تبليغاتX
محل استقرار رمان خوانها
پیغام مدیر

علت شکست بسیاری از انسانها در زندگی این است که پس از مواجه شدن با چند شکست موقتی ، ناامید می شوند و دست از تلاش بر می دارند

آرشیو دسته ای
لینک به ما
وضعیت در یاهو
مطالب قبلی
لوگو دوستان
آرشیو ماهیانه
- خـــبـــر و عـــکـــس
- blackrose

عکسهای دیدنی از 10 اعجـوبـه كوچك دنیا !
دسته: جملات و داستان های جالب

بچه‌ها شخصیت جالب و عجیبی دارند، به نوعی كه گاهی اوقات حركات عجیب و غریب از خود نشان میدهند كه باورش برای خیلیها مشكل است، گاهی اوقات آنان با وجود سن كم، دست به كارهای خارقالعادهای میزنند كه باعث تعجب می‌شود و انسان را تا مرحله حیرت پیش میبرد درست مثل 10 بچهای كه ما از آنان به عنوان اعجوبه یاد می‌كنیم، لطفا مطلب زیر را بخوانید.


«كیم اونگ یونگ»، باهوشترین فرد دنیا


این فوق نابغه كرهای در سال 1962 به دنیا آمد و در حال حاضر باهوشترین فرد دنیا محسوب می‌شود. او در چهار سالگی میتوانست زبانهای ژاپنی، كرهای، آلمانی و انگلیسی را بخواند. در پنج سالگی سختترین مسئله‌های دیفرانسیل و انتگرال را حل میكرد و بهره هوشی بسیار بالا یعنی بالای 210 داشت. كیم از 3 تا 6 سالگی دانشجوی افتخاری دانشگاه هانگ یانگ بود و در 7 سالگی به «ناسا» دعوت شد. او در پانزده سالگی دكترای خود را گرفت.


«گریگوری اسمیت»، كاندیدای صلح نوبل

گریگوری اسمیت در سال 1990 به دنیا آمد در دو سالگی میتوانست بخواند و در ده سالگی وارد دانشگاه شد. ولی نبوغ تحصیلی، تنها نیمی از داستان گریگوری اسمیت است.
او عاشق صلح می‌باشد و از سنین كم به عنوان حامی و یكی از فعالان حقوق كودك و صلح جهانی به كشورهای مختلف دنیا سفر كرده است. او موسس سازمان بینالمللی دفاع جوانان است كه اصول صلح را به كودكان و جوانان سراسر دنیا آموزش میدهد. او با بیلكلینتون و میخائیل گورباچوف مذاكره داشته و در مقابل سازمان ملل سخنرانی كرده است. گریگوری در 12 سالگی كاندیدای اخذ جایزه صلح نوبل شد.


«اكریت جاسوال»، جراح هفت ساله


اكریت جاسوال یك نوجوان هندی است كه باهوشترین فرد هندی به شمار میرود. او در سال 2000 و در هفت سالگی اولین موفقیت پزشكی خود را به دست آورد. بیمار او دختری هشت ساله بود كه پول كافی برای رفتن به بیمارستان نداشت. دست این دختر به حدی سوخته بود كه جمع شده و به شكل مشت درآمده بود. اكریت هیچ تجربهای در جراحی نداشت، ولی این دختر را عمل كرد و او دیگر میتوانست انگشتان خود را باز و بسته كند. اكریت به مطالعات پزشكی خود ادامه داد و در دوازده سالگی دارویی برای درمان سرطان ساخت. او هماكنون كوچكترین دانشجوی دانشكده پزشكی هند است.


«كلئوپاترا استراتان»، خواننده سه ساله


كلئوپاترا در اكتبر 2002 در مولداوی به دنیا آمد. پدر او نیز یك خواننده است. كلئوپاترا كوچكترین خواننده پردرآمد دنیا به حساب میآید. او در سال 2006 آلبوم «در 3 سالگی» را روانه بازار كرد و ركورد فروش آلبومهای موسیقی دنیا را شكست. او برای هر آهنگ خود هزار یورو میگیرد.





