تبليغاتX
محل استقرار رمان خوانها
پیغام مدیر

علت شکست بسیاری از انسانها در زندگی این است که پس از مواجه شدن با چند شکست موقتی ، ناامید می شوند و دست از تلاش بر می دارند

آرشیو دسته ای
لینک به ما
وضعیت در یاهو
مطالب قبلی
لوگو دوستان
آرشیو ماهیانه
- خـــبـــر و عـــکـــس
- blackrose

چرا هری پاتر رو دوست داری؟
دسته: خبر
اول سلام شليك ميشه خوبيد خوشيد خدا رو شكر موفق باشيد

راستش همینطوری با خودم نشسته بودم داشتم تو سایت میچرخیدم که به این مطلب به فکرم اومد که چرا اینهمه کاربر همه طرفدار هری پاتر اند و براش وقتهای زیادی رو صرف می کنند.
خودم هنوز به دلیل اصلی نرسیدم ولی شاید یکی از عوامل زیر باشه.

1.اکثر ما در دوران کودکی دلمان می‌خواست تا نیروهای خارق العاده در اختیار داشته باشیم؛ شاید هری پاتر را کودکی مثل خودمان دیدیم که این نیروها را بدست آورده و در مقابل با بدی از آن استفاده می‌کند، کودکی که جادوگر بود و سرپرستانش می گفتند که جادو وجود ندارد مثل اکثر ما.

2.شاید به دلیل اینکه قهرمان ما یک سوپر هیومن نیست و تمام داستان با قهرمان بازیهایش به پایان نمی‌رسد مثل اسپایدرمن و یا مثل سوپرمن و .... یک تنه تمام داستان بر روی دوش هری نیست.

3. بدی خیلی زیاد قدرتمند است و کار نابودی آن به سادگی نیست جان پیچها قدرت زیاد لرد و پیروانش و اینکه اونها آدم می‌کشند ولی محفلی ها آدم نمی‌کشند.

4. هاگوارتز جایی برای یادگیری جادوگری مدرسه‌ای بزرگ که در اون جادوگر آماده می‌شود. مکانی که اغلب ما آرزو می‌کنیم در آن باشیم تا جادوگری را یاد بگیریم.(من که آرزوم شما رو نمی‌دونم.)

5. وسایل جادویی موجودات جادویی ققنوس چوب جادوگری مغازه ی شوخی ویزلی‌ها ، گالیونها و مواد و گیاهان جادویی، معجونها و تمام وسایلش

6.دنیایی که مانند دنیا ما است ولی افراد موجود در آن ماگل یا بقول بعضیها غیرجادویی نیستند جادوگران و ساحره‌هايی در آن با جادو زندگی می کنند:‌ زندگی جادویی

7.مکانهاش کوچه ی دیاگون هاگزمید وزارتخانه و تمام جاهای که یکجور به جادو ربط پیدا می‌کنند مثل ایستگاه قطار و جنگل ممنوعه

8. زیبایی قلم رولینگ و ربط دادن تمام ماجراهای به هم و پیچ در پیچ بودن داستان ماجرایی از نوعی که بشود باور کرد؛ در داستان، خود قهرمان هم به سادگی از موضوعات سر درنمی‌آورد.

9.افرادی که در داستان وجود دارند شخصیتهای دوست داشتنی و یا افرادی که بعضی ازشون خوششون میاد مثل ولدمورت.

10.شاید به خاطر درسهایی که وجود دارند جادوي سياه یا تغییر معجونها و شاید افسونها، هربالوژی و ...

11.شایدم رولیگ نویسنده ی خوبی هست که ما رو طرفدار هری کرده. منظورم ذهن خلاقش نیست،سبک نوشتنش هست.

دیگه دلیلی ندارم ولی دلیلهای که به ذهنم خورد رو نوشتم شاید شما هم دلایلی داشته باشید؟؟
منبع جادوگران

...............................................

اينم از آلبوم امروز

آلبوم جدید و زیبای رامون با نام عقرب (با دو کیفیت)

Mp3 -128Kb

Ramon - 01 Roozegar

Ramon - 02 Dooset Daram

Ramon - 03 Baziye Sarnevesht

Ramon - 04 Chi Shod

Ramon - 05 Havaye Bandar

Ramon - 06 PashiMoon

Ramon - 07 To Mahe Mani

Ramon - 08 Kalame Akhar

Ramon - 09 Negah

Ramon - 10 Elahi

راستي بازم ميگم توي اين دوران بي نويسندگي كسي هست نويسنده بشه اگه كسي هست خبر بده



Lord of the shadows (حمید) شنبه 27 آبان1385   

جزییات تیزر محفل ققنوس
دسته: خبر
دیروز به شما خبري را اطلاع داديم كه به نظر مي رسيد توضيح جزئيات كامل تيزر تريلر "هري پاتر و محفل ققنوس" باشد. شبكه ديوانه ساز ايراني حالا پي برده است كه با اين كه چندين صحنه از اين توضيحات درست است، در نسخه اي از تيزر تريلر كه هفته آينده قبل از فيلم Happy Feet نمايش داده خواهد شد، چنين ديالوگ هايي وجود نخواهد داشت. به همين دليل، اين تيزر تريلر بيشتر شبيه آن چيزي است كه در اولين خبر توضيح داديم و دومين خبر نيز بيشتر شبيه تريلر بين المللي است كه بعدها منتشر خواهد شد. تريلرهاي متفاوتي هم اكنون در حال ساخت هستند و محتواي عمده آنها در اين مدت تغيير مي كند، پس براي ديدن تريلر حقيقي چند روز ديگر منتظر بمانيد.

