دارم
اين هم از آن دروغ هايي است که همسر شما ممکن است در اوايل ارتـباط شـما بيان کند. اينکه "دوست دارم ظرفهاي نشسته را بشويم"، "لبـاسـهاي کثيف تو را شسته و اتو کنم"، ديري نخواهد انجاميد که اين دروغ او نير برملا خـواهـد شد و از شـما خــواهد خواست که نوبتی ظرفها را بشویید و زحمت جوربهایتان را خودتان بکشید.
دروغ شماره 7
من عاشق خانواده تو هستم
اگر مرد خوش اقبـالي باشيـد همـسرتان ممـکن اسـت دروغ نـگـويد که دوست دارد با خانواده شما رفت و آمد کند. اگرچه شايد او از آنها شما متنفر باشد ولي براي اينکه احساسات شما جريحه دار نشود راستش را نخواهد گفت. براي اينـکه عـلاقه واقـعي هسمرتان را نسبت به خانواده خود بفهميد کافي است به او بگوييد که مادرتان بـراي فردا شما را به نهار دعوت کرده و به عکس العمل هـمـسرتان توجـه کنيـد: اگر تمامـي عضلات صورتـش سـفت شـد و با يـک لبـخـند زوري زيـر لب و آرام گفت "خيلي خوبه" آنوقت نتيجه بگيريد که او کشته مرده خانواده تان نيست.
دروغ شماره 6
من عاشق ورزش هستم
اين هم از آن دروغـهاي روزهـاي اول زندگي است. او براي ايـنکـه نـشان دهـد با زنهاي ديگر متفاوت است و اينکه داراي علايق مشترک با شما ميباشد پا به پاي شما جلوي تلويزيون مي نشيند و تا دير وقت فوتبال تماشـا مي کنـد ولي بعد از گذشـت چـند ماه شکايتها شروع شده و متاسفانه ديگر نـخـواهيد تـوانسـت با خـيال راحـت بـه تماشاي فوتبال بنشينيد.
دروغ شماره 5
از اينکه مي گويي چاق هستم اصلا دلخور نمي شوم
فرقي نمي کند که شما چه مي گويـيد، در هر صورت او عـصبـاني مـي شود. اگر بگوييد که خيلي زيبا است متهم میشوید به دروغگویی چرا که او فکر می کند گفته شما صرفا برای آرام کردن او و نرنجیدن بـخاطر چربــیهای اضـافه اش اســت. از طـرف ديگر اگر اضافه وزنش را گوشزد کنيد قطعا" يک دعواي حسابي در اتاق نشيمن شما رخ خواهد داد.
دروغ شماره 4
حق با تو است
خيلي وقتها بحث و جدال شما با همسرتان با اين جمله او تمام مي شود: "باشه حق با تو ست، تو خيلي بهتر از من مي فهمي". همسر شما فقط براي بريدن صداي شما اين جمله را مي گويد در حاليکه هنوز اعتقاد دارد که حق با اوست و کسي که اشتباه مي کند شما هستيد و پيش خودش ميگويد: " بالاخره مي فهمه که اشتباه مي کنه" و سپس به دنبال دليلي براي توجيه حرفش خواهد گشت.
دروغ شماره 3
برايم مهم نيست که به زنهاي ديگر نگاه کني
اگرچه ممکن است همسرتان براي ايـنـکه وانـمود کند که زن خونسـرد و روشـن فکري است اين دروغ را بشـمـا بـگويد اما او دوست ندارد که شما حتي به يک ماکت زن مو قرمز پشت ويترين مغازه نگاه کنيـد. او مـي خـواهـد که نگاه شـما فقط به او باشد و نه ديگري. بنابر اين اگر او به شما گفت که مهم نيست و اذيت نميشود هيچگاه چشمان خود را بيش از اندازه به اطراف منحرف نکنيد چون در غيـر اينـصورت بايد منتـظر ضـربات محکم به سر و صورتتان باشيد!
دروغ شماره 2
پول براي من هيچ اهميتي ندارد
پول اهميت ندارد، ولي مقدارش چرا! هر چند ممـکـن اسـت درسـت نبـاشـد که بگوييم همه زنها موجودي حساب بانکي همسرشان برايشان مهم است ولي اکثر آنها دوست دارند که از لحاظ اقتصادي در يک حد متـعادل و رفاه نسبي قرار داشته و داراي استقلال مالي باشند.
دروغ شماره 1
نگران نباش عزيزم، اين براي همه پيش مياد
اکثر مردان در مرحله اي از زندگيشان موقتا" دچار ناتواني جـنـسي مي شـوند و اکثر زنان نيز از اين موضوع مطـلع هـسـتند. با اين حال اين مـساله بـدان مـعنا نيست که همسر شما شاکي و دلـخور نمي شود. اين دروغ يـکـي از چـنـديـن دروغ جنـسـي ميباشد که زنان بـراي جريـحه دار نشدن احساسات همـسرشان بـه آنـها مـي گويند، دروغهايي که خوشبختانه مضر نيستند. در نـهايت حتـي اگر شـما براي همسرتان يک شريک جنسـي ايـده آل نـباشـيد، هـمسرتـان از بين همه مردان شما را انتخاب کرده بدون اينکه خـوب يا بد بودن آميزش برايش فرقي داشته باشد.
حال که با دروغهاي احتمالي همسرتان آشنا شديد مي توانيد خودتان را آماده کنيد. خبر خوب اينکه آنچه که تا بحال دروغ ناميده شد فقط پيچاندن هاي ظريفي ميباشند که نه تنها مضر نيستند، بـلکه براي تجديد روحيه و تحکيم زندگي شما مفيد خواهند بود. دروغهاي مشابهي نيزمیگويـنـد کـه دانـسـتـن آنـها خالي از لطف نيست
نوشته شده توسط علیرضا ** www.alishear.blogfa.com
1. محمدرضا گلزارِ بزك كرده(يك عدد كامل)
2. مهناز افشار و الناز شاكردوست به ميزان كافي
3. نيروي آموزش ديده براي دست و پا زدن در پشت صحنه
4.تجهيزات اعم از دوربين، نور، صدا، حركت!
