علت شکست بسیاری از انسانها در زندگی این است که پس از مواجه شدن با چند شکست موقتی ، ناامید می شوند و دست از تلاش بر می دارند
۱-همیشه از نام خانوادگی شما استفاده میشود.
2-مدت زمان مکالمه ی تلفنی شما حد اکثر 30 ثانیه است.
3-برای یک مسافرت یک هفته ای تنها یک ساک کوچک دستی نیاز دارید.
4-در تمام شیشه های مربا و ترشی را خودتان باز میکنید.
5-دوستان شما توجهی به افزایش یا کاهش وزن شما ندارند.
6-جنسیت شما در موقع مصاحبه ی استخدام مطرح نیست.
7-لازم نیست کیفی پر از لوازم بی استفاده را همه جا به دنبالتان بکشید.
8-ظرف مدت 10 دقیقه میتوانید حمام کنید و برای رفتن به مهمانی آماده شوید.
9-همکارانتان(همکلاسی هایتان) نمیتوانند اشکتان را در بیاورند.
10-اگر در 34 سالگی هنوز مجردید احدی به شما ایراد نمیگیرد.
11-رنگ اجزاء صورت شما در هر صورت طبیعی است.
12-با یک دسته گل میتوانید بسیاری از مشکلات احتمالی را حل کنید.
13-وقتی مهمان به خانه ی شما می آید لازم نیست اتاق را مرتب کنید.
14-بدون هدیه می توانید به دیدن تمام اقوام و دوستانتان بروید.
15-میتوانید ارزوی هر پست و مقامی داشته باشید.
16-حد اقل بیست راه برای باز کردن در هر بطری نوشابه ی داخلی یا خارجی بلد هستید.
17-ضرورتی ندارد روز تولد دوستانتان را به خاطر داشته باشید.
18-و بالاخره یک پیر مرد موفق خواهید شد.
....................................
آلبوم جدید و زیبای محمدرضا رامزي به نام خیانت
دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ رپیدشیر مگاآپلود
|
نام آهنگ |
سرور 1 |
سرور 2 |
|
Moarefi |
||
|
Khiyanat |
||
|
Zibatarin |
||
|
Asemooni |
||
|
Ta Hamishe |
||
|
Dele Tanha |
||
|
Jaye Khali |
||
|
Eshghe Man |
||
|
Setareye Shab |
||
|
Fereshteh |
...........................................
آلبوم جدید کیان به نام مرد بارانی
MP3 192
دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ رپیدشیر مگاآپلود
|
نام آهنگ |
سرور 1 |
سرور 2 |
سرور 3 |
|
Marde Barani |
|||
|
Jaye Man Ro Khali Kon |
|||
|
Nameye Penhooni |
|||
|
Baroon |
|||
|
Be To Residan |
|||
|
Ba Man Bemoon |
|||
|
Mojezeye Eshgh |
كتابهایی که ما به عنوان مجموعه هری پاتر می شناسیم همواره پر از گرهها و رازهایی بودهاست که همه ما انتظار داریم تا پایان جلد هفتم به همه آنها جواب داده شود.در این مقاله سعی شده است که انتظارات ما از کتاب هفتم مشخص شود
1- اولین و به نظر من مهمترین سوال برای همه ما سرانجام داستان است. همه ما می خواهیم بدانیم که جنگ هری و لرد سیاه با پیروزی کدام طرف به پایان میرسد (یا اصلا قرار است پایانی داشته باشد؟).
البته می توان گفت که پیروزی هری مسلم است و همواره این نیروی خیر بوده که بر شر غلبه کرده اما چگونگی این امر و سرنوشت خود هری پاتر برای ما مهم است. چون رولینگ هیچ گونه قولی به ما مبنی بر زنده ماندن هری در پایان جلد هفتم نمی دهد.