منبع:دیوانه ساز ایرانی



دوشنبه 22 آبان1385   

مصاحبه+عکس جادوگر ماه
دسته: خبر
بچه ها من بالاخره برگشتم!ببخشید خیلی وقت بود آپ نکرده بودم.

 

هری پاتر می‌ميرد

دنیل ردكلیف در گفتگویی با SCI FI Wire عنوان كرده كه به نظر او تمام شدن داستان با مرگ هری منطقی می‌باشد. وقتی از او پرسیده شد "آیا به نظر تو در فیلم هفتم باید نقش هری در حال مرگ را بازی كند؟" پاسخ داد: «سوال بسیار خوبی است. من شخصا فكر می‌كنم كه این طور هست، به نظر من این تنها راهی است كه رولینگ برای ننوشتن جلد هشتم می‌تواند داشته باشد؛ به نظر من اگر هری زنده بماند، درخواستهای مكرر نوشتن جلد هشتم سری هری پاتر رولینگك را تا آخر عمر به ستوه خواهد آورد.»
دنیل ردكلیف همچینین روز 6 نوامبر در كنفرانس تلفنی با خبرنگاران، مقایسه‌ای بین شخصیت و عاقبت هری پاتر و لرد ولدمورت با شخصیت و عاقبت شرلوك هولمز و موریاتی انجام داد و گفته: «همان طور كه می‌بایست شرلوك هولمز و موریاتی هر دو از بین بروند تا موریاتی (شخصیت منفی داستان) نابود شود، شاید تنها راه كشتن ولدمورت هم كشته شدن هری باشد. البته در ادامه داستان، به شرلوك هولمز دوباره زندگی بخشیدند. بنابراین من دوست دارم داستان هری پاتر نیز این گونه تمام شود.»

منبع: SCIFI

 


 عكس از:جادوگران



یکشنبه 21 آبان1385   

تیزر فیلم 5 ساختگی است!
دسته: خبر
خبر بد اينكه كمپاني برادران وانرز ـ كمپاني سازنده مجموعه فيلمهاي هری پاتر ـ امروز اعلام كرده كه جزييات منتشر شده در مورد تيزر فيلم 5، كاملا جعلی و ساختگی ميباشد. البته اين كمپانی پخش شدن يك تيزر در سينماها را تكذيب نكرده و فقط عنوان كرده كه اين تيزر، محتوای واقعی تيزر اصلي را پوشش نداده است!!!

منبع:http://mugglenet.com/app/news/full_story/440

یکشنبه 21 آبان1385   

گفتگو با دانیل رادکلیف "هري پاتر بداخلاق نيست
دسته:
"دانيل رادكليف"، بازيگر هفده ساله مجموعه فيلم هاي "هري پاتر" كه بر اساس رمان هاي پرفروشي از "جي. كي. رولينگ"، نويسنده بريتانيايي ساخته شده اند، اين روزها درگير بازي در قسمت پنجم اين مجموعه با عنوان "هري پاتر و محفل ققنوس" است. رادكليف در تابستان امسال امتحانات نهايي اش را با موفقيت پشت سر گذاشت و چند روز پيش همراه با دوستانش در جشنواره Reading كه بزرگترين جشنواره موسيقي زنده در بريتانيا محسوب مي شود، حضور يافت. جديدترين گفتگوي او كه روز يكشنبه 22 اكتبر (30 مهر ماه) در نشريه نيوزويك منتشر شده، به مشكلات او به خاطر شهرت، دوستانش، ديدارش با جي. كي. رولينگ و زندگي روزمره اش پرداخته است. "شون اسميت"، خبرنگار نيوزويك اين گفتگو را با او انجام داده است.

* وقتي به مكان هاي عمومي مي روي - مثل همين جشنواره Reading كه تازگي ها رفته بودي - نگران نيستي كه مردم تو را بشناسند؟

اين كه مردم مرا بشناسند مشكلي ايجاد نمي كند، تنها چيزي كه بايد نگرانش باشم، خبرنگارها هستند. اما خوشبختانه من و دوستانم در اين جشنواره از دست خبرنگارها قسر در رفتيم. آنها فقط توانستند يك عكس از من بگيرند و درباره كلاهي كه در اين جشنواره سرم گذاشته بودم، چيزهايي بنويسند. عجب خبر مهمي! (مي خندد.) پس اين كه مردم مرا بشناسند مسئله اي نيست.