روش تهيه:
قبل از شروع- محمدرضا گلزار را در اتاق گريم خوب ورز ميدهيم. كمي بهاش پياز ميماليم و مياندازيمش جلوي دوربين(در اينجا خانمها و آقايان وبلاگنويس دقت داشته باشند كه ميزان پياز ماليده شده بايد به حدي باشد كه اشك از چشمان گلزار جاري شود. او شكست عشقي خورده و علت اين شكست و ضربه سنگين روحي به او خانواد دختر مورد علاقه او بوده است. اگر فرد مونثِ طرفدار گلزار كه در حال تماشاي فيلم است با گلزار احساس همذات پنداري پيدا كرد و با خودش گفت: آخي بميرم، اگه من به جاي دختره بودم خانوادم از خداشون هم بود! مشخص ميشود كه ميزان پياز ماليده شده بسيار خوب بوده و به مرحله بعد ميرويم)
حدود 10 دقيقه ميگذاريم تا گلزار با شعله ملايم جلوي دوربين حسابي جا بيافتد. سپس مهناز افشار را با مقدار متنابهي ناز و عشوه و كرشمه- درسته به محمدرضاگلزار اضافه ميكنيم، شعله زير گاز را زياد ميكنيم كمي نمك و فلفل ميزنيم و اين مغلمه را تا زماني كه ببننده دچار غش و ضعف شود هَم ميزنيم. شعله زير گاز را كم ميكنيم و الناز شاكردوست را به آرامي اضافه ميكنيم و در همين حال به هم زدن ادامه ميدهيم تا الناز شاكردوست حسابي با مواد قبلي مخلوط شود. ديگر تقريباً آماده است. جهت تزئين ميتوانيد از حسام نواب صفوي و حميد گودرزي بر حسب سليقه استفاده كنيد. نوش جانتان!
نویسنده : علیرضا * www.alishear.blogfa.com
این یک بیماری مسری در پسران است. اگر برادر و یا دوستپسر و یا پسر شما این بیماری را بگیرد یقین بدانید که در عرض کمتر از یک هفته کل پسران محل را مبتلا میکند.![]()
پسر ایرونی تا وقتی سه سالش بشه دوست نداره هیچکس بغلش کنه.وقتی یه زن یا یه دختر ماچش می کنه گونه هاش قرمز می شه و خجالت می کشه ، ولی با رسیدن به سن چهار سالگی ذات پلید پسر ایرونی شروع به خودنمایی می کنه . مرتب خودشو به بهونه های مختلف می ندازه تو بغل زنا و دخترا . دنبال یه بهونه س که یه دخترو بوس کنه یا یه زن بوسش کنه .
سیزده چهارده سالش که شد فکر میکنه خیلی خوش تیپه . خیال می کنه مامانش اونو از روی مدل "آلن دلون" زائیده . مرتب تو خیابون راه می ره و دخترا رو نگاه می کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پایین تر میاد و دکمه یقه پیرهنش به سگک کمربندش نزدیک تر می شه(نکته کنکوری) .
شونزده هفده سالگی دیگه یه چیزایی یاد گرفته . می دونه واسه بیرون رفتن باید لباس عجیب بپوشه . مثلا یه پیرهن نارنجی که رو سینه ش عکس یه جمجمه س می پوشه . رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته فوق کنکوری) . وای وای وای... نگو خواهر... ...(این قسمت حذف شده و تو کنکور نمیاد) دیگه همین دیگه . آها... با بچه ها که می ره بیرون اسمش عوض می شه ، مثلا اگه اسمش سعید یا علی یا احمد یا جواد باشه تبدیل می شه به : دیوید ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتی پیتی ، حامی بچه ها(به یاد دایی احمد) ، خرچنگ ، یا بی بی...این قسمتم سانسور شده تو کنکور نمیاد
هجده نوزده سالگی می فهمه یه جایی به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . وای به حال اون دختر بدبختی که از کنار پاتوق رد بشه . بلایی سر دختره میاره که ......کم کم یاد می گیره که دختر یعنی جنس لطیف . نباید مث تاتارا طرفش رفت . باید طوری با لطافت رفت طرفش که نفهمه می خوای گازش بگیری . باید با ملایمت رفت جلو و مخشو زد . فکر می کنه اگه خودشو آرایش کنه دخترپسند می شه . پس اول از همه موهاشو بلند می کنه . بعد یا موهاشو "فر شیش ماهه" می زنه یا "گلت" می کنه . بعدشم یه دمب اسبی و... تمام . دخترکش شد اروای عمه اش.
"هدف ما جلب رضایت شماست"
این شعارو سرلوحه کارش قرار می ده و می ره بوتیک یه جعبه لوازم آرایش می گیره صد و سی تومن . بار اول دوم چون بلد نیست زیر ابرو برداره زیر و بالا رو با هم برمی داره و اصلا ابرو نمی ذاره . ولی خوب از اونجا که "انسان جایزالخطاست" اونم اینقدر تمرین می کنه تا کم کم یاد می گیره. سفید کننده می زنه به چه سفیدی... ریمل می زنه به چه سیاهی... رژ می زنه به چه قرمزی... می شه مث کلاه قرمزی...
موهاشو که دمب اسبی می کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد می کنه و می ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموی اضافی سمت راستم حکایت داره . نماد خودشه و دختری که انشالا اونرو باهاش آشنا می شه . عشقه دیگه...چه می شه کرد ؟
یه زنجیر طلا گردنش می ندازه اونقدر پهن که آدمو یاد قلاده سگای "ژرمن شپرد" می ندازه . یه دستبند می ندازه دستش که چنان جرینگ جرینگ می کنه که آدمو یاد زنگوله "بزغاله های شبیه سازی شده به دست پژوهشگران توانمند ایرانی" می ندازه . بعد که کامل شد می ره سر مسیر وایمیسه . واسه شروع کار سعی می کنه مخ دخترای پنجم دبستانی و اول راهنمایی رو شیربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا می گیره و می ره سر مسیر دبیرستانیا .
اولش فقط با یکی دوست می شه ولی کم کم می فهمه هر چیزی یه زاپاس لازم داره ، پس می ره دنبال یه زاپاس واسه دوست دخترش... و از اونجایی که فکر می کنه هر چیزی یه زاپاس می خواد ، واسه زاپاسشم میره دنبال زاپاس و...
اگه قیافه داشته باشه (پسره رو می گم) نونش تو روغنه . دخترا رو مجبور می کنه براش خرج کنن . ولی وای به حال اون بیچاره بدقیافه . مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پیاده بشه... که ولش نکنن .