2- همان طور که میدانید رولینگ روابط عاطفی قوی و گوناگونی بین شخصیتهای کتاب خود قرار داده است که میتوان گفت نتیجه قطعی بیشتر آنها در کتاب هفتم مشخص خواهد شد. از جمله جشن ازدواج بیل و فلور که به نظر می رسد از اولین وقایع کتاب هفتم باشد (1 ازدواج) یا سر انجام عشق تانکس و لوپین به کجا ختم خواهد شد(2 ازدواج). اما نباید روابط بین هاگرید و مادام ماکسیم را فراموش کرد که آن هم ممکن است به ازدواج ختم شود (3 ازدواج). (شاید بتوان انتظار داشت که رولینگ هر سه جشن ازدواج ها را در یک مجلس عروسی در ابتدای کتاب هفتم برگزار کند). به نظر میرسد که روابط هری و چو به پایان خود رسیده باشد و باید منتظر فوران آتشفشان عشق هری و جینی باشیم (البته اگر رولینگ دست از لجبازی بردارد!). اما در مورد رون و هرمیون با اعتماد بیشتری می توان سخن گفت و اگر در طی ماجرا های کتاب هفتم بلایی سر یکی از آنها نیاید از هم اکنون می توانیم اسم هرمیون ویزلی را به خاطر بسپاریم. خیلیها قبل از کتاب ششم پروفسور دامبلدور و پروفسور مکگونگال را نامزد اعلام می کردند ولی متاسفانه در پایان کتاب ششم داماد به دست پروفسور اسنیپ کشته شد.البته باز هم به اینجا ختم نمی شود. هنوز روابط کشف شده و نشده داریم مثل قضیه پرسی ویزلی و دوست دخترش به نام پنهلوپه یا حدس هایی که هری در مورد روابط پنهانی فلیچ (سرایدار هاگوارتز) با مسئول کتابخانه هاگوارتز میزد.***
یه نکته جالب: اولش که خودم داشتم این مقاله رو می نوشتم فکر نمی کردم این قدر عشق و عاشقی تو کتاب های هری پاتر پر رنگ باشه! شاید بعدا یه مقاله مجزا فقط در این باره بنویسم
3- در طول این شش کتاب تعداد زیادی وسایل جادویی (و حتی غیر جادویی) وجود داشت که بیشتر آن ها دارای نقشی حیاتی در داستان بوده اند. نکته جالب در مورد این وسایل به ظاهر ساده آن است که اغلب آنها نیز همچون شخصیت ها دارای زندگی نامه می باشند. پس عجیب نیست که از نویسنده انظار داشت که برای روشن شدن داستان سرآغاز و سر نوشت آنها را بیان کند. رولینگ قول داده در کتاب هفتم به سرنوشت بعضی وسایل اشاره کند. مثلا سر نوشت اتومبیل پرنده آقای ویزلی را (که در کتاب دوم دارای نقشی کلیدی بود) که در جنگل ممنوعه سر گردان شد بیان کند یا بگوید که بر سر موتور سیکلت سریوس بلک که برای انتقال دادن هری به هاگرید قرض داده بود چه آمد. همچنین همه ما در مورد جانپیچ های لرد سیاه که نابود کردن آنها موضوع اصلی کتاب هفتم است به اطلاعات بیشتری نیاز داریم. می توان به شنل نامریی کننده پدر هری اشاره کرد. نکته مبهم در مورد شنل این است که هیچ کس نمی داند این شنل به چه دلیل در دست دامبلدور امانت بوده است
4- همه ما می خوایم علاوه بر سرانجام داستان به سرانجام شخصیت ها م پی ببریم و متوجه بشویم که حدس هایی که در مورد هر کدام از شخصیت ها می زدیم چه اندازه درست یا غلط بوده است.همه ما می خواهیم بدانیم که آیا سریوس بلک (پدر خوانده هری) زنده می شود؟ و چگونه. آیا دامبلدور واقعا مرده است و معنی آن نقشه لندن که بر روی بازویش خالکوبی شده از کجا آمده و چه معنی دارد. همچنین در مورد اسنیپ و اینکه آیا خیانت کرده است یا نه از خود سوال می کنیم.
5- خود رولینگ هم به ما وعدههایی داده ست.از جمله اینکه چرا بعضی از جادوگران پس از مرگ به صورت روح باز می گردند و بعضی نه.همچنین از اتاق اسرار آمیزی که در اداره "نگو و نپرس" در وزارت سحر و جادو وجود دارد بیشتر اطلاعات کسب خواهیم کرد. اما به نظر من این ها تمام خواسته های ما از رولینگ نیستند ما انتظار کتابی جادویی از رولینگ داریم کتابی که با آن به دنیای هری پاتر برویم. کتابی که حتی برای چند ساعت مشکلات زندگی اعم از خانواده- دانشگاه- کار- پول-مشکلات عشقی و در یک کلام روزمرگی را فراموش کنیم. کتابی که با آن طعم قهرمان شدن را بچشیم. کتابی که با آن به جنگ سیاهی ها برویم. کتابی که موضوعی باشد برای پیدا کردن گوش های شنوا... و آیا غیر از کتابی جادویی از چه چیزی می توان چنین انتظار هایی داشت؟
آهنگ جدید دی جی نگار و سپهر به نام بچه های ایرونی
دانلود آهنگ 64
1) اگه بهتون زنگ زد(در این مسئله فرض بر سعید نام بودن دوست پسرتونه...پیدا کنید پرتقال فروش را!!!)بگین سلام حمید جون.بعد یه دفعه انگار که تازه متوجه شدین بگین اوا خاک به سرم علی تویی؟؟؟؟می تونین این سیرو تا هفده باز تکرار کنین ولی بار هجدهم دیگه خطر مرگ داره.شرکت ما مسئولیتی در قبال این حادثه ندارد.
2) بهش زنگ بزنین و بگین کسی خونه نیست و دعوتش کنین خونتون ، بعد با دختر همسایه برید سینما و فیلم دختری با کفشهای کتانی یا عروس فراری رو ببینید.
3) تا یه شوخی کوچیک با شما کرد سریعا جبهه بگیرین وباهاش دعوا کنین با کلماتی از قبیل:مگه تو خودت خواهر مادر نداری؟...یا یه همچین چیزایی ،ولی دو تا سه دقیقه بعد خودتون یه جک فجیع یا افتضاح تعریف کنید و بعدش بشینید و قیافه بنده خدا رو تماشا کنید.
4) آرایش شدید بزنید و از این شلوارای خیلی برمودا و از این پیرهن آستین کوتاها بپوشید و برید جلوی بنده خدا رژه برید و وقتی به شما نزدیک شد و به دو سه متری شما رسید ، سرش داد بزنید و بعدش بشینید و زجر کشیدنش رو تماشا کنید.