* بارها ديده ام كه مردم ديوانه بار برايت فرياد مي كشند. از اين رفتار آنها چه احساسي به تو دست مي دهد؟

اين را به صورت روزانه تجربه نكرده ام چون بيشتر روزهايم را سر صحنه فيلم هستم و اينجا هم همه مرا مي شناسند و از ديدنم تعجب نمي كنند. حدس مي زنم مردمي كه مرا در فيلم هايم مي بينند، كمي وحشت زده مي شوند. اين براي من عجيب است چون خودم را مي شناسم و مي دانم كه در من واقعاً چيزي براي وحشت كردن وجود ندارد. پس وقتي در نمايش هاي اوليه فيلم هايم شركت مي كنم، واكنش هاي خيلي عجيبي مي بينم مثلاً از ماشين پياده مي شوم و ناگهان صدها نفر اسمم را فرياد مي زنند. اسم آدم براي خودش مفهوم خاصي ندارد، فقط يك اسم است، مثل "ميز" يا چيزي شبيه به اين، پس وقتي مردم ناگهان آن را فرياد مي زنند، عجيب ترين حس ممكن به من دست مي دهد. اين احساس در عين حال بسيار افتخارآميز است چون تو روي يك فيلم يك سالي كار مي كني و ناگهان اين همه آدم از راه مي رسند و از تو قدرداني مي كنند. اين حس عالي است.

* شش سال است كه داري نقش هري پاتر را بازي مي كني. هنوز هم از اين نقش لذت مي بري؟

بازي در اين فيلم بزرگترين تفريح من محسوب مي شود، به ويژه به خاطر كار با افرادي چون "ايملدا استانتون" (كه نقش پروفسور دالارس اومبريج، الهه انتقام هري پاتر را بازي مي كند) و "ديويد ييتس"، كارگردان فوق العاده مان كه من تمام اوقات زندگي ام را صرف كار با او كرده ام. او مرا به جلو هل مي دهد، حتي خيلي جلوتر از جايي كه تا كنون در آن بوده ام. البته اين به آن معنا نيست كه كار با كارگردان هاي قبلي به ضرر من بوده است چون خودم هم قبلاً اين توانايي را نداشتم اما بايد بگويم كه ديويد در زمان دست با من برخورد كرد.

* هري پاتر در كتاب "هري پاتر و محفل ققنوس" خيلي عصباني و تلخ تر شده است.

به نظر من او احساسي را دارد كه بسياري از بازماندگان جنگ دارند و آن احساس گناه زنده ماندن است. به نظرم او فكر مي كند كه بايد به جاي "سردريك" (ديگوري، كه در داستان هري پاتر و جام آتش توسط لرد ولدمورت كشته شد) او مي مرد. سردريك براي ولدمورت آنقدرها اهميت نداشت و بنابراين هري با خودش فكر مي كند كه: ولدمورت دنبال من بود و من بايد كشته مي شدم.

* خوانندگاني را مي شناسم كه اين كتاب را دوست ندارند چون عصبانيت هري برايشان آزاردهنده است. آنها فكر مي كنند كه اين احساس به اين شخصيت نمي آيد.

من اين شانس را داشتم كه براي اين فيلم يك ساعتي را با جي. كي. رولينگ بگذرانم. رولينگ به من گفت: «اگر مردم بگويند كه عصبانيت هري را در اين كتاب دوست ندارند، معلوم مي شود كه كتاب را آنقدرها عميق نخوانده اند.» اگر اتفاقاتي را كه براي هري افتاده مرور كنيم، متوجه مي شويم كه اغلب مردم در چنين موقعيت هايي بسيار بيشتر از هري عصباني مي شوند. اتفاقاً هري به نسبت هر چيزي كه برايش پيش مي آيد، كاملاً متعادل رفتار مي كند. او بداخلاق نيست.

* در جايي خواندم كه نتيجه امتحانات نهايي ات خوب شده است.

بله. خيلي خوب شد. من بابت آن خيلي هيجان زده ام. هميشه خيلي خوب درس مي خواندم اما هيچ گاه از درس خواندنم مثل اين نتيجه نگرفته بودم.

* اگر مي فهميدي كه همه مردم از نمره هايت، حالا هر چه كه باشند، با خبر مي شوند، ناراحت مي شدي؟

اوم، نه. اگر نمره هايم بد بودند، آنها را به هيچ كس نمي گفتم و اگر نمره هايم در روزنامه ها منتشر مي شد، مي گفتم: واي از دست اين روزنامه ها. هر چيزي را كه مي خوانيد باور نكنيد. (مي خندد.)

* حالا مي خواهي به كالج بروي؟

مي خواهم يك سالي را در درسم وقفه بيندازم و بعد موقعيتم را بررسي كنم. در سال آينده من در نمايشي بازي مي كنم و نمي توانم هم هشت اجرا در هفته داشته باشم و هم به كالج بروم. علاوه بر اين، هنوز بايد بنشينم و ببينم رفتن به كالج چقدر به سود و چقدر به ضررم است. فعلاً فقط به خاطر اين يك سال وقفه خوشحالم. اين عالي است! اين يعني آزادي! معركه است!