می گذره و می گذره و می گذره تا کم کم می فهمه عاشق یکی از دخترا شده . از اونجا که آقا پسر خیلی حرفه ای تشریف داره شروع می کنه به آمار گرفتن از دختره که می بینه بله... آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک تره و قبلا با هیچکس دوست نبوده . شروع می کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همین یکی که عاشقشه بمونه . شروع می کنه واسه دختره خریدن کادو ، هدیه ، انگشتر ، تاپ ، شلوار ، روسری... می گذره تا اینکه یه روز زنگ می زنه گوشی "خانم بچه ها" می بینه "حاج خانم" جواب نمی ده . چن روزی زنگ مرتب زنگ می زنه و جواب نمی گیره . بخاطر دوری و بی خبری از عشقش مریض می شه . می برنش بیمارستان... که می فهمن بله... آقا ایدز داره . وقتی از بیمارستان میاد بیرون نتیجه گیریش از اتفاقات گذشته اینه : یه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مریضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد . و اون طرف معادله رو اینجوری می نویسه : دخترا رو عاشق خودم می کنم ، خرشون می کنم ، مریضشون می کنم ، بدبختشون می کنم ، ولشون می کنم
.......
نمیدونم این مطلب طنز بود یا واقعیت؟ ولی همیشه طنزها از واقعیت ریشه میگیرن ! امیدوارم شما ها حواستونو خوب جمع کنین ![]()
نوشته شده توسط غریبی آشنا * http://alishear.blogfa.com/
ركسانا از اول هم بيشتر از من شانس داشت. با اينكه 36 كيلو اضافه وزن داشت و همچين قيافه اي هم نداشت و حتي ديپلم هم نداشت زودتر از من شوهر كرد. آن هم با يك مهندس جوان خوش تيپ 23 ساله كه كلي هم خر پول بود. ولي من بيچاره كه هم خوشگل بودم و هم خوش هيكل و تازه هم فوق ليسانس داشتم، پنج سال بعد از آن مجبور شدم از آنجايي كه نكند بتُرشم با يك بقال كچل خپل 38 ساله ازدواج كنم. من با غم و غصه هر روز پيرتر شدم و او با ليپوساكشن و عمل زيبايي و كلي آرايش و از اين جور حرف ها هر روز جوانتر. به خاطر همين هم شد كه شوهرم را با 13 ضربه چاقو كشتم.
نتايج اخلاقي داستان:
1- ثروت بهتر از علم است .![]()
2- خوشگلي و خوش هيكلي ملاك ازدواج نيست. عشق و تفاهم مهم است. ![]()
3- از اينكه هيكل و قيافه بدي داريد ناراحت نباشيد. پس دكترها چه كاره اند؟ ![]()
4- مدرك را بگذاريد دم كوزه آبش را بخورد ![]()
5- اگر با زنتان تفاهم نداريد حتما در كلاس هاي دفاع شخصي ثبت نام كنيد. ![]()
6- اگر يك مهندس جوان خوش تيپ 23 ساله خر پول هستيد، سر جدتان يك دختر خوشگل و خوش هيكل فوق ليسانس را بگيريد. لطفا رومانتيك بازي در نياوريد. جان انسان ها در ميان است. ![]()
7- اميد بزرگترين موهبت الهي است در نتيجه حتما يك پسر مغز خر خورده اي پيدا مي شود كه خودتان را به او بياندازيد. ![]()
8- با آنكه كچلي يك بيماري بدخيم و مهلك نيست ولي با اين حال مي تواند عامل مرگ باشد. ![]()
9- سواد بالا هيچ تاثيري بر روي قوه چشم و هم چشمي آدمي نمي گذارد. ![]()
10- در آخر هم اينكه براي كشتن شوهرتان هيچ دليلي لازم نيست. مردها همه شان سر و ته يك كرباس اند. اگر نكُشيد ممكن است فردا برود و يك زن ديگر هم بگيرد ![]()
نوشته شده توسط علیرضا * http://alishear.blogfa.com/
تابلو ترين دروغ هاي دختر ها - البته با عرض پوزش از دخترها ولي خوب فكر نمي كنيد بيشترش واقعيت داره ( البته نه همه اخه همه مثل هم نیست )
نوشته شده توسط علیرضا * http://alishear.blogfa.com/
این مقایسه توهین به دخترو پسر این دهه ها نیست صرفا مقایسه ای طنزآمیز و خاطر نشان کردن وضعیتی است که روشنفکران به آن عوارض دوره گذار و دینداران به آن نشانه های آخرالزمانی می گویند و در کل بهره ای از حقیقت دارد
انکار این مقایسه شاید خودیک نشانه ی آخرالزمانی باشد.
دختر دهه 60 :باید با آبرو باشم
دختر دهه 70 :باید تحصیلکرده باشم
دختر دهه 80 :باید پولدار باشم
پسر دهه 60 :دارم میرم جبهه
پسر دهه 70 :دارم میرم دختر بازی
پسر دهه 80 :دارم میرم بیمارستان سم زدایی
دختر دهه 60 : مرد باید با اخلاق باشه
دختر دهه 70 :مرد باید تحصیلکرده باشه
دختر دهه 80 :مرد باید پولدار باشه
پسر دهه 60 :در سن 25 سالگی سیگاری میشد
پسر دهه 70 :در 20 سالگی سیگاری می شد
پسر دهه 80 :قبل از سن بلوغ سیگاری می شود.
دختردهه 60 : 30 ساله شدم و احساس ترشیدگی می کنم
دختردهه 70 : 25 ساله شدم و احساس ترشیدگی می کنم
دختردهه 80 : 20 ساله شدم و احساس ترشیدگی می کنم
پسر دهه 60 : دارم میرم باشگاه ... دارم میرم زیر زمین بنوشم !!!
پسر دهه 70:دارم میرم مهمونی ... دارم میرم قلیون بکشم !!!
پسر دهه 80 :دارم میرم دبی ... دارم میرم توهم بزنم !!!
دختر دهه 60 : دوست پسر یکی اونهم یه عشق پاک
دختر دهه 70 :دوست پسر یکی یا دوتا . چند تا هم زاپاس برای روز مبادا
دختر دهه 80 : دوست پسر بین یک نفر تا یک هنگ یا تیپ در رده سنی بین 20 تا 60 سال مجرد تا صاحب عیال و چند سر عائله. بالاخره تو این همه آدم یکی پیدا میشه بخواد لباس عروس واسم بخره.