«آلیتا آندره» نقاش دو ساله


آلیتا دو ساله است ولی نقاشی را پیش از این آغاز نموده است. وقتی «مارك جمیسون» رئیس گالری نقاشی ملبورن استرالیا نقاشیهای این هنرمند را دید آنقدر از آن خوشش آمد كه تصمیم گرفت آنها را در یك نمایشگاه به نمایش بگذارد. این نمایشگاه با استقبال گرم تماشاچیان مواجه شد و همه میخواستند خالق آن آثار را ببینند در آن زمان بود كه جمیسون تازه متوجه شد نقاش اصلی آن تابلوها دختر 22 ماهه هنرمند یعنی «آلیتا آندره» است.




«آرون كریپكه» در دوران دبیرستان استاد هاروارد شد


سائول در سال 1940 در نیویورك به دنیا آمد. او یك نابغه به تمام معنی بود. در چهار سالگی جبر را كشف كرد و در پایان دوره ابتدایی هندسه، حساب و فلسفه را به پایان رساند. در نوجوانی یك سری مقاله نوشت كه معلوم شد همه اصول منطق كیفی هستند. در همان زمان از سوی دانشگاه هاروارد نامهای به او رسید كه از وی دعوت میكرد برای تدریس به آن دانشگاه برود. او میگوید: «مادرم گفت باید اول دبیرستان را تمام كنم و بعد به دانشگاه بروم» بعد از دبیرستان، سائول استاد هاروارد شد و اكنون بزرگترین فیلسوف زنده دنیا می‌باشد.




«مایكل كرنی» لیسانسیه ده ساله و میلیونر تلویزیونی


مایكل كرنی 24 سال دارد. او در ده سالگی مدرك لیسانس خود را گرفت و در سال 2008 در مسابقه «كی میخواهد میلیونر شود» شركت كرده و برنده یك میلیون دلار جایزه شد. او ركوردهای جهانی بسیاری دارد كه یكی از آنها تدریس در دانشگاه در 17 سالگی است.



«الینا اسمیت» مشاور رادیویی 7 ساله


ایستگاه رادیویی شهر الینا زمانی به او به عنوان مشاور یا سنگ صبور یك شغل داد كه او به رادیو زنگ زد و در پاسخ به زن شنوندهای كه از كار بیكار و افسرده شده بود، گفت: «عزیزم فقط باید با دوستانت به ورزش بولینگ بروی و روزی یك لیوان شیر بنوشی.» توصیه الینا آنقدر برای شنوندگان جالب بود كه این ایستگاه رادیویی هفتهای یك ساعت او را به عنوان سنگ صبور به استودیو دعوت میكرد. الینا مشاوره‌های مختلفی به شنوندگان میدهد و مشكلات بسیاری از به هم خوردن نامزدی تا از بین بردن بوی بد عرق را پاسخ میدهد. وقتی یك شنونده برای او نوشت كه چطور شوهر پیدا كند؟ الینا پاسخ داد: «به خودت برس ولی زیاد آرایش نكن.» و وقتی شنونده دیگری پرسید چه كار كند تا نامزدش به سوی او بازگردد، گفت: «این مرد ارزش دلشكسته شدن ندارد. زندگی آنقدر كوتاه است كه نباید به خاطر یك مرد آن را خراب كرد.»


«فابیانو لوییجی كاروانا» اعجوبه شطرنج


فابیانو یك نوجوان 16 ساله ایتالیایی است كه در 14 سالگی استاد بزرگ شطرنج شد. او بهترین شطرنجباز زیر هجده سال در سراسر دنیاست.



«ویلی موسكونی» آقای بیلیارد در 6 سالگی


موسكونی معروف به آقای بیلیارد در آمریكا از شش سالگی به طور حرفهای بیلیارد بازی میكرد. او در حقیقت بازی بیلیارد را از تمرین كردن با سیبزمینیهای كوچك آغاز كرده بود. مدتی بعد پدرش به نبوغ او پی برد و او را در مسابقات بزرگ شركت داد.



Lord of the shadows (حمید) سه شنبه 29 اردیبهشت1388   

دانلود رمان کامل رایکا نوشته فهمیه سلیمانی ( 591 صفحه )
دسته: داستان ها
سلام سلام سلام ... بلاخره این رمان هم تموم شد منم اومدم و کلش رو تو یک فایل PDF براتون گذاشتم  جمش هم زیاد نیست  حدود 1.83 مگ همین دیگه موفق باشید و شاد تا بعد ( حمید )

راستی عکس رو جلد رو هم اگه رامانا اسکن کنه و بفرسته همینجا میگذاریم

دانلود از سرور یزد دی وی دی

از اینجا

دانلود از مدیا فایر

از اینجا

....................................

اینم از ورژن موبایلی برا اونایی که حال کامپیوتر ندارن حجم حدود 300 کیلوبایت

دانلود از سرور یزد دی وی دی

از اینجا

دانلود از مدیا فایر

از اینجا

 



Lord of the shadows (حمید) پنجشنبه 24 اردیبهشت1388   

كتاب دستی زندگی برای سال 1388
دسته: علمي
زندگی شما می‌تواند به زیبایی رویاهایتان باشد. فقط باید باور داشته باشید که می‌توانید کارهای ساده‌ای انجام دهید. در زیر لیستی از کارهایی که می‌توانید برای داشتن زندگی شادتر انجام دهید، آورده شده است. هر روز آنها را به کار بگیرید و از زندگی خود در این سال لذت ببرید.
 

سلامتی:

1- آب فراوان بنوشید.

2- مثل یک پادشاه صبحانه بخورید، مثل یک شاهزاده ناهار و مثل یک گدا شام بخورید.

3- از سبزیجات بیشتر استفاده کنید تا غذاهای فراوری شده.

4- بااین 3 تا E زندگی کنید: Energy (انرژی)، Enthusiasm (شور و اشتیاق)، Empathy (دلسوزی و همدلی).

5- از مدیتیشن، یوگا، نماز و دعا کمک بگیرید.

6- بیشتر بازی کنید.

7- بیشتر از سال گذشته کتاب بخوانید.

8- روزانه 10 دقیقه سکوت کنید و به تفکر بپردازید.

9- 7 ساعت بخوابید.

10- هر روز 10 تا 30 دقیقه پیاده‌روی کنید و در حین پیاده‌روی، لبخند بزنید.

 

شخصیت:

11- زندگی خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید: شما نمی‌دانید که بین آنها چه می‌گذرد.

12- افکار منفی نداشته باشید، در عوض انرژی خود را صرف امور مثبت کنید.

13- بیش از حد توان خود کاری انجام ندهید.

14- خیلی خود را جدی نگیرید.

15- انرژی خود را صرف فضولی در امور دیگران نکنید.

16- وقتی بیدار هستید بیشتر خیال‌پردازی کنید.

17- حسادت یعنی اتلاف وقت، شما هر چه را که باید داشته باشید، دارید.

18- گذشته را فراموش کنید. اشتباهات گذشته شریک زندگی خود را به یادش نیاورید. این کار آرامش زمان حال شما را از بین می‌برد.

19- زندگی کوتاه‌تر از این است که از دیگران متنفر باشید. نسبت به دیگران تنفر نداشته باشید.

20- با گذشته خود رفیق باشید تا زمان حال خود را خراب نکنید.

21- هیچ کس مسئول خوشحال کردن شما نیست، مگر خود شما.

22- بدانید که زندگی مدرسه‌ای می‌ماند که باید در آن چیزهایی بیاموزید. مشکلات قسمتی از برنامه درسی هستند و به مانند کلاس جبر می‌باشند.

23- بیشتر بخندید و لبخند بزنید.

24- مجبور نیستید که در هر بحثی برنده شوید. زمانی هم مخالفت وجود دارد.


جامعه:

25- گهگاهی به خانواده و اقوام خود زنگ بزنید.

26- هر روز یک چیز خوب به دیگران ببخشید.

27- خطای هر کسی را به خاطر هر چیزی ببخشید.

28- زمانی را با افراد بالای 70 سال و زیر 6 سال بگذرانید.

29- سعی کنید حداقل هر روز به 3 نفر لبخند بزنید.

30- اینکه دیگران راجع به شما چه فکری می‌کنند، به شما مربوط نیست.

31- زمان بیماری شغل شما به کمک شما نمی‌آید، بلکه دوستان شما به شما مدد می‌رسانند، پس با آنها در ارتباط باشید.

 

زندگی:

32- کارهای مثبت انجام دهید.

33- از هر چیز غیر مفید، زشت یا ناخوشی دوری بجویید.

34- خداوند درمان‌گر هر چیزی است. (ذکر خدا شفای هر دردی است.)

35- هر موقعیتی چه خوب یا بد، گذرا است.

36- مهم نیست که چه احساسی دارید، باید به پا خیزید، لباس خود را به تن کرده و در جامعه حضور پیدا کنید.

37- حتی بهترین هم می‌آید.

38- همین که صبح از خواب بیدار می‌شوید، باید از خداوند تشکر کنید.

39- بخش عمده درون شما شاد است، بنابراین خوشحال باشید.

 

آخرین اما نه کم‌اهمیت‌ترین:

40- لطفا این موارد را به هر کسی که دوست دارید، بفرستید



Lord of the shadows (حمید) پنجشنبه 24 اردیبهشت1388   

دانلود کامل رمان دو نیمه سیب
دسته: داستان ها
با سلام خدمت همه دوستان اینم از یه رمان جدید به صورت کامل اگه کسی میتونه رمان کاملی برامون بفرسته به آیدی

hamid_zare0351h@yahoo.com

بفرسته با تشکرات فراوان

دانلود از سرور اختصاصی یزد دی وی دی

دانلود رمان دو نیمه سیب

دانلود از سرور مدیا فایر

دانلود رمان دو نیمه سیب

 



Lord of the shadows (حمید) پنجشنبه 17 اردیبهشت1388   

دانلود کامل رمان شب نیلوفری نوشته رویا خسرو نجدی
دسته: داستان ها
سلامٌ علیکم ... هان چی میگه بعد از این همه وقت اومده داره مزه میریزه!!! ... بچه ها پایه این بزنیم دربوداغونش کنیم ... بچه یه خورده سنگین باش ... باشه سعی میکنم!!! اینم از ادامه خدایی درس خوندنم خیلی مشکله ها این زن و زندگی هم خیلی مشکلات داره ... آقایون اگه میخوایید زن و زندگی پدرتون رو در نیاره پس یکی نگیرد برید رو مرز ۱۰ یا شاید ۱۵ تا  اینجوری زودی زنده بگور میشین خوب بسه دیگه چقدر حرف میزنین بسه دیگه بگذارید ادامه داستان رو بگذارم ... هان ؟؟؟

اینم از کل کتاب امیدوارم تا کتاب بعدی صبر داشته باشید چون به احتمال زیاد یه یک ماهی نباشم ولی بعدش که بیام سعی میکنم کولاک کنم ... خوش باشید و ما رو فراموش نکنید ... تا بعد

شب نیلوفری نوشته رویا خسرو نجدی ( وبلاگ لردسیاه )

سرور سایت یزد دی وی دی

فصل اول     فصل 2     فصل 3     فصل 4     فصل 5     فصل 6     فصل 7     فصل 8     فصل 9

فصل 1-10  فصل 2-10 فصل 11   فصلهای آخر

سرور مدیا فایر

فصل اول     فصل 2     فصل 3     فصل 4     فصل 5     فصل 6     فصل 7     فصل 8     فصل 9

فصل 1-10  فصل 2-10 فصل 11   فصلهای آخر

پسورد :lordesyah.blogfa.com

صدای نفس های او در گوشش پیچید و ریه هایش پر شد از عطرناب باران و تن باران خورده خاک، لحظه های مهتابی اما زیر باران، لحظه های پر از قطرات باران همه را طی کرد، نه ... طی نکرد، همه را بلعید همه را نوشید و دوباره داخل کوچه خلوت و بارانی ایستاد.

- گوش کن ... خوب گوش کن، حالا وقت شنیدن شرط منه.

چرا شرط را فراموش کرده بود نمی دانست گرمی دستهای باران، حجم تن خیسش روی سینه او، چشمان بارانی و نگاه بی قرارش ... همه و همه شرط را از یادش برده بود.

- تو قول دادی یادت هست، تو قول دادی ...

و او قول داده بود، خوب به یاد داشت بابت هر شرطی که نمی دانست چیست و او باید می پذیرفت قول داده بود ...



Lord of the shadows (حمید) یکشنبه 13 اردیبهشت1388   

فصل 7 و 8 و 9 شب نیلوفری نوشته رویا خسرو نجدی
دسته: داستان ها
سلام سلام .... دو ساعت نوشتم پاک شد خوب باز از اول شروع میکنم

سلام شد ... امروز رو با کمک الهام گذاشتم منشی رو خدا رسوند ولی داره رو سایتم کار میکنه و مجبور شد کمکم کنه این حاج خانم  ... راستی نظر یادتون نره و اینکه همین دیگه ... موفق باشید

..................................

توسط:مریم
سلام بابا ما که پوسیدیم این فصل چهار عاشقانه برای پسرم درست نشد؟ ترو خدا حد اقل به حرمت این که دستم ترکید تا این همه تایپ کردم این فصل رو درست کنید
از همه ممنون مرسی از سایت خوبتون

جواب: یه نگاه میندازم امیدوارم مشکلتون حل بشه

توسط:z
سلام بازم ازتون خواهش میکنم که اگه میشه بگید رمان روزهای خاکستری رو فکر میکنید کدوم سایت واسه دانلود داره؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
خودتون نمیتونید این رمان رو بذارید؟؟؟؟؟؟؟؟
خواهشاً..................

جواب: من به غیر از کتابفروشی جای دیگه ای سراغ ندارم هر کی میدونه جای دیگه ای هم پیدا میشه یه ندا بده

توسط:حسن
سلام و تشکر از زحمتت
فکر نمیکنی که تایپ کردن رمان از اسکن کردن راحت تر باشه
ما هم بعدا میتونیم اون رو تبدیل به فرمت موبایل کنیم.ولی اسکن رو نمیتونیم.

جواب : منم میگم راحتره لطف کن شما تایپ کن برا منم بفرست

توسط:علیرضا
خیلی ممنون داش حمید
تو خودت فقط یه ندا بده که هستی لااقل نگرانت نشیم
بعدشم اگه خواستی یه 4-5 فصل آپ کن 

جواب : ندا رو حاظرم ولی فصلها رو نه خیلی مشکله خدایی

توسط:آرام
سلام آقا حمید مرسی
در ضمن ماهم کنکور و درس و خونه زندگی داریم ولی روزی شصت بار میام ببینیم فصل بعد چی شد
روزی یه فصل گذاشتن نمی کشدتون
واسه ما کنکوری ها هم یه تنوعی و یک زنگ تفریح میشه
 
جواب: خانم با بچه مهربون تر باش دلش میشکنه ... با این احوالات بازم ای بچشم

توسط:رها
خواهشا" فقط توضیح بده ادامه داستان چشم های سگردان چی میشه حتی اگه شده خیلی کوتاه باشه خیلی دوست دارم بدونم ....

جواب : متاسفانه منم نمیدونم چی میشه این کتاب رو اگه بازم گیر بیارم ادامه اش رو میگذارم البته سعی خودم رو میکنم

توسط:غریبه
حمید خان زحمت کش
ممنون از تمام زحماتت
اما یه گلایه واسه بدقولی هات که البته درک می کنم حق داری کارت زیاده ولی
دوتا شدی این شدی
خدا نکنه یه روز به فکر این بیفتی که سه تا بشین

جواب :

شب نیلوفری نوشته رویا خسرو نجدی ( وبلاگ لردسیاه )

سرور سایت یزد دی وی دی

فصل اول     فصل 2     فصل 3     فصل 4     فصل 5     فصل 6     فصل 7     فصل 8     فصل 9

سرور مدیا فایر

فصل اول     فصل 2     فصل 3     فصل 4     فصل 5     فصل 6                               

پسورد :lordesyah.blogfa.com

صدای نفس های او در گوشش پیچید و ریه هایش پر شد از عطرناب باران و تن باران خورده خاک، لحظه های مهتابی اما زیر باران، لحظه های پر از قطرات باران همه را طی کرد، نه ... طی نکرد، همه را بلعید همه را نوشید و دوباره داخل کوچه خلوت و بارانی ایستاد.

- گوش کن ... خوب گوش کن، حالا وقت شنیدن شرط منه.

چرا شرط را فراموش کرده بود نمی دانست گرمی دستهای باران، حجم تن خیسش روی سینه او، چشمان بارانی و نگاه بی قرارش ... همه و همه شرط را از یادش برده بود.

- تو قول دادی یادت هست، تو قول دادی ...

و او قول داده بود، خوب به یاد داشت بابت هر شرطی که نمی دانست چیست و او باید می پذیرفت قول داده بود ...



Lord of the shadows (حمید) چهارشنبه 9 اردیبهشت1388   

فصل 5 و 6 شب نیلوفری نوشته رویا خسرو نجدی
دسته: داستان ها
با سلام شرمنده بابت دیر کرد چون درسم تموم شده دارم آماده میشم برا کنکور و مشکلات زن و بچه یه خورده سایه مون سنگین شده  فقط لطف کنید یه جوریی باهامون کنار بیایین ... موفق باشید و شاد

شب نیلوفری نوشته رویا خسرو نجدی ( وبلاگ لردسیاه )

سرور سایت خودم

فصل اول     فصل 2     فصل 3     فصل 4     فصل 5     فصل 6

سرور مدیا فایر

فصل اول     فصل 2     فصل 3     فصل 4     فصل 5     فصل 6

پسورد :lordesyah.blogfa.com

صدای نفس های او در گوشش پیچید و ریه هایش پر شد از عطرناب باران و تن باران خورده خاک، لحظه های مهتابی اما زیر باران، لحظه های پر از قطرات باران همه را طی کرد، نه ... طی نکرد، همه را بلعید همه را نوشید و دوباره داخل کوچه خلوت و بارانی ایستاد.

- گوش کن ... خوب گوش کن، حالا وقت شنیدن شرط منه.

چرا شرط را فراموش کرده بود نمی دانست گرمی دستهای باران، حجم تن خیسش روی سینه او، چشمان بارانی و نگاه بی قرارش ... همه و همه شرط را از یادش برده بود.

- تو قول دادی یادت هست، تو قول دادی ...

و او قول داده بود، خوب به یاد داشت بابت هر شرطی که نمی دانست چیست و او باید می پذیرفت قول داده بود ...



Lord of the shadows (حمید) پنجشنبه 3 اردیبهشت1388   

کپی برداری از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز می باشد