* فكر كرده اي كه بازيگري را به عنوان حرفه اصلي ات انتخاب كني؟

بله. در اين شغل تو مي تواني با افراد زيادي كه گذشته هاي بسيار متفاوتي با هم دارند، ملاقات كني. تو اين شانس را داري كه چيزهاي جديدي را درباره خودت كشف كني. بازيگري درست مثل خواندن يك كتاب است، در اين شغل تو چيزي را از خلال چشم هاي يك شخص ديگر تجربه مي كني. اين شخصيت را از طريق بازي كردن آن كشف مي كني و اعتقاداتش باعث مي شود كه بايستي و خود را زير سؤال ببري. بازيگري بعضي وقت ها كاملاً جنبه شهودي به خود مي گيرد. پس، بله، من مطمئناً مي خواهم بازيگر شوم؛ اين كار را خيلي دوست دارم. اما دلم مي خواهد نويسنده هم بشوم. عاشق ساختن فيلم كوتاه هستم، فقط براي اين كه ببينم چه جوري است. اما در كل چيزي درباره فنون آن نمي دانم. من شش سال در كار سينما بوده ام و شايد فكر مي كنيد هر دو كار (بازيگري و كارگرداني) را ياد گرفته ام. (مي خندد.)

* اين كه شاهد رشد تو در فيلم هاي هري پاتر بوديم، خيلي جالب بود. به فيلم هاي اولت از اين زاويه ديد نگاه مي كني؟

نه. اين كار را وقتي مثلاً سي يا چهل سالم شد و بچه دار شدم مي كنم. بچه هايم را مي نشانم و مي گويم: ببينيد، هم سن شما كه بودم اين كارها را كرده بودم. شما چه كار كرده ايد؟ (مي خندد.)

با تشکر از خبرگزاری میراث فرهنگی

......................................................

آلبوم ستار - گلبانو

 


Lord of the shadows (حمید) شنبه 20 آبان1385   

شما ويروس هري پاتر گرفتين
دسته:
شما ويروس
هرى پاتر گرفتين!
225456.jpg
لابد شنيدين كه تازگى ها بيمارى «وبا» شايع شده و مامان ها چپ و راست گير مى دن كه بيرون خونه آب ميوه و بستنى و سبزى و سالاد نخوريم (چقدر هم ما گوش مى ديم) غير از وبا يه مرض ديگه ام هست كه هفت، هشت، ده ساليه بدجور واگير دار شده و نصف جمعيت دنيا رو گرفتار كرده. ويروسش هم كه بيست برابر وبا مسريه از راه كتاب منتقل مى شه نه سالاد و آب هويج. البته از چهار، پنج سال پيش سينما هم داره اين ويروس رو بين تنبل هاى كتاب نخون پخش مى كنه. آره خودشه، منظورم ويروس «هرى پاتر»ه.
كسى كه ويروس هرى پاتر مى گيره دچار مرض «هرى پاترزدگى» مى شه و در اصطلاح پزشكى بهش مى گن: «خوره هرى پاتر» KHOREOSHARRYPOTTEROS. اگه دل درد و دل پيچه داشتين و هر چى نبات داغ خوردين خوب نشد احتمالاً آب هويجه كار خودش رو كرده و به سلامتى وبا گرفتيم اما از كجا مى شه  فهميد خوره هرى پاتر شدين؟ اين مرض هم نشونه هايى داره كه براى شما و مامان و باباهاتون توضيح مى دم. حالا راه درمانش چيه و اصلاً لازمه درمان بشه، به ما ربطى نداره.
نشانه هاى «هرى پاترزدگى»
* اگه صبح تا شب دم در خونه مى شينين و خيره مى شين به آسمون تا يه جغد براتون از مدرسه جادوگرى  هاگوارتز دعوتنامه بياره اما به جاش كفترها رو سرتون فضله مى اندازن، ويروس هرى پاتر گرفتين.
225408.jpg
* اگه يه پارچه مشكى مى اندازين پشتتون و وردهاى هشلهفت مى خونين و با يه تركه هى مى كوبين تو سر خواهرتون تا غيب بشه اما كله اش باد مى كنه و مامان خدمتتون مى رسه، ويروس هرى پاتر گرفتين.
* اگه صبح ها كه دير از خواب پا مى شين مى دوين و پودر رختشويى تو شومينه مى ريزين تا غيب شين و سه سوت بعد تو مدرسه ظاهر شين، هرى پاتر زده شدين. حالا اين كه تركيب پودر رختشويى و آتيش چى مى شه ما نمى دونيم، خودتون امتحان كنين و ببينين!
* اگه وقتى مى رين مغازه، بستنى بخرين به مغازه دار مى گين «سلام مشنگ!» معلومه كه ويروس هرى پاتر گرفتين. آخه مردم از كجا بدونن جادوگرها به آدم هاى عادى مى گن مشنگ!؟
* اگه احساس مى كنين كه آدم ها توى عكس ها دارن وول مى خورن و باهاتون باى باى مى كنن حسابى هرى پاتر زده شدين.
* اگه هميشه قاطى كتاب هاى درسى تون كيفتون يه جلد هرى پاتر دارين و سر كلاس يواشكى زير ميز باز مى كنين و مى خونين و سر امتحان آخر ترم به جاى فرمول هاى حساب و شيمى وردهاى جادويى مى نويسين و صفر مى شين، ويروس هرى پاتر گرفتين.
* اگه كت كهنه بابا رو كه بايد يه پولى دستى داد تا كت و شلوارى ببره، مى اندازين رو سرتون و فكر مى كنين نامرئى شدين، هرى پاتر زده شدين.
* اگه مى رين ايستگاه مترو يا راه آهن و هى با مخ مى كوبين تو ديوار سكو بلكه از سكوى نه و سه چهارم سر در بيارين اما عوضش ضربه مغزى مى شين، ويروس هرى پاتر گرفتين.
* اگه تا حالا حداقل يكى از دوستاى نزديكتون رو مبتلا به اين مرض كرده باشين و عين رفيق ناباب يه جلد هرى پاتر داده باشين دستش، ويروس هرى پاتر دارين.
* اگه به مدير مدرسه تون مى گين: «دامبلدور» يا ناظم مدرسه رو كه چپ و راست از نمره انضباطتون كم مى كنه «اسنيپ» صدا مى زنين، هرى پاتر زده شدين.
* اگه هر وقت به گربه سياه كثيفه توى كوچه تون مى رسين با احترام تعظيم مى كنين و مى گين: «سلام پروفسور مك گوناگال!» ويروس هرى پاتر دارين.
* اگه توهم پيدا كردين و مدام توى مستراح مدرسه روح و جن مى بينين و باهاشون حرف مى زنين، هرى پاتر زده شدين. عوض اين كارها جون هرى پاتر سيفون رو بكشين!
* اگه تا حالا صد بار نشستين و پيش خودتون فكر كردين تا آخر هفت تا جلد كدوم شخصيت هاى كتاب مى ميرن و بعد كلى واسشون گريه كردين، دچار مرض هرى پاترزدگى شدين.
* اگه روى ديوار اتاقتون محض رضاى خدا يه عكس از مامان و باباى بيچاره پيدا نمى شه اما عوضش چهار تا ديوار و سقف رو با پوستر فيلم هاى هرى پاتر، كاغذ ديوارى كردين، ويروس هرى پاتر دارين.
* اگه وسط صحبت با دوستاتون مدام از «هرى پاتر» مثال هاى بى ربط مى آرين و حوصله همه رو سر مى برين هرى پاتر زده شدين.
* اگه رفتين بالاى پشت بوم خونه و سوار جاروى دسته بلند مامانتون شدين و پريدين پايين، خدا رحمتتون كنه، ويروس هرى پاتر داشتين!
* اگه وسط پيشونى تون جاى يه زخم عين برق آسمون دارين، عينكى هستين و وقتى با تَركه توى سرخواهرتون مى كوبين جدى جدى غيب مى شه ويروس هرى... نه ديگه، خود هرى پاتر هستين! بهتره زودتر در رين وگرنه عمرتون به جلد هفتم قد نمى ده.