پسر دهه 60 :داریوش گوش می داد
پسر دهه 70 :ابی گوش می داد
پسر دهه 80 :مقلدین درجه 3و 4 داریوش و ابی را (که خواب عکس انداختن با داریوش را می بینند) را گوش می دهد .
دختر دهه 60 :دختر بدون بکارت باید بره بمیره
دختر دهه 70:اشتباه بزرگی کردم خاک تو سرم
دختر دهه 80 : دختر باکره یعنی امل و بی فرهنگ. باید بره بمیره.
پسر دهه 60 :شریعتی می خواند
پسر دهه 70 :شاملو می خواند
پسر دهه 80 :هری پاتر می خواند.
دختر دهه 60 :به خاطر حفظ آبرو همه کار می کنم
دختر دهه 70 :به خاطر دوست پسرم همه کار می کنم
دختر دهه 80 : به خاطر پول همه کار می کنم.
پسر دهه 60 :خانواده و پدر مادرم عزیزترین چیز است
پسر دهه 70 :دوست دخترم عزیز ترین چیزاست
پسر دهه 80 :مواد محرک و توهم زا و ماشینم عزیز ترین چیزند.
دختر دهه 60 :شوهر منجی نیست شوهر کردن سنت خدا و رسم زندگی ست.
دختر دهه 70 :شوهر شوهره شوهر... بالشت سره شوهر...
دختر دهه 80 :من یک افسرده ی روانی پر از غصه ام و شوهر منجی من است و دیگر هیچ راه نجاتی نیست.
پسر دهه 60 :در هر صورت باید زن بگیرم
پسر دهه 70 :باید پولداربشم و زن بگیرم
پسر دهه 80 :باید قاطی کنم و زن بگیرم.
دختر دهه 60 : زن روز و اعتمادی می خواند
دختر دهه 70 :فهیمه رحیمی و مهدی سهیلی می خواند
دختر دهه 80:بیشتر در اینترنت دنبال ----- شکن جدید و پروکسی است.
پسر دهه 60 :مرگ بر اثر جنگ با عراق
پسر دهه 70 :مرگ بر اثر تصادف با موتور و ماشین
پسر دهه 80 :مرگ بر اثر اور دز و سنکوپ بر اثر استعمال هرویین و ایدز و سوانح رانندگی
دختر دهه 60:سیگار کشیدن دختر یک کابوس است دختری که سیگار می کشد خراب است.
دختر دهه 70 :گهگاهی کنار پنجره یا واسه افه تو پارتی یا کافی شاپ یه دو نخ می کشم.
دختر دهه 80 :پیش به سوی آسم، سرطان حنجره ،ریه،نای و خون قبل از یائستگی.
جوان دهه 60 :جنگ زده بود
جوان دهه 70 :غرب زده بود
جوان دهه 80 :پوچ است.
دختر دهه 60 :از خدا می ترسم
دختر دهه 70 : از بی عشقی می ترسم
دختر دهه 80 :از بی پولی می ترسم.
جوان دهه 60 :خواب صلح و آرامش می دید
جوان دهه 70 :خواب بد بد می دید
جوان دهه 80 :فقط کابوس می بیند.
پدر برای پسر دهه 60 :در حکم یک پدر مقدس بود حرمتش کاملا حفظ می شد
پدر برای پسر دهه 70: در حکم یکی از اعضای خانواده بود باید به او حال داد.
پدر برای پسر دهه 80 :سر خره عوضی اسکل بی پدر مادر.
دختر دهه 60 : اول نجابت خود را به رخ می کشید
دختر دهه 70 : اول مدرک تحصیلی خود را به رخ می کشید
دختر دهه 80 : اول مارک و مدل اتومبیل و ریخت و قیافه خود را به رخ می کشد.
داماد دهه 60 :فقط پدر مادرم ،زن و بچه ،و کارم
داماد دهه 70 :فقط زن و بچه و عشق و حالم و کارم
داماد دهه 80 :فقط عشق و حالم و کارم.
عروس دهه 60 :بایدمثل مادرم سوخت و ساخت این ذات زندگی ست بدبختی و خوشبختی با هم.طلاق پاک کردن صورت مسئله ست و مسئله میزان بردباری صبر و توان مدیریت منه.باید سعی کنم مثل دو رود در کنار هم باشیم. باید مدیریت کنم این هنر زندگیه.
عروس دهه 70 :نباید سوخت وساخت اما باید زندگی کرد و همینطور در وقت لزوم مقابله به مثل.طلاق پایان تلخیه اما خب مجبورم بهم سخت بگذره ول می کنم میرم. این هنر زندگیه.
عروس دهه 80 :مثل دو کوه برابر هم.عوضی بره مهرمو می زارم اجرا یه راست می رم با یکی دیگه.خوش بگذرون و سختی نکش.این هنر زندگیه.
مرد دهه 60:خدا خانواده ثروت
مرد دهه 70 :خانواده ثروت خیانت به همسر
مرد دهه 80:ثروت، خیانت به همسر ،مصرف پروزاک و انواع دیگر قرص اعصاب .
عروس دهه 60:تقسیم وظایف رمز موفقیت و آسایشه. من طی یک سند قانونی همسر این مرد هستم نه دوست او .وظیفه من خانه داریه وظیفه مرد کار و تامین زندگی هر کس غیر از این به گوشم بخونه شیطانه.
عروس دهه 70 :تقسیم وظایف چیزیه که باید دوباره معنی و تعریف بشه.دلیل نداره من همیشه غذا درست کنم من کلاس گیتار دارم کلاس آواز دارم . فقط سه یا چهار روز در هفته ممکنه از خونم بوی غذا بیاد.اما خب می دونم که غذا پختن کار منه نه مرد.
عروس دهه 80 :تقسیم وظایف یه حرف احمقانه و سنتیه هر کس به فراخور حالش هر کار که از دستش بر اومد انجام میده هر کاری که می کنم از لطف منه نه وظیفه من پس من هر کاری تو خونه می کنم لطف می کنم. تعهد و وظیفه اعصابمو بهم می ریزه.