5) عکسهای دو نفره ای رو که با پسر نوه عمه ی خاله ی پدربزرگ پسر دختر خالتون و یا امثالهم گرفتید بهش نشون بدید ولی بهش اجازه ندید حتی یه دونه عکس باهاتون بگیره.
6) موقع تولدش جلوی دوستاش فقط بهش یه شاخه گل هدیه بدید و حالشو حسابی بگیرید و (احتمالا بسته به قدرت و توانایی قلبی و شرایط جوی)بشینید و سکته شو تماشا کنید و لذت ببرید.
7) همین که تو ماشین بغل دستش نشستین شروع کنین به عطسه کردن(کردن؟بی ادبیه ، گلاب به روتون ، روم به دیوار ، منظورم زدن بود)و از بو ادکلن چن صد هزار تومنیش که با زجرکش کردن پدر و مادرش خریده ایراد بگیرید و بهش بگید که به این بو حساسید.
8) وقتی داره باهاتون حرف می زنه همین که به جای حساس حرفاش رسید بی مقدمه موبایلشو بردارید و به یکی از دوستاتون زنگ بزنید و چهار ساعت چهل الی چهل و هشت دقیقه با دوستتون حرف بزنید و اون بدبختو تو کف حرف زدن و تو فکر قبض موبایل بذارید.
9) و اما بهترین و عالی ترین راه(در حقیقت این راه آس حکمه)برای دوست پسر آزاری اینه که خودکشی کنین.پس عجله کنید و دوست پسرتونو آزار بدید...
اگه زنده موندم...می بینمتون
دانلود آهنگ 64
پسر ایرونی تا وقتی سه سالش بشه دوست نداره هیچکس بغلش کنه.وقتی یه زن یا یه دختر ماچش می کنه گونه هاش قرمز می شه و خجالت می کشه ، ولی با رسیدن به سن چهار سالگی ذات پلید پسر ایرونی شروع به خودنمایی می کنه . مرتب خودشو به بهونه های مختلف می ندازه تو بغل زنا و دخترا . دنبال یه بهونه س که یه دخترو بوس کنه یا یه زن بوسش کنه .
به شیش سالگی که می رسه دیگه نمی ذاره باباش حمومش کنه . برعکس سعی می کنه خودشو به مادرش بچسبونه ، بلکه با خودش ببردش حموم . به سن ده سالگی که می رسه شروع می کنه استفاده از ژیلت یازده بار استفاده شده باباش . هی این ژیلتو می کشه رو صورتشو کیف می کنه که مرد شده . دوازده سالش که شد نمی دونه چرا دلش می خواد با دخترای فامیل بازی کنه .
سیزده چهارده سالش که شد فکر میکنه خیلی خوش تیپه . خیال می کنه مامانش اونو از روی مدل "آلن دلون" زائیده . مرتب تو خیابون راه می ره و دخترا رو نگاه می کنه و کم کم با بالاتر رفتن سن ، کمرش پایین تر میاد و دکمه یقه پیرهنش به سگک کمربندش نزدیک تر می شه(نکته کنکوری) .
شونزده هفده سالگی دیگه یه چیزایی یاد گرفته . می دونه واسه بیرون رفتن باید لباس عجیب بپوشه . مثلا یه پیرهن نارنجی که رو سینه ش عکس یه جمجمه س می پوشه . رو کمرش نوشته : Just do it! (نکته فوق کنکوری) . وای وای وای... نگو خواهر... ...(این قسمت حذف شده و تو کنکور نمیاد) دیگه همین دیگه . آها... با بچه ها که می ره بیرون اسمش عوض می شه ، مثلا اگه اسمش سعید یا علی یا احمد یا جواد باشه تبدیل می شه به : دیوید ، جک ، زاپاس ، تمساح ، سرنتی پیتی ، حامی بچه ها(به یاد دایی احمد) ، خرچنگ ، یا بی بی...این قسمتم سانسور شده تو کنکور نمیاد
هجده نوزده سالگی می فهمه یه جایی به اسم پاتوق وجود داره که با رفقا توش جمع بشن . وای به حال اون دختر بدبختی که از کنار پاتوق رد بشه . بلایی سر دختره میاره که ......کم کم یاد می گیره که دختر یعنی جنس لطیف . نباید مث تاتارا طرفش رفت . باید طوری با لطافت رفت طرفش که نفهمه می خوای گازش بگیری . باید با ملایمت رفت جلو و مخشو زد . فکر می کنه اگه خودشو آرایش کنه دخترپسند می شه . پس اول از همه موهاشو بلند می کنه . بعد یا موهاشو "فر شیش ماهه" می زنه یا "گلت" می کنه . بعدشم یه دمب اسبی و... تمام . دخترکش شد اروای عمهاش.
"هدف ما جلب رضایت شماست"
این شعارو سرلوحه کارش قرار می ده و می ره بوتیک یه جعبه لوازم آرایش می گیره صد و سی تومن . بار اول دوم چون بلد نیست زیر ابرو برداره زیر و بالا رو با هم برمی داره و اصلا ابرو نمی ذاره . ولی خوب از اونجا که "انسان جایزالخطاست" اونم اینقدر تمرین می کنه تا کم کم یاد می گیره. سفید کننده می زنه به چه سفیدی... ریمل می زنه به چه سیاهی... رژ می زنه به چه قرمزی... می شه مث کلاه قرمزی...