Lord of the shadows (حمید) دوشنبه 15 آبان1385   

بررسی شباهت های سری گروشام گرینج و هری پاتر
دسته: خبر
با سلام شرمنده که زیادی دیر به دیر آپ میکنم موفق باشید
پیش گفتار:
کتاب های بسیاری به عنوان مشابه کتاب هری پاتر معرفی شده اند و اکثر آنها در موارد کلی با هری پاتر مشابهت دارند.
ولی این شباهت در کتاب گروشام گرینج و بازگشت به گروشام گرینج طوری خیره کننده است که تصادفی بودن آن الهام گرفتن از نیروی های ماورالطبیعه را به ذهن متبادر میکند.

شباهت در موضوعات کلی چیز مهم یا جدیدی نیست و بسیاری از کتاب ها در سوژه ها اشتراک دارند. مثلا تقریبا کتاب فانتزی نیست که در آن نیروی خیر با شر مبارزه نداشته باشد.

کتاب هری پاتر نیز به دلیل محبوبیت هر روز مورد آماج حملات مختلف از طرف هر کتاب قرار میگیرد.

چیزی که باعث شده شباهت های کتاب گروشام گرینج با هری پاتر را ذکر کنم نه شباهت های کلی بلکه شباهت در جزییات است.

معرفی کتاب گروشام گرینج:
نام کتاب: گروشام گرینج و جام نحس
نام انگلیسی: Groosham Grange and/or the Unholy Grail!
نام کتاب در انتشار مجدد:Groosham Grange And Return to Groosham Grange

نویسنده: آنتونی هورویتز - Anthony Horowitz
خلاصه بیوگرافی: متولد 1956 در استنمور انگلستان - معروفیت وی بیشتر به دلیل نوشتن سریال های تلویزیونی برای ITV و مجموعه های کمدی - درام است.
نویسنده سری موفق الکس ریدر.
وب سایت نویسنده: http://www.anthonyhorowitz.com

گروشام گرینج یک سری ناقص و شامل دو کتاب است. کتاب اول به نام گروشام گرینج و کتاب دوم به نام جام نحس.