پسر دهه 60:خدایا جنگو تموم کن
پسر دهه 70 :خدایا یه خونه خالی برسون
پسر دهه 80 :خدایا برسون یه دومثقال شیره و یه دو سورت شیشه
دختر دهه 60 :طلاق بعد از 10 سال آنهم یک در 1000
دختر دهه 70 :طلاق بعد از 5 سال آنهم یک در 100
دختر دهه 80 :طلاق بعد از 6 ماه الی یک سال آنهم یک در5
پسر دهه 60 :پیکان 54 و مسافر کشی
پسر دهه 70 :پراید و دختر بازی
پسر دهه 80 :پژو و تصادف منجر به فوت
دختر دهه 60:امامزاده معصوم ودیگر امامزاده ها را شفیع می کرد دعا و نذر می کرد وبالاخره حاجت دل خود را می گرفت
دختر دهه 70 :پیش رمال و دعا نویس می رفت و حاجت خود را طلب می کرد.
دختر دهه 80 :در شرکت های خصوصی به هر نحو که شده رفع حاجت می کند.
جوان دهه 60 :خدایا آبروی مرا حفظ کن
جوان دهه 70 :خدایا پول منو زیاد کن
جوان دهه 80 :کارت سوخت داری داداش
نوشته شده توسط علیرضا * http://alishear.blogfa.com/
|
بازیکن |
تعداد بازی |
دقایق بازی |
گل زده |
گل خورده |
پاس گل |
اخطار |
اخراج |
|
سپهر حیدری |
13 |
1170 |
2 |
- |
- |
3 |
- |
|
محمد نصرتی |
12 |
1027 |
- |
- |
1 |
1 |
1 |
|
پژمان نوری |
13 |
1170 |
- |
- |
1 |
1 |
- |
|
عباس آقایی |
12 |
874 |
3 |
- |
- |
- |
- |
|
نیکبخت واحدی |
12 |
1005 |
4 |
- |
6 |
3 |
- |
|
حسین بادامکی |
13 |
1119 |
2 |
- |
5 |
2 |
- |
|
محسن خلیلی |
13 |
1100 |
7 |
- |
1 |
- |
- |
|
فرزاد آشوبی |
9 |
562 |
1 |
- |
- |
- |
- |
|
مهدی واعظی |
9 |
810 |
- |
7 |
- |
- |
- |
|
شیث رضایی |
10 |
807 |
- |
- |
1 |
2 |
1 |
|
کریم باقری |
9 |
847 |
2 |
- |
2 |
2 |
- |
|
بهادر عبدی |
8 |
393 |
- |
- |
- |
1 |
- |
|
حسن رودباریان |
4 |
360 |
- |
5 |
- |
- |
- |
|
الونگ الونگ |
7 |
612 |
- |
- |
- |
- |
- |
|
محمدرضا مامانی |
8 |
176 |
- |
- |
- |
1 |
- |
|
احسان خرسندی |
6 |
201 |
1 |
- |
1 |
2 |
- |
|
مسعود زارعی |
2 |
90 |
- |
- |
1 |
1 |
- |
|
فرهاد خیرخواه |
6 |
71 |
- |
- |
2 |
- |
- |
|
فراز فاطمی |
8 |
361 |
1 |
- |
- |
1 |
- |
|
نبی اله باقریها |
2 |
91 |
- |
- |
- |
- |
- |
اینم از عملکرد بازیکن های تیم استقلال
|
بازیکن |
تعداد بازی |
دقایق بازی |
گل زده |
گل خورده |
پاس گل |
اخطار |
اخراج |
|
پیروز قربانی |
13 |
1170 |
2 |
- |
- |
2 |
- |
|
آرش برهانی |
12 |
1003 |
4 |
- |
1 |
1 |
- |
|
پژمان منتظری |
13 |
1123 |
1 |
- |
- |
1 |
1 |
|
میثم منیعی |
13 |
1005 |
2 |
- |
3 |
2 |
- |
|
وحید طالب لو |
11 |
990 |
- |
14 |
- |
- |
- |
|
مهداد پولادی |
12 |
900 |
- |
- |
1 |
5 |
- |
|
محمد نوازی |
10 |
855 |
1 |
- |
5 |
2 |
- |
|
مهدی امیرآبادی |
9 |
631 |
- |
- |
- |
1 |
- |
|
سان جان اورسوویچ |
7 |
440 |
1 |
- |
1 |
1 |
- |
|
امیرحسین صادقی |
10 |
779 |
1 |
- |
- |
2 |
1 |
|
محسن بیاتی نیا |
4 |
300 |
- |
- |
- |
- |
- |
|
امیدرضا روانخواه |
12 |
819 |
2 |
- |
1 |
3 |
- |
|
مجتبی جباری |
10 |
718 |
1 |
- |
2 |
- |
- |
|
سعید لطفی |
4 |
288 |
- |
- |
- |
- |
- |
|
محسن یوسفی |
6 |
280 |
- |
- |
- |
1 |
1 |
|
فرهاد مجیدی |
7 |
627 |
3 |
- |
1 |
3 |
- |
|
حمید شفیعی |
5 |
143 |
1 |
- |
1 |
- |
- |
|
علی علیزاده |
8 |
133 |
- |
- |
- |
- |
- |
|
علیرضا منصوریان |
7 |
198 |
- |
- |
2 |
1 |
- |
|
اشکان نامداری |
2 |
180 |
- |
4 |
- |
- |
- |
|
احمد خذیراوی |
2 |
113 |
- |
- |
- |
1 |
- |
|
اصغر نادعلی |
3 |
59 |
- |
- |
- |
- |
- |
|
حسین کوشکی |
1 |
45 |
- |
- |
- |
- |
نوشته شده توسط علیرضا *** http://alishear.blogfa.com/
حضرت علی ( ع ) فرمودند : روزی من . فاطمه بر منزل رسول خدا داخل شدیم ، و دیدیم که رسول گرامی گریه شدیدی می کنند ، عرض کردم : پدر و مادرم فدایت ای رسول خدا ، چه چیزی شما را به گریه انداخته است ؟
فرمودند : ای علی ، شبی که مرا به آسمانها بردند ، زنانی از امت خود را دیدم که در عذابهای بسیار سختی به سر می برند ، عذاب سخت آنها را یاد کردم و گریه بر من غلبه نمود : زنانی را دیدم که از موهای سر خود آویزان هستند و از آتش جهنم آب دماغشان میجوشد ، عده ای از زنان را دیدم که از زبان های خود آویزان بودند و آب جهنم در گلوی آنها ریخته می شد ، گروهی دیگر از پستانهای خود به طرف جهنم آویزان شده بودند ، و برخی دیگر گوشت بدن خود را می خوردند در حالیکه آتش جهنم از زیر آنها شعله ور بود ، و برخی از آنها ، پاهایشان به دستهایشان بسته شده بود و مارها و عقربهای جهنمی آنها را احاطه کرده بودند ، برخی از زنان کر و کور و لال بودند و در داخل تابوتی از آتش اسیر بودند و آب دماغ آنها می جوشید و از بینی آنها خارج میشد و دستان آنها از جذام و پیسی قطع شده بودند ، و برخی از آنها گوشت بدنشان توسط قیچی هایی از آتش از عقب و جلو بریده می شد ، و برخی صورت و دستهایشان می سوخت و جگرهای خودشان را می خوردند ، و برخی را دیدم که سرشان شبیه سر خوک و بدنشان مثل الاغ بود و در هزاران عذاب گرفتار بودند ، و برخی به صورت سگ بودند و آتش از پشت آنها داخل می شد و ملائکه الهی با گرزهایی از آتش بر سرو بدن آنها می کوبیدند !
آنگاه حضرت فاطمه عرض کردند : ای محبوب من و ای نور چشم من . ما را با خبر کن از عمل و گناه این زنان در دنیا که به آن عذابهای سخت گرفتار بودند !
رسول خدا فرمودند : ای دخترم ، اما آن زنانی که از موهای سرشان آویزان بودند کسانی هستند که در دنیا موهای سرشان را از مردان نامحرم نمی پوشاندند . و آنها که از زبانشان آویزان بودند زنانی هستند که در دنیا شوهران خود را با زبانشان می رنجاندند . و آنها که از پستانهای خود به طرف جهنم آویزان بودند کسانی هستند که به تقاضای شوهران خود برای هم بستر شدن پاسخ مثبت نمیدادند . و آنها که از پاهای خود آویزان بودند زنانی هستند که بدون اجازه شوهرشان از خانه های خود خارج می شدند . و آنها که از گوشت بدنهای خودشان را می خوردند کسانی هستند که خود را برای نامحرمان زینت می کردند . و آنها که دستهایشان به پاهایشان بسته شده بود و مارها و عقربها آنها را احاطه کرده بودند زنانی هستند که در وضو و لباسهای خود نجاست را مراعات نمی کردند و از جنابت و حیض غسل نمی کردند و نماز را سبک می شماردند . و اما زنان کر و کور و لال آنهایی هستند که از زنا بچه بدنیا آوردند و آن را به شوهر خودشان بسته اند . و آنها که گوشت بدنشان با قیچیها بریده می شد زنانی هستند که در دنیا با رفتارهای مختلف به نا محرمان اظهار تمایل می نمودند و خود را برای آنها نشان می دادند . و آنها که صورت و بدنهایشان می سوخت و جگرهای خودشان را در دهانهایشان می جویدند زنانی هستند که در دنیا واسطه بین زنای دو نفر بوده اند . و آنها که سرشان سر خوک و بدنهایشان الاغ بود در دنیا سخن چین و درغ گو بوده اند و آنها که بصورت سگ بودند و آتش از پشت آنها داخل بدنشان می شد و از دهنشان بیرون می آمد زنان آواز خوان و ترانه خوان و حسود در دنیا هستند .
و در پایان رسول خدا فرمودند : وای بر آن زنی که شوهرش را به غضب آورد ، و خوشا به حال زنی که شوهرش از او راضی باشد
نوشته شده توسط علیرضا * http://www.alishear.blogfa.com/
چقدر خنده داره که یک ساعت عبادت به درگاه الهی دیر و طاقت فرسا میگذره ولی 60 دقیقه بازی یک تیم فوتبال مثل باد می گذره!
چقدر خنده داره که 100 هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی که با همون مقدار پول به خرید می ریم کم به چشم میاد!
چقدر خنده داره که یه ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یه ساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره!
چقدر خنده داره که وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم هر چی فکر می کنیم چیزی به فکرمون نمی یاد تا بگیم اما وقتی که می خوایم با دوستمون حرف بزنیم هیچ مشکلی نداریم!
چقدر خنده داره که وقتی مسابقه ورزشی تیم محبوبمان به وقت اضافه می کشه لذت می بریم و از هیجان تو پوست خودمون نمی گنجیم اما وقتی که مراسم دعا و خطابه و نیایش طولانی تر از حدش می شه شکایت می کنیم و آزرده خاطر می شیم!
چقدر خنده داره که خوندن یه صفحه و یا بخش از قرآن سخته اما خوندن 100 صفحه از پرفروشترین کتاب رمان دنیا آسونه!
چقدر خنده داره که سعی میکنیم ردیف جلو صندلی های یک کنسرت یا مسابقه رو رزو کنیم اما به آخرین صفهای نماز جماعت تمایل داریم!
چقدر خنده داره که برای عبادت و کارهای مذهبی هیچ وقت زمان کافی در برنامه روزمره خود پیدا نمی کنیم اما برای بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تو آخرین لحظه هم که شده انجام بدیم!
چقدر خنده داره که شایعات روز نامه ها رو به راحتی باور می کنیم اما سخنان خداوند در قرآن رو به سختی باور می کنیم!
چقدر خنده داره که همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد پیدا کنند و یا کاری در راه خدا انجام بدن به بهشت برن!
چقدر خنده داره که وقتی جوکی رو از طریق پیام کوتاه و یا ایمیل به دیگران ارسال می کنید به سرعت آتشی که در جنگلی انداخته شود همه جا را فرا می گیرد اما وقتی که سخن و پیام الهی رو می شنوید دو برابر در مورد گفتن و یا نگفتن اون فکر می کنید!
خنده داره . اینطور نیست؟!
دارید می خندید؟
دارید فکر می کنید؟
این حرفارو به گوش بقیه هم برسونید و از خداوند سپاس گذار باشید که او خدای اعلی و دوست داشتنی است.
آیا این خنده دار نیست که وقتی که می خواید این حرفارو به بقیه بزنید خیلی ها رو از لیست خودتون پاک می کنید بخاطر اینکه مطمئنید که اونها به هیچ چی اعتقاد ندارند؟!!!
خنده داره؟ ...... نه تاسف آوره.
نوشته شده توسط علیرضا * http://alishear.blogfa.com/
یکشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم "کلاسهای روش خود اتکایی بر اعتماد به نفس "ثبت نام کنیم هم خیلی جالبه هم اثرات خیلی خوبی در زندگی زناشویی داره, تا برگردم دیر شده,سر راه یه چیزی بگیر بیار!
دوشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم شوی "ظروف عتیقه".میگن خیلی جالبه.ممکنه طول بکشه.سر راه از بیرون یه چیزی بگیر و بیار!
سه شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز من و نازی قراره با هم بریم برای لباس مامانم که میخواد برای عروسی خواهر نازی بدوزه دگمه بخریم.تو که میدونی فامیل مامانم اینا چقدر روی دگمه حساسند!ممکنه طول بکشه.سر راه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!
چهارشنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی با هم بریم برای کلاس "بدنسازی" و "آموزش ترومپت" ثبت نام کنیم.همسایه نازی رفته میگه خیلی جالبه.ترومپت هم که میگن خیلی کلاس داره مگه نه؟ ممکنه طول بکشه چون جلسه اوله.سر راه یه چیزی بگیر بیار!
پنج شنبه:
مرد:عزیزم امروز ناهار چی داریم؟
زن:ببین امروز قراره من و نازی بریم خونه همسایه خاله نازی که تازه از کانادا اومده.میخوایم شرایط اقامت رو ازش بپرسیم.من واقعاً از این زندگی "خسته " شدم!چیه همش مثل کلفتها کنج خونه! به هر حال چون ممکنه طول بکشه یه چیزی از بیرون بگیر بیار!
جمعه:
مرد:عزیزم امروز چی ناهار داریم؟
زن:ببینم تو واقعاً "خجالت" نمیکشی؟یعنی من یه روز تعطیل هم حق استراحت ندارم؟واقعاً نمیدونم به شما مردای ایرونی چی باید گفت!نه واقعاً این خیلی توقع بزرگیه که انتظار داشته باشم فقط هفته ای یه بارشوهرم من رو برای ناهار بیرون ببره؟!؟!؟!
حالا خودتون نتیجه گیری کنید از این موضوع
نوشته شده توسط علیرضا * http://alishear.blogfa.com/
یک خبر مهم
پايان سريال اغماء لو رفت
کارگردان سريال اغماء: پايان سريال را هيچکس نمي داند. (به نقل از تمام جرايد و جام جم)ا
شطحيات: و آن کارگردان ، سه گونه فيلم بساختي:
يکي را هم کارگردان دانستي پايانش را و هم تماشاچي.
يکي را فقط کارگردان دانستي و نه تماشاچي.
يکي را نه کارگردان دانستي و نه تماشاچي.
- و آن سومين فيلم ، منم !علي رغم اظهارات جناب آقاي «سيروس مقدم»، کارگردان محترم سريال (ايسنا) در مصاحبه با «اغماء» (ببخشيد… برعکس بايد مي نوشتم!) مبني بر عدم اطلاع تمام عوامل دست اندرکار ساخت اين مجموعه تلويزيوني از پايان داستان ؛ خوشبختانه نگارنده از آنجا که سوئنظر کرده است و با عوام فرق دارد، از طريق «سيمکارت الياس» (يا «الياس کارت» معروف) که هميشه و در هر لحظه مي تواند مشترک مورد نظر را در دسترس قرار دهد، توانست با يکي از عوامل وابسته به «الياس» تماس برقرار کند و از چند و چون پايان اين سريال ديدني باخبر شود.
پايان سريال اغماء: با اطلاع يکي از اهالي محل که چشم بصيرت دارد (از همان چشم هايي که در سريال سال قبل بود) در يک عمليات غافلگيرانه ، «الياس» به همراه جمعي ديگر از اراذل و اوباش محله دستگير و روانه زندان مي شوند. موبايل وي نيز به نفع شرکت مخابرات براي کمک به بهبود سيستم مکالمات تلفني ، ضبط و مصادره مي گردد. «دکتر جودت» به خاطر اين که خانم «خانم دکتر برديا» به او گفته است: «بي شعور» و او را شناخته است از ازدواج با وي منصرف شده و به باغ عمه اش پناه مي برد و کمي سرخورده مي شود.
در همين هنگام الياس به شيوه اي خاص از دست ماموران فرار کرده و به باغ عمه دکتر جودت مي رود و در قالب يکي از دوستان وي ، زنگ در باغشان را در يک روز باراني پاييزي به صدا درمي آورد و يک مجموعه تلويزيوني ديگر براي رمضان سال ديگر در ذهن سيروس مقدم کليد مي خورد. «دکتر پژوهان» نيز به خود مي آيد و با وساطت «حاج يونس» با دکتر برديا ازدواج نمي کند و خواستگار «هستي» مي شود که در همين هنگام ، جرقه ساخت يک مجموعه ديگر در ذهن کارگردان سريال «ميوه ممنوعه » براي سال بعد زده مي شود.
جون من نظر بدهید
اگه نظر ندی الهی این نفرین ها بر سرت بیاد ![]()
الهي اسب ابي گازت بگيره. الهي سر جلسه امتحان خودکارت تموم شه
الهي وقتي تو نت يه قرار لطيف داري کارتت تموم شه . الهي بري بيرون دوست دخترت رو با يکي ديگه ببيني ( در مورد دخترها : وقتی میری بیرون دوست پسرت رو با یکی دیگه ببینی
) . الهي تيم مورد علاقت دقيقه نود و چهار گل بخوره . الهي وقتي منتظر فيلم مورد علاقت هستي برق بره . الهي سر سفره عقد عروس خانوم بهت جواب نه بده. الهي وقتي تو پارک با دوست دخترت نشستي بابات يهو بياد ( در مورد دخترها : وقتی تو پارک با دوست پسرت نشستی بابات و مامانت بیان
). الهي جلو مدرسه دخترونه بخوري زمين.... پس نظر بده عزیزم ![]()
نوشته شده توسط علیرضا * http://alishear.blogfa.com/ ![]()
| رديف | تيم | تعداد بازی | برد | تساوی | باخت | زده | خورده | امتياز |
| 1. | پرسپولیس | 8 | 6 | 2 | 0 | 17 | 8 | 20 |
| 2. | سپاهان | 6 | 5 | 1 | 0 | 12 | 5 | 16 |
| 3. | صباباتری | 8 | 4 | 4 | 0 | 8 | 4 | 16 |
| 4. | ملوان | 8 | 4 | 2 | 2 | 10 | 6 | 14 |
| 5. | سايپا | 7 | 3 | 2 | 2 | 10 | 9 | 11 |
| 6. | استقلال اهواز | 8 | 2 | 4 | 2 | 11 | 9 | 10 |
| 7. | راه آهن | 8 | 2 | 4 | 2 | 8 | 6 | 10 |
| 8. | شيرين فراز | 8 | 3 | 1 | 4 | 10 | 13 | 10 |
| 9. | استقلال | 8 | 2 | 3 | 3 | 12 | 12 | 9 |
| 10. | فجر شيراز | 8 | 2 | 3 | 3 | 10 | 12 | 9 |
| 11. | پیکان | 8 | 1 | 5 | 2 | 10 | 10 | 8 |
| 12. | صنعت نفت | 8 | 2 | 2 | 4 | 8 | 10 | 8 |
| 13. | مس کرمان | 7 | 2 | 2 | 3 | 7 | 9 | 8 |
| 14. | پاس همدان | 7 | 2 | 2 | 3 | 5 | 7 | 8 |
| 15. | ابومسلم | 8 | 2 | 2 | 4 | 6 | 10 | 8 |
| 16. | برق شيراز | 8 | 2 | 2 | 4 | 7 | 12 | 8 |
| 17. | ذوب آهن | 7 | 1 | 3 | 3 | 5 | 7 | 6 |
| 18. | پگاه | 8 | 0 | 4 | 4 | 1 | 8 | 4 |
نوشته شده توسط علیرضا * http://alishear.blogfa.com/ ![]()
سرمربي تيم فوتبال سپاهان بعد از بازي با استقلال تهران گفت: استقلاليها يكي از بهترين و پرستارهترين تيمهاي ليگ ايران هستند و بازي خوبي به نمايش گذاشتند اما، تيم ما عليرغم در اختيار نداشتن دو بازيكن اصلي، به راحتي حريف را شكست داد و ثابت كرد، حرفهايترين تيم ايران است.
به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، لوكا بوناچيچ افزود: در نيمهي دوم به بازيكنان توصيه كرديم كه كمي عقب بكشند تا استقلاليها روي دفاع و دروازهمان فشار وارد كنند. با اين كار به خوبي توانستيم بازي برگشت مقابل الوحده را شبيهسازي كنيم و محك خوبي داشته باشيم براي وضعيت دفاعي تيم در زمان فشار حملات الوحده امارات.
سرمربي سپاهان از وضعيت هافبكهاي خود چندان راضي نيست، او گفت: نويدكيا در روز خوبش نبود و جا داشت كه او و ديگر هافبكهاي تيم به خصوص در نيمه دوم بهتر كار كند و نگذارند كار به دقايق پاياني بكشد. ما بايد كار را با گلهاي بيشتر تمام ميكرديم كه در پايان 90 دقيقه اينقدر زجر نكشيم.
بوناچيچ در مورد صحبتهاي حجازي مبني بر اين كه داور سپاهان را پيروز كرد، گفت: معمولا در ايران هر سرمربي براي توجيه شكست خود، تقصير را به گردن داوري مياندازد و اين چيز تازهاي نيست. من در كار داوري ايراد چنداني نديدم.
وي در تواناييهاي بالاي تيمش صحبت كرد و گفت: تيم ما با سه پاس به دروازهي حريف ميرسد و با 6 بازيكن در حملات ظاهر ميشود. اين نشان ميدهد كه سپاهان در چه اندازهاي از سطح تاكتيكي قرار دارد. اگر همه فكر ميكنند كه تنها تاكتيك ما استفاده از ضد حملات و محمود كريمي است سخت در اشتباهند. آنها بايد فيلم بازي را دوباره نگاه كنند و ببينند ما چه تيمي هستيم.
***********************
فکر کنم اقای بوناچیچ در گفته خود اشتباه کردند اخه وقتی تیمی در رده نهم لیگ است مگر میتواند يكي از بهترين و پرستارهترين تيمهاي ليگ ايران هم باشد !!!
نوشته شده توسط علیرضا * http://alishear.blogfa.com/ ![]()

نوشته شده توسط علیرضا * http://alishear.blogfa.com/ ![]()
| رديف | تيم | تعداد بازی | برد | تساوی | باخت | زده | خورده | امتياز |
| 1. | پرسپولیس | 7 | 5 | 2 | 0 | 15 | 7 | 17 |
| 2. | صباباتری | 7 | 4 | 3 | 0 | 6 | 2 | 15 |
| 3. | سپاهان | 5 | 4 | 1 | 0 | 10 | 4 | 13 |
| 4. | ملوان | 7 | 3 | 2 | 2 | 8 | 6 | 11 |
| 5. | سايپا | 7 | 3 | 2 | 2 | 10 | 9 | 11 |
| 6. | شيرين فراز | 7 | 3 | 1 | 3 | 9 | 11 | 10 |
| 7. | استقلال اهواز | 7 | 2 | 3 | 2 | 9 | 7 | 9 |
| 8. | راه آهن | 7 | 2 | 3 | 2 | 6 | 4 | 9 |
| 9. | استقلال | 7 | 2 | 3 | 2 | 11 | 10 | 9 |
| 10. | فجر شيراز | 7 | 2 | 3 | 2 | 9 | 9 | 9 |
| 11. | مس کرمان | 7 | 2 | 2 | 3 | 7 | 9 | 8 |
| 12. | برق شيراز | 7 | 2 | 2 | 3 | 7 | 10 | 8 |
| 13. | پیکان | 7 | 1 | 4 | 2 | 8 | 8 | 7 |
| 14. | پاس همدان | 6 | 2 | 1 | 3 | 5 | 7 | 7 |
| 15. | ذوب آهن | 6 | 1 | 3 | 2 | 4 | 5 | 6 |
| 16. | صنعت نفت | 7 | 1 | 2 | 4 | 6 | 9 | 5 |
| 17. | ابومسلم | 7 | 1 | 2 | 4 | 3 | 9 | 5 |
| 18. | پگاه | 7 | 0 | 3 | 4 | 1 | 8 | 3 |
نوشته شده توسط علیرضا