موهاشو که دمب اسبی می کنه سه تارو از سمت چپ و پنج تارو از سمت راست آزاد می کنه و می ندازه رو صورتش . اون دوتا تارموی اضافی سمت راستم حکایت داره . نماد خودشه و دختری که انشالا اونرو باهاش آشنا می شه . عشقه دیگه...چه می شه کرد ؟
یه زنجیر طلا گردنش می ندازه اونقدر پهن که آدمو یاد قلاده سگای "ژرمن شپرد" می ندازه . یه دستبند می ندازه دستش که چنان جرینگ جرینگ می کنه که آدمو یاد زنگوله "بزغاله های شبیه سازی شده به دست پژوهشگران توانمند ایرانی" می ندازه . بعد که کامل شد می ره سر مسیر وایمیسه . واسه شروع کار سعی می کنه مخ دخترای پنجم دبستانی و اول راهنمایی رو شیربرنج کنه . بعد کم کم ارتقا می گیره و می ره سر مسیر دبیرستانیا .
اولش فقط با یکی دوست می شه ولی کم کم می فهمه هر چیزی یه زاپاس لازم داره ، پس می ره دنبال یه زاپاس واسه دوست دخترش... و از اونجایی که فکر می کنه هر چیزی یه زاپاس می خواد ، واسه زاپاسشم میره دنبال زاپاس و...
اگه قیافه داشته باشه (پسره رو می گم) نونش تو روغنه . دخترا رو مجبور می کنه براش خرج کنن . ولی وای به حال اون بیچاره بدقیافه . مجبوره واسه دوست دختراش مرتب پیاده بشه... که ولش نکنن .
می گذره و می گذره و می گذره تا کم کم می فهمه عاشق یکی از دخترا شده . از اونجا که آقا پسر خیلی حرفه ای تشریف داره شروع می کنه به آمار گرفتن از دختره که می بینه بله... آمار طرف پاکه و خانم از برگ گل پاک تره و قبلا با هیچکس دوست نبوده . شروع می کنه دوست دختراشو دور انداختن که فقط با همین یکی که عاشقشه بمونه . شروع می کنه واسه دختره خریدن کادو ، هدیه ، انگشتر ، تاپ ، شلوار ، روسری... می گذره تا اینکه یه روز زنگ می زنه گوشی "خانم بچه ها" می بینه "حاج خانم" جواب نمی ده . چن روزی زنگ مرتب زنگ می زنه و جواب نمی گیره . بخاطر دوری و بی خبری از عشقش مریض می شه . می برنش بیمارستان... که می فهمن بله... آقا ایدز داره . وقتی از بیمارستان میاد بیرون نتیجه گیریش از اتفاقات گذشته اینه : یه دختر عاشقم کرد ، خرم کرد ، مریضم کرد ، بدبختم کرد ، ولم کرد . و اون طرف معادله رو اینجوری می نویسه : دخترا رو عاشق خودم می کنم ، خرشون می کنم ، مریضشون می کنم ، بدبختشون می کنم ، ولشون می کنم
...
نمیدونم این مطلب طنز بود یا واقعیت؟
ولی همیشه طنزها از واقعیت ریشه میگیرن
امیدوارم شما ها حواستونو خوب جمع کنین
خوشبختانه یک مرد بعد از مدتها وقت گذاشته و قوانین مردونه رو به رشته ی تحریر دراورده پس لطفا بخونید. لطفا دقت کنید که تمام این قوانین با عدد یک شماره گذاری شدن یعنی هیچ کدومشون برتری نسبی به دیگری ندارن:
1- دیدن مسابقه فوتبال مثل تماشای ماه شب چهارده توی آسمون جذاب و قشنگه. اجازه بدید همینطور بمونه.
1- خرید کردن، مسابقه فوتبال نیست. و امکان نداره که ما به خرید به این شکل نگاه کنیم.
1- گریه کردن یک جور تهدید به حساب میاد.
1- لطفا چیزی رو که می خواهید، واضح بگید. اجازه بدید کمی روشن تر بگم، اشارات زیرکانه، اشارات قوی و اشارات مبرهن ولی غیر مستقیم به یک موضوع اصلا به کار نمی آد. لطفا اصل درخواستتون رو واضح بگید.
1- “بله” یا “خیر” بهترین جواب ممکن به خیلی از سوالات هستند.
1- لطفا در صورت نیاز به حل یک مشکل، پیش ما بیایید و درد دل کنید، این کاریه که ما مردا انجام میدیم. همدردی کردن وظیفه دوستان مونث شماست نه ما مردها.
1- سردردی که هفده ماهه داره شمارو آزار میده یک مشکل واقعیه لطفا یک پزشک رو ببینید.
1- هر مطلبی که شیش ماه پیش از طرف ما مردها گفته شده الان به عنوان استدلال غیر قابل قبوله. در واقع تمام نظرات ما فقط برای هفت روز معتبرند نه بیشتر.
1- اگر فکر می کنید چاقید، خوب احتمالا هستید. لطفا از ما نپرسید.
1- اگر مطلبی که ما گفتیم رو میشه دو جور ازش برداشت کرد و یکی از این برداشتها شما رو عصبانی و ناراحت میکنه منظور ما اوون یکی برداشت بوده.
1- شما میتونید یا از ما بخواهید که کاری رو انجام بدیم یا بهمون بگید که چطوری انجامش بدیم. نه هر دوش. اگر شما از قبل میدونید که چطوری میشه اوون کارو بهتر انجام داد خوب خودتون دست بکار شید.
1- کریستوف کلمب احتیاجی نداشت که مسیر رو بهش یاد بدن. ما هم همینطور
1- تمام مردها فقط در 16 رنگ اشیا رو میبینند. دقیقا مثل ویندوز default . برای ما هلو یک میوه است نه رنگ. پرتقال هم یک جور میوه است نه رنگ. ما واقعا نمی فهمیم رنگ پوست پیازی یعنی چی.
1- اگر ما از شما بپرسیم چی شده و شما بگید “هیچی” ما هم طوری رفتار میکنیم که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده. ما میدونیم که شما دروغ میگید اما فقط ارزششو نداره که آدم سرشو بخاطرش درد بیاره
1- وقتی ما دوتایی قراره بریم جایی، چیزی که شما پوشیدید کاملا مناسب و قشنگه … اینو واقعا میگم
1- شما به اندازه ی کافی لباس دارید
1- شما کفش، زیادی هم دارید
1- من کاملا خوش فرمم. گرد هم یک جور فرمه خوب
1- ممنونم که اینو خوندید. آره میدونم امشب باید تو آشپزخونه بخوابم. ولی اینو میدونستید برای ما مردا اصلا مهم نیست. فکر میکنیم رفتیم کمپین
مطلب بالایی رو از یه جا کش رفتم ولی نمیدونم بزنم منبع چی ولی خوب بیخیال
.................................................
اینم از آلبوم امروز
آلبوم جدید گروه 20 به نام دو راهی
MP3 128
دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ رپیدشیر مگاآپلود
|
نام آهنگ |
سرور 1 |
سرور 2 |
سرور 3 |
|
Dige Base |
|||
|
Yaar |
|||
|
Zendegi |
|||
|
Pisham Bemon |
|||
|
Nejat Gharigh |
|||
|
Dooset Daram Hamishe |
|||
|
Man O To |
|||
|
Bia Berim (Mahali) |
در راستاي اينكه ازدواج يكي از مواردي است كه امروزه خواب و خيال جوانان پاك و متين شده است، موارد زير جهت اولين گام براي ازدواج توصيه مي شود:
خواستگاري و روشهاي آن:
چندين روش براي خواستگاري وجود داره.
1- مثل زمان ناصر الدين شاه ننه جون و بيبي صغراي معروف و آبجيجون و خاله اقدس و عمه كلثوم رو مثل گروه بازرسين سازمان ملل راهي خونههاي مردم كنيم تا دختر بيچاره اونارو با ذره بين كنكاش كنن و هزار و يك عيب روش بذارن و چاي و ميوهاي خورده عزم را براي يافتن دختر شاه پريان جزم نمايند. و همينطور هي برن و هي بيان تا يكي رو اونا بپسندن و شما رو ببرن ببينيدش و تموم. خلاص.
2- مثل زمان محمدرضاشاه خودتون راه بيفتين توي خيابوناي خلوت و تا از يكي خوشتون اومد بپريد جلو و خيلي مودبانه باهش آشنا بشيد و بعد دستش رو بگيريد ببريد توي يك كاباره و بعد از شنيدن ترانهاي از مرضيه ازش درخواست ازدواج كنيد و اونم يه لبخند شرم گينانه بزنه و بله رو بگه و بعدا اگه دلتون خواست به ماما و پاپا بگين.
3- مثل همين زمان رفتار كنين و برين دانشجو بشين و توي دانشگاه با يكي سر حرف رو باز كنيد و بعد كمكم ازش خوشتون بياد و بعد براش نامه بنويسيد و يواشكي بهش بديد و دلتون تاپ تاپ كنه و بعد هم بيسروصدا عقد بشين و سر كلاس همش به هم نگاه كنيد.
4- مثل زمان آينده رفتار كنيد و به دوست دخترتون بگين يك نفر براتون پيدا كنه و بعد همراه همون دوست دخترتون يه شاخه گل بخريد و بريد خونه طرف و اگه ازش خوشتون اومد چه بهتر و گرنه واسه اينكه دلش نشكنه حداقل باهاش دوست بشيد.
5- روش خشنتري هم هست كه بايد يك شيشه اسيد بخريد و بريد سر راه طرف و تهديدش كنيد كه يا زنتون بشه يا شيشه اسيدو روي خودتون ميريزيد.
ويا اصلا ميشه هيچكدوم ازين دردسرا رو متحمل نشد و مثل آدم، مسير عادي زندگي رو طي كرد.
پيشنهاداتي براي عدم ترشيدگي دوشيزگان محترم:
1- يقه اولين خواستگار رو بچسبيد كه شايد تنها شتر بخت شما باشه.
2- ناز و لفت و ليس رو بذاريد كنار.
3- در معرض ديد باشيد، گذشت اون زمان كه ميگفتن: من اون دختر نارنج و ترنجم كه از آفتاب و از سايه مي رنجم.
4- سن ازدواج رو بيارين پايين، همون 17 يا 18 خوبه. بالاتر كه برين همچين بگي نگي از دهن ميافتين.