نام کتاب جام نحس در انتشار مجدد آن در سال 1990 به بازگشت به گروشام گرینج تغییر کرد. همچنین به گروشام گرینج 2 نیز معروف است.
خود هورویتز در مورد شباهت هری پاتر به گروشام گرینج هیچ مصاحبه ای نکرده ولی از ادامه دادن سری گروشام گرینج نیز خودداری کرده است.

توصیه میکنم قبل از خواندن این مقاله سری گروشام گرینج را بخوانید.

شباهت های این کتاب با هری پاتر خیره کننده است. به سادگی میتوان گروشام گرینج را معادل با هاگوارتز و دیوید را معادل هری پاتر گرفت.
دو دوست دیوید که با آنها در قطار در راه رفتن به مدرسه آشنا میشود یک پسر به نام جفری و یک دختر به نام جیل هستند.
در زیر شباهت ها به طور خلاصه و فهرست وارد ذکر شده اند.

شباهت ها:
1- غذای بد در خانه ( یک ظرف بزرگ کلم خام با سس پنیر ... )
2- پدر - عمو ورنون ( ادوارد الیوت مردی کوتاه، چاق، و طاس با سبیل های سیخ سیخی بود و زگیلی روی گردنش داشت)
3- مادر - خاله پتونیا ( برای سنش کوتاه و لاغر بود شاید برای اینکه مجبور بود گیاه خوار باشد - چشمهایش سبز آبی بود - فضول و کمی غیر عادی )
4- فرستاده شدن نامه از طرف مدرسه جادوگری گروشام گرینج
5- والدین دیوید فقط تا ایستگاه قطار او را رساندند - لباس دیوید شلوار جین و تیشرت
6- رفتن به مدرسه با قطار
7- بعد از پیاده شدن در مقصد با یک آدم غیر معمولی به مدرسه رفتند.
8- هاگرید (مرد قایق ران ریش سیاه و پرپشتی داشت که تمام صورتش را پوشانده بود)
9- خوابگاه دختران و پسران جدا
10- لوپین ( معلم گرگینه درس فرانسه پروفسور للوپ)
11- فوتبال با مثانه باد شده خوک
12- همه شاگردان انگشتر دارند حلقه ای طلایی و ساده با تک سنگ سیاهی روی آن
13- جنگل انبوه پشت مدرسه
14- چشمهای نقاشی حرکت میکنند.
15- اشتباه استلاگمیت ها و استلاکتیت ها (میتوانست استلاگمیت ها را ببیند که با رنگ قهوه ای درخشان از زمین بیرون آمده بود و به استلاکتیت های عظیمی که از سقف آویخته بود می رسید. یا شاید هم بر عکس)
16- ما جادوگر به دنیا آمده ایم تقصیر ما نیست در واقع تقصیر هیچ کس نیست.
17- جام آتش (جام نحس جایزه هر ساله مدرسه و به کسی تعلق میگیرد که در مسابقات بالاترین امتیاز را بگیرد.)
18- انتخاب شدن هری به طور ناخواسته به عنوان یکی از شرکت کنندگان در 3 جادوگر (تقلب در مسابقات به طور ناخواسته و شک کردن جیل به الیوت)
19- آمدن پدر و مادر برای اهدای جوایز
20- عمه مارج ( عمه میلدرد خواهر آقای الیوت)
21- ( وینسنت کینگ موهای طلایی که با جعد زیبایی از پیشانیش عقب رفته بود و چشمهای باریک و نافذ که حالا مراقب بود )
22- کم شدن امتیاز به دلیل کار های ناشایست که خود الیوت در آنها نقشی ندارد و از قصد نیست.
23- اسنیپ ( هلیول معلم تازه وارد)
24- کم خوابیدن و نخوابیدن در مواقع حساس
25- جام روی پایه ای سنگی بود و در نوری نقره ای رنگ و غیر طبیعی شناور بود.
26- مساوی شدن امتیاز دیوید و وینسنت
27- رفتن از مدرسه به لندن غیب شدن در اتاق و ظاهر شدن در اتاقک تلفن
28- باد شدن عمه میلدرد

منبع این مطلب جادوگران

.................................................

اینم آلبوم جدید امینم به نام E True Hollywood Mixtape برای دانلود ...

Intro

                                                      Dj break interlude 

                                                 Business dj break remix

                                         The real slim shady dj break remix 

                                                  Snoop eminem freestyle

                                         Sing for the momenti dj break remix

                                        Sing for the momentii dj break remix II
........................................

اینم از کتاب امروز شيطان و خدا

                                 قسمت اول قسمت دوم    قسمت سوم



Lord of the shadows (حمید) یکشنبه 7 آبان1385   

عاقبت مقابله با هری پاتر
دسته: خبر

سلام به همگی بابا کسی نیست یه کمکی برسونه من نمیتونم این جوری زود به زود آپ کنم برای همین این جوری میشه کمــــــــــــــــــک

جادوی هری پاتر هر روز بر قدرتش افزوده میشود و مقابله با آن کاری بسیار دشوار است , جادوی که تا به حال هیچ کسی بر آن پیروز نشده , بارها و بارها کسانی پیدا شدند که میخواستند هری پاتر را هیچ بدانند و آن را یک کتاب کفر و شیطانی معرفی کنند ولی در هر بار به سد محکمی از جادوی هری پاتر برخوردند که ناچار به عقب نشینی شدند ؛ اینبار نیز مانند دفعات قبل شخصی به جنگ و ستیز با جادوی هری پاتر پرداخته , آیا سرانجام کار پیروزی اوست یا شکست ؟!
همه چی از روزی اغاز شده که خانوم لورا مالوری به منطقه گوینّت آمد .

پنچ شنبه - 13 آپریل 2006 میلادی – 24 فروردین 1385 شمسی – منطقه گوینّت – جورجيا
لائورا مالوری والدین چهار فرزند جنگی رو بر علیه هری پاتر به راه انداخت . لورا درخواست کرد که تمام سری کتابهای محبوب و معروف هری پاتر باید از کتابخانه های مدارس سرتاسر ناحیه گوینّت حذف شود . با اینکه او هرگز کتابهای هری پاتر را نخوانده اما میگوید ...
در ادامه متن ...

با اینکه او هرگز کتابهای هری پاتر را نخوانده اما میگوید , سری کتابهای هری پاتر فقط تخیل و نیرنگ است و ذهن و فکر کودکان را به سمت جادو و جادوگری و بی دین و بی مذهبی میکشد . او میگوید این کتابها کودکان و نوجوانان را به سمت تاریکی هدایت میکند . سه فرزند او در مدرسه ابتدایی جی . سی . مجیل المنتاری مشغول به تحصیل هستند و او از هیت مدیره مدرسه خواست تا این کتابها را از کتابخانه مدرسه حذف کند . او در دادخواستی که بر علیه هری پاتر تنظیم کرده و به مراجعه مربوطه ارسال کرده ذکر کرده که : موضوع شیطانی , رفتارهای شیطانی , مرگ , خونریزی , جن و ارواح , خونخواری شیطانی , همه و همه از عواملی که ثابت میکند این کتابها باید از دسترس کودکان و نوجوانان خارج شود ؛ درواقع این خانوم براحتی از واقعیت امر چشم پوشی کرده است که اینها در داستان جز نیروها بد و کارهای شر و منفی به تصویر کشده شده است . به نظر میرسد او از این بی اطلاع است که قهرمان داستان ولدمورت نیست بلکه هری پاتر است . به هر حال سخنگو آموزش و پروش ناحیه گوینّت اعلام کرد هیت مدیره آموزش و پرورش شهرستان در طی دادخواست این خانوم قرار هست در روز پنجشنبه 20 آپریل ( 31 فروردین ) ساعت 2 بعد از ظهر در جلسه علنی و همگانی به حرفهای لورا گوش کند و کار برسی پرونده را اغاز کند . سایت وریتاسروم نیز در پایان گزارش خود نوشت که اگر شما در منطقه گوینّت جورجيا زندگی میکنید و از علاقه مندان هری پاترید , باید از کتاب مورد علاقه خودتان دفاع کنید و با رفتن به جلسه از این کتاب دفاع کنید

پنج شنبه – 20 آپریل 2006 میلادی – 31 فروردین 1385 شمسی – منطقه گوینّت – جورجيا
هری پاتر در جورجيا دشمن جدیدی پیدا کرده است , در پی دادخواستی که مالوری به آموزش و پرورش شهرستان گوینّت ارسال کرده بود , عصر امروز پنج شنبه لورا مالوری به همراه یه شاکی دیگر و جمعی از مدافعین کتابهای هری پاتر در جلسه ای برای رسیدگی به پرونده مربوطه بجهت حذف کتابهای هری پاتر از کتابخانه های مدارس شهرستان گوینّت در فضای عمومی برگزار شد . در این جلسه دادرسی مدافعین کتابهای هری پاتر در دفاعیه ای کوبنده اعلام کردند , کتابهای هری پاتر , داستانی جذاب و خوبی هستند که کودکان و نوجوانان بسیار دوست دارند آنها را بخوانند . آنها میگفتند که سرانجام کتاب نبرد پیروزی خیر بر شر هست , اما شاکیان پرونده میگفتند که این کتابها با جادوهایش و کارهای جادوگرانه اش همش درباره شیاطین هستند .
جردن یکی دیگر از شاکیان ادعا کرد که او وقتی کتابهای هری پاتر را خوانده , انقدر به حد افسردگی رسیده که در 2 سال پیش با دوستش افسونها را عملی امتحان میکردند . او به دادگاه گفت : من میخواستم بدونم که ایا معجونها و طلسمها و افسونها واقعلا کار میکنند ؟ , من خیلی ناراحت بودم و قصد خود کشی رو داشتم . جردن نیز به همراه لورا خواستار این شد تا کتابهای هری پاتر از کتابخانه های مدارس حذف شوند . لورا نیز در ادامه این جلسه گفت : من میخوام از بچه ام مرافبت کنم و اون و هر بچه ای دیگری را از شر افکار شیطانی و کارهای شیطانی دور نگه دارم . در ادامه دانش اموزانی که برای دفاع از کتابهای هری پاتر امده بودند اظهارت بسیار خوبی را دادند , دانش اموز نو نهالی که در مقطع ابتدایی در یک مدرسه مشغول به تحصیل هست گفت : این کتاب یک کتاب تخیلی و فقط یه داستانی افسانه ایئ که من انها را با زندگی واقعی خودم قاطی نمیکنم . جسیکا نیز از دیگر دانش اموزان مدافع هری پاتر گفت : من کتابهای هری پاتر رو دوست دارم و از هیچ چیزی جز خواندن کتابهای هر پاتر لذت نمیبرم . جسیکا در ادمه متذکر شد : من مدیون کتابهای هری پاترم , هری پاتر به من کمک کرد تا خیلی چیزای رو که باید در مدرسه یاد میگرفتم رو زودتر یاد بگیرم این کتابها با نکاتی که در آن وجود دارد به من و دیگر بچه ها خیلی چیزها یاد داد .
جلسه عصر پنج شنبه 20 اپریل فقط یه جلسه دادرسی شنوایی بود . ریس جلسه نیر در طی گزارش کامل جلسه , اختیار نامه ای را به هیئت مدیره مدارس داد تا در طی هفته های اخیر در مورد حذف کتابهای هری پاتر از کتابخانه ها تصمیم بگیرند .
حالا صبح دیروز 12 می 2006 میلادی ( 22 اردیبهشت 1385 شمسی ) از جورجيا خبرهای خوشی گزارش شد . بر طبق گزارشهای رسیده از منطقه گوینّت , خانوم لورا مالوری موفق نشد که در ادعایه خود پیروز شود . او بعد از 1 ماه تلاش و وقتی که بر سر حذف کردن کتابهای هری پاتر از مدارس گذاشته بود نتوانست رای دادگاه را به نفع خود تمام کند . بعد از ظهر روز 11 می 2006 هیئت مدیره اموزش و پرورش در اعلامیه ای اعلام کرد که درخواست لورا مالوری توسط اعضای هیئت مدیره پذیرفته نشد و آنها با حذف کتابهای هری پاتر از مدارس گوینّت موافقت نخواهند کرد . کارول یکی از اعضای هیئت مدیره اموزش و پرورش به خبرگزاریها گفت : خیلی از واقعیتها در این پرونده یا ادعایه نادیده گرفته شده بود , دانش اموزان ما , فرق بین واقعیت و تخیل را به خوبی درک میکنند و نیازی به حذف این کتابها از کتابخانه ها نداریم . دانش آموزان خیلی راحت میتوانند کتاب مورد علاقه خودشان را از کتابخانه مدارس بگیرند . خبرگزاریها مختلف و زیادی که این خبر را از اغاز پوشش داده بودند در انتهای خبرهای خود جمله ای مشترک رو به کار بردند که آن هم این بود از کسانی که برای کتابهای هری پاتر 1 ماه تمام به دادگاه مراجعه کرده بودند و از این کتابها دفاع میکردند , متشکریم
حالا میتوانیم جواب سوال اول خبر رو پاسخ بدیم ؛
Quote:

آیا سرانجام کار پیروزی اوست یا شکست ؟!


جواب اینست , باز هم هری پاتر توانست جوابی کوبنده به مخالفانش بدهد
منبع
اختصاصی سایت جادوگران - 13 می 2006 - 23 اردیبهشت 1385

..................................................

اینم از آهنگ امروز

دو آهنگ بسیار زیبا کاری از حامد هاکان

MP3 128

Hamed Hakan - Eisa Masih

Hamed Hakan - Man Koshtamesh



Lord of the shadows (حمید) جمعه 5 آبان1385   

تبريك عيد و از اينا
دسته: خبر

عيد سعيد فطر بر همگان مبارك

سلام خوبيد خوشيد اين مطلب نميدونم چقدر قدمت داشته باشه ولي خوب باشه

روپرت گرینت: محفل ققنوس تاریک تر است

در مدتی کروپرت گرینت: محفل ققنوس تاریک تر استه روپرت گرینت اخیراً برای بزرگداشت فیلم جدیدش، "درس های رانندگی"، در لس آنجلس به سر می برد، چندین مصاحبه جدید انجام داده است، که یکی از آن ها با Jewreview.net شامل یک مصاحبه ویدیوئی است.

او در این مصاحبه در مورد "هری پاتر و محفل ققنوس" توضیح می دهد و می گوید که هنوز حدود یک ماه دیگر باید فیلم را پیش ببرند، و خانواده ویزلی در محفل ققنوس صحنه کریسمس جالبی دارند، صحنه ای که در آن هدیه ها را باز می کنند.، اما در کل این فیلم تاریک تر شده است. روپرت به طور خلاصه به کتاب هفتم اشاره می کند و این که ممکن است چه اتفاقی برای کاراکترش بیافتد، و می گوید که اگر رون و هرمیون با هم بمانند، او نمی داند. بعد از آن بحث به فیلم "هری پاتر و شاