تبليغاتX
محل استقرار رمان خوانها
پیغام مدیر

علت شکست بسیاری از انسانها در زندگی این است که پس از مواجه شدن با چند شکست موقتی ، ناامید می شوند و دست از تلاش بر می دارند

آرشیو دسته ای
لینک به ما
وضعیت در یاهو
مطالب قبلی
لوگو دوستان
آرشیو ماهیانه
- خـــبـــر و عـــکـــس
- blackrose

شب نیلوفری نوشته رویا خسرونجدی فصل سوم و چهارم
دسته: داستان ها

دوستان بابت تاخیر شرمنده ایشالا فردا دو تا ۴ فصل میگذارم موفق باشید

سلام سلام سلام ... خدایی خیلی مشکل نیست روزی یه فصل آخه این کتاب ۵۲ فصل داره  خوب میشه ۳ سال  پس خیلی میشه ... خوش باشید ... تا بعد ( به احتمال زیاد فصل بعدی رو هم امروز بگذارم )

شب نیلوفری نوشته رویا خسرو نجدی ( وبلاگ لردسیاه )

سرور سایت خودم

فصل اول     فصل 2     فصل 3     فصل 4

سرور مدیا فایر

فصل اول     فصل 2     فصل 3     فصل 4

پسورد :lordesyah.blogfa.com

صدای نفس های او در گوشش پیچید و ریه هایش پر شد از عطرناب باران و تن باران خورده خاک، لحظه های مهتابی اما زیر باران، لحظه های پر از قطرات باران همه را طی کرد، نه ... طی نکرد، همه را بلعید همه را نوشید و دوباره داخل کوچه خلوت و بارانی ایستاد.

- گوش کن ... خوب گوش کن، حالا وقت شنیدن شرط منه.

چرا شرط را فراموش کرده بود نمی دانست گرمی دستهای باران، حجم تن خیسش روی سینه او، چشمان بارانی و نگاه بی قرارش ... همه و همه شرط را از یادش برده بود.

- تو قول دادی یادت هست، تو قول دادی ...

و او قول داده بود، خوب به یاد داشت بابت هر شرطی که نمی دانست چیست و او باید می پذیرفت قول داده بود ...



Lord of the shadows (حمید) سه شنبه 25 فروردین1388   

شب نیلوفری نوشته رویا خسرونجدی فصل دوم
دسته: داستان ها
سلام ... خدایی خیلی مشکل هست روزی یه فصل بگذاری نمیشه من هر ماه یه فصل بگذارم ولی امیدوارم همین جوری که داریم پیش میریم خوب باشه ایشالا منشی پیدا کنم سعی میکنم بیشتر بگذارم ... همین دیگه ... موفق باشید و شاد

شب نیلوفری نوشته رویا خسرو نجدی ( وبلاگ لردسیاه )

سرور سایت خودم

فصل اول     فصل 2

سرور مدیا فایر

فصل اول     فصل 2

پسورد :lordesyah.blogfa.com

صدای نفس های او در گوشش پیچید و ریه هایش پر شد از عطرناب باران و تن باران خورده خاک، لحظه های مهتابی اما زیر باران، لحظه های پر از قطرات باران همه را طی کرد، نه ... طی نکرد، همه را بلعید همه را نوشید و دوباره داخل کوچه خلوت و بارانی ایستاد.

- گوش کن ... خوب گوش کن، حالا وقت شنیدن شرط منه.

چرا شرط را فراموش کرده بود نمی دانست گرمی دستهای باران، حجم تن خیسش روی سینه او، چشمان بارانی و نگاه بی قرارش ... همه و همه شرط را از یادش برده بود.

- تو قول دادی یادت هست، تو قول دادی ...

و او قول داده بود، خوب به یاد داشت بابت هر شرطی که نمی دانست چیست و او باید می پذیرفت قول داده بود ...



Lord of the shadows (حمید) دوشنبه 24 فروردین1388   

شب نیلوفری نوشته رویا خسرونجدی فصل اول
دسته: داستان ها
سلام سلام سلام ... امیدوارم روزهای عید و خوب گذرونده باشید و بابت این تاخیر هم عذرخواهی میکنم چون خدایی دست تنها دارم کافی نت رو میگردونم ... داداش کوچیکی یعنی علی رفته سربازی و دیگه هم کسی نمونده ... بچه های یزد دونبال منشی میگردم کسی نیست ؟؟؟!!! حال مکینید چطور سوء  استفاده میکنم !! خوب فعلاً حرف کافیه

اینم برای اونایی که گفتن میخوان منشی بشن ۸۲۳۱۸۴۷ شماره کافی نت

روز خوش !!!!

شب نیلوفری نوشته رویا خسرو نجدی ( وبلاگ لردسیاه )

سرور سایت خودم

فصل اول 

سرور مدیا فایر

فصل اول

پسورد :lordesyah.blogfa.com

صدای نفس های او در گوشش پیچید و ریه هایش پر شد از عطرناب باران و تن باران خورده خاک، لحظه های مهتابی اما زیر باران، لحظه های پر از قطرات باران همه را طی کرد، نه ... طی نکرد، همه را بلعید همه را نوشید و دوباره داخل کوچه خلوت و بارانی ایستاد.

- گوش کن ... خوب گوش کن، حالا وقت شنیدن شرط منه.

چرا شرط را فراموش کرده بود نمی دانست گرمی دستهای باران، حجم تن خیسش روی سینه او، چشمان بارانی و نگاه بی قرارش ... همه و همه شرط را از یادش برده بود.

- تو قول دادی یادت هست، تو قول دادی ...

و او قول داده بود، خوب به یاد داشت بابت هر شرطی که نمی دانست چیست و او باید می پذیرفت قول داده بود ...



Lord of the shadows (حمید) شنبه 22 فروردین1388   

الهه ناز جلد دوم نوشته مریم اولیایی حجم حدود 1.5 مگ
دسته: داستان ها
با سلام

فعلاً این داستان رو گذاشتم تا داستان شب نیلوفری رو شروع کنم امیدوارم زودتر بیام

موفق باشید و شاد

دانلود کامل الهه ناز جلد دوم نوشته مریم اولیایی

 لینک کمکی

دانلود از سرور yazddvd

www.yazddvd.ir

 

 

 

 

 



Lord of the shadows (حمید) جمعه 14 فروردین1388   

بازم اومدم ؟؟؟؟ !!!!
دسته:
سلام مجدد خدمت همه ... بابا چرا کم پیدا شدین ؟؟؟ خبری نمیگیرین ... هان چی میگم ... راستی یه خبر بد ... فکر کنم دیگه نتونم ادامه کتاب چشمهای سرگردان رو بگذارم چون این کتاب رو تا ۷ فروردین میتونستم نگه دارم متاسفانه دیگه نمیشه تمدید کرد موندم چیکار کنم ... میخوام این کتاب رو کنار بگذارم و کتاب شب نیلوفری رو شروع کنم ... راستی عیدتون هم مبارک بعد دو ساعت  راستی نظر بدید بگید چیکار کنم بهتره ؟؟؟

Lord of the shadows (حمید) پنجشنبه 6 فروردین1388   

کپی برداری از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز می باشد