5- تموم دوست پسراتونو تهديد به ازدواج كنيد، اگه موندن چه بهتر، نموندن دورشون رو درز بكشيد.
6- دعاي باز شدن بخت رو دور گردنتون آويزون كنيد، يه وقت كتابشو دور گردنتون آويزون نكنيد كه گردن لطيفتون كج ميشه.
7- پسرهاي فاميل بهترين و در دسترسترين طعمهها هستند، رو هوا بقاپيدشون.
8- رو شكل و شمايل ظاهري پسرها زياد حساسيت به خرج نديد، پسرهاي خوشگل، هستن دچار مشكل...!
9- توي اجتماع بر بخوريد، با مردم قاطي شيد، با ننه صغرا و بيبي عذرا نشست و برخاست كنيد، همينا هستن كه شادوماد ميسازن واستون.
10- يه كم به خودتون برسيد، منظورم آرايش و برداشتن زير ابرو و ريمل و پودر و سايه و كرم شب و روز و ماسك خيار و فر مژه و خط لب و خط چشم و... نيست. حداقل قيافه يه آدم رو داشته باشيد.
11- در پوشش دقت كنيد، لباس چسب و كوتاه فقط آدماي بوالهوس رو دورتون جمع مي كنه، يه پوشش سنگين و اندكي رنگين با حفظ معيارهاي دوماد پسند بهترينه.
12- مهمون كه مياد قايم نشيد، چاي ببريد، پذيرايي كنيد، خلاصه يه چشمه بياين كه بعله ما هم هستيم.
13- سعي كنين از هر انگشتتون هفت نوع هنر بباره كه مامانه بتونه جلوي در و همسايه قر و قميش بياد كه دخترم قربونش برم اينجوريه و اونجوريه...
14- تا مامانه و باباهه ميگن دخترمون ديگه وقته عروسيشه مثل لبوي نپخته سرخ نشين و در بريد، در حركات و سكناتتون اين نظر رو تاييد كنيد و دنبالشو بگيريد.
15- بلاخره اگه خداي نكرده ميخواين جزو اون يك ميليون و هفت صد هزار دختر بي شوهر نباشيد (تازه اگه همه پسراي اين مملكت دوماد شن، كه نمي شن) هر چي داريد، رو كنيد، منظورم اعضا و جوارحتون نيست منظورم كمالات و هنر مندياتونه.
16- و اينو بگم كه از هيچ دوره زندگيتون به اندازه وقتي كه با نامزد محبوبتون زير سايه درخت توي يه پارك خلوت داريد معاشقه مي كنيد لذت نخواهيد برد، حالا به بعدنش كار ندارم.
17- ...و آخرين توصيه اينكه عوض اينكه توي جريانات عشقي خيابوني و زودگذر غرق بشيد و مثل كبك سرتونو زير برف كنيد يه خورده به فكر زندگي آيندهتون باشيد و اينقدر از اين دست به اون دست نريد ...
...................................................
و اینم از آلبوم امروز شاید خوشتون بیاد یعنی من خوشم اومد تو هم خوشت میاد
آلبوم جدید و زیبای Sarah Connor به نام Soulicious
اینم بگذارم بدک نیست
تیتراژ پایانی فیلم سینمایی اخراجی ها با صدای دکتر محمد اصفهانی با دو کیفیت
دانلود آهنگ 64
.....................................
اینم از آلبوم امروز
آلبوم جدید و بسیار زیبای هومن سزاوار به نام زشت
MP3 192
دانلود کل آلبوم دز یک فایل زیپ رپیدشیر مگاآپلود
|
نام آهنگ |
سرور 1 |
سرور 2 |
سرور 3 |
|
Man Vase To |
|||
|
Nemishe |
|||
|
Be Man Nagoo |
|||
|
Atish Pareh |
|||
|
Ghoror |
|||
|
Male Mani |
|||
|
Zesht |
|||
|
Deldar |
...........................................
آلبوم جدید و زیبای کامران و هومن به نام The Remix Album
MP3 192
دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ رپیدشیر مگاآپلود
|
نام آهنگ |
سرور 1 |
سرور 2 |
سرور 3 |
|
Dooset Daram (Kheyli Ziad) |
|||
|
Kheyli Mamnoon |
|||
|
Mano Bebakhsh (Dj Payami Remix) |
|||
|
Oon Ba Man (Dj Payami Remix) |
|||
|
Oonike Mikhastam (Cameron Cartio Remix) |
|||
|
Ba Tashakor Az Shoma (Dj Payami Remix) |
|||
|
Mano Bebakhsh (Cameron Cartio Remix) |
ياهو صحت ندارد !
همانطوري که قبلا در خبري در سايت www.ict-center. ir
اعلام شد، روزنامه شرق با چاپ خبري مدعي شده که شرکت ياهو به دلايل نامعلوم، قصد دارد کليه ID هاي افراد ايراني را از ياهو حذف کرده و صندوق هاي ايميل آنها را نيز خالي کرده و در اختيار ديگر خارجيان قرار دهد.مشاهده خبر:
http://www.ict- center.ir/ News.aspx? ID=864
همانطور که در انتهاي خبر قبلي گفتيم، اين خبر يک
"دروغ 13" است. اين يک رسم روزنامه نگاري است که يک نشريه، در عيد نوروز، يک خبر شوکه کننده اي را در مورد وقوع اتفاقي در روز سيزده بدر منتشر کند. و بعد از آن، معلوم مي شود که آن خبر يک دروغ سيزده بوده است.
مثلا: "از سيزده بدر اينترنت در تهران مجاني مي شود." - "آمريکا در سيزده بدر به ايران حمله خواهد کرد" و ... همه از نوع دروغ هاي سيزده هستند.
که امسال نيز روزنامه شرق اين خبر را که: ياهو قصد تحريم ايران را دارد، ولي گوگل نه ! را به عنوان دروغ 13 امسال خود منتشر کرد. که متاسفانه تعداد زيادي از کاربران آن را باور کردند.
منبع : روزنامه شرق
البته با توجه به شرايط بد سياسي ايران در جهان و تحريم هاي شرکت هاي مختلف نرم افزاري و سخت افزاري عليه ايران، که اخبار آنها را در سايت ict-center شاهد هستيم، انجام چنين عملي از سوي ياهو آنچنان بعيد به نظر نمي رسيد.
البته نکته آن اين است که اگر شرکتي بخواهد کشوري (مثلا ايران) را تحريم کند، با کاربران تعارف ندارد ! و رسما در سايت خود مي نويسد که ما به اين کشور يا کشورها سرويس ارائه نمي دهيم. يا مثل گوگل پک (Google Pack) ، گفته مي شود که اين سرويس در کشور شما داده نمي شود.
مشاهده خبر تحريم Google Pack در ايران:
http://www.ict- center.ir/ News.aspx? ID=449&Size=1
اما در مورد ياهو چنين چيزي مشاهده نشد. يعني نه ياهو در سايت خود به چنين موضوعي اشاره کرد و نه هيچ سايت خبري مهم و معظمي در دنيا، مانند CNET News, Beta News, ZDnet.com و ... ديگر رسانه هاي آي تي خارجي به اين موضوع اشاره اي نکرده اند.
حتي وقتي که در خود گوگل و ياهو در مورد بسته شده ياهو در ايران به جستجو مي پردازيم، نتيجه اي مربوط به اين موضوع خاص را دربر ندارد.
بنابراين،
خيالتان راحت باشد ! هيچ ID ايراني از ياهو حذف نخواهد شد.
البته
، سايت ياهو هم بي در و پيکر نيست ! و براي خود قانون هايي دارد. و چنانچه شما يا هر کاربر ديگري از آن قوانين تخطي کنيد، ID شما در ياهو بسته مي شود. اما اين که ياهو بخواهد کليه ID هاي يک کشور را از سرورش حذف کند، اولا، کاري غير عقلاني بوده و ثانيا، در صورت صحت، در کليه رسانه هاي اينترنتي منعکس خواهد شد. در حالي که مي بينيم چنين اتفاقي نيفتاده است.....................................................
آلبوم جدید کیارش اشعریون به نام سرنوشت
MP3 128
دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ رپید شیر مگاآپلود
اگر از پسرهاي پشت كنكور بپرسيد براي چه ميخواهند به دانشگاه بروند جواب حقيقي آنها اين خواهد بود: دختربازي .
اگر از دخترها بپرسيد: میگویند براي انتخاب شوهر.
حالا تكليف اون خانواده بدبخت روشنه كه جوونشون را ميفرستند دانشگاه كه مثلا درس بخونه.
ميدونيد توي محيط دانشگاه چه خبره؟ نه؟
پس اينو بخونيد:
* سري به يكي ازخانه هاي دانشجويي پسرها ميزنيم. سه پسر در گوشه اي مشغول پاستور بازي هستند و حسابي جر ميزنند. آنقدر حواسشان پرت است كه يادشان رفته غذا بالاي اجاق داردميسوزد.
* حال سري به خوابگاه دخترها ميزنيم. سه دختر ساعت 12 شب ملحفهها را به هم گره زدهاند و ازپنجرهي اطاق مشغول كشيدن پسري به اطاق خودشان كه طبقه دوم است هستند. ناگهان صداي آژير پليس كه از آن نزديكي ميگذرد ميآيد و دخترها از ترس ملحفه ها را ول ميكنند. پليس به طرف او ميآيد و چند روز بعد به پسرك ميگويد ما اصلا شما را نديده بوديم.
* سري به يكي از كافي شاپهاي اطراف دانشگاه ميزنيم. يك پسر و دختر كنار هم مشغول حرف زدن هستند. بعد از مدتي پسره با دادن قول ازدواج كردن دختره رو خر میکنه و شروع میکنن به حرفهای عاشقونه بعد از مدتي هم از هم جدا ميشوند نه كك اين ميگزه نه اون.
* سر يكي از كلاسهاي درس هستيم 4 پسر پشت سر دختري نشستهاند و با تلاش زياد طوريكه نه دختره و استاد و نه بقيه دانشجويان بفهمند دارند با گچ پشت مانتوي دختره مي نويسند (من خرهستم).
* ماه رمضونه دانشجویان. صاحبخانه پسرها دلش به حال آنها ميسوزه و براي آنها سوپ مياره.
پسرها بلافاصله سوپ را در ظرفي از ظروف خودشان خالي ميكنند و براي دخترهاي دانشجوي همسايه ميبرند كه بله، اينو ما پختيم. دخترها فكر ميكنند كه اينها ديگه آدم شدهاند و با تعارف سوپ را ميگيرند. غافل از اينكه پسرها...
حقيقت اصلي دانشگاه اينه !!!!!!
البته این نظر منه امید وارم که به کسی بر نخوره
...............................................
آلبوم جدید و زیبای شهرام امیری به نام بوم عشق
MP3 128
دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ رپیدشیر مگاآپلود
......................................
متن نامه:
برای لرد سیاه
میدانم مدتها پیش از آنکه تو این را بخوانی مردهام اما میخواهم بدانی این من بودم که به راز تو پی بردم. من جانپیچ اصلی را دزدیدم و قصد دارم در اولین فرصت ممکن ان را نابود کنم. با این امید با مرگ مواجه می شوم که تو، در زمان رویارویی با حریفت دوباره فانی شده باشی
ر.ا.ب
نکات:
1- مرگخوار بوده، پس الان ولدمورت میدونه راب کیه و این خودش یه سرنخ (برای لرد سیاه)
2- راب، اگر هم معلوم شود کیست، احتمالا مرده (مدت ها .... مردهام)
3- میدونسته قبل از اینکه ولدمورت به جانپیچش سر بزنه مرده (مدتها ... مردهام)
4- مرگش برای این نیست که جان پیچ را برداشته چون خودش را توی نامهاش به ولدمورت معرفی میکنه و نامه هم که هیچ وقت دست ولدمورت نرسیده (دستِ هری افتاد)
5- مرگش نزدیک بوده که ممکنه 4 تا احتمال داشته باشه
الف) کهولت سن
ب) بر اثر معجونی که خورده بوده (معجونی که از قابآویز مراقبت میکرده)
ج) کسی در تعقیبش بوده یا قصد کشتنش را داشته
د) یه احتمال ضعیف دیگه هم هست و اون اینکه بعد از نابود کردنه جان پیچ، خودکشی کنه
6- دامبلدور از راب چیزی نمیدونسته چون در فصل جانپیچ بعد از گرفتن خاطره و دیدنش به هری میگه: من و تو بیشتر از هرکسی در هر زمانی به راز نابودی ولدمورت نزدیکیم (فصل 23 صفحه 239 سطر 11) و دلیل دیگر اینکه اگر دامبلدور راب را می شناخته حتما راب بهش جریان رو می گفته و دلیلی نداشته که دامبلدور بره غار و اون معجون مهلک رو بنوشه (راستی بچه ها اون معجون رو راب اونجا گذاشته بود نه ولدمورت)
پس همه فرضیه هایی که در اون دامبلدور و راب رو به هم ربط میدن اشتباه هست
7- ولدمورت می دونه که یک نفر به رازش پی برده ولی نمیدونه اون کیه (می خواهم بدانی این من بودم
8- من در اینجا یه سوال دارم منظور راب از جانپیچ اصلی چیست؟ مگه جان پیچ اصلی و فرعی داره؟
9- ولدمورت هنوز نمیدونه که جانپیچ شو یکی دزدیده یا نابود کرده (احتمالا از نابود شدن انگشتر هم چیزی نمیدونه و فقط از نابود شدن دفترچه خاطرات خبر داره)
10- مطمئنا راب یه جادوگر قدرتمند بوده (حتی بیشتر از دامبلدور) چون دامبلدور در فصل غار بعد از اینکه از دست دوزخیها فرار می کنند به هری میگه: "یک نفر به تنهایی نمی تونه" چون معجون اثری داشته که فرد رو از انجام کار منصرف میکرده پس راب یه جادوگر فوقالعاده قوی بوده که من بر اساس این، فرضیات زیر را مطرح می کنم که بر خلاف این فرضیه است که راب، برادر سیریوس است:
الف (جادوگرهای قدرتمند معمولا مسن هستند مثل دامبلدور، ولدمورت، سالازار اسلایترین و ... پس برادر سیریوس که از خودش هم کوچکتر بوده نمیتونسته اینقدر قدرتمند باشه
ب) گفته سیریوس درباره برادرش: اون ترسو و بزدل بوده
ج) امکان نداره جادوگری به این قدرت معروف نباشه
د) از جادوگری به این قدرت بعید هست که از ولدمورت بترسه یا بدستش کشته بشه
ه) از جادوگری به این قدرت بعید هست که بخواد مرگخوار باشه یعنی نوچه ولدمورت باشه
نتیجه گیری با خودتون
11- راب، قضیه پیشگویی رو میدونسته (با این امید .... تو در زمان رویارویی با حریفت
12- یک سوال دیگر راب چطور به راز ولدمورت پی برده؟ ( فکر نمیکنم که اون هم در زندگی ولدمورت تحقیق کرده باشه تازه از همه مهمتر خاطره اسلاگهورن که نمیتونسته اونو داشته باشه و یا شایدهم با اسلاگهورن رابطهای داشته باشه
منبع جادوگران
.......................................................
امروز حال کردم یه آلبوم خارجی بگذارم خوشت میاد دانلود کن
آلبوم جدید و زیبای Akon & DJ Sam به نام A Konvicts Song
دانلود کل آلبوم در یک فایل زیپ رپیدشیر مگاآپلود
MP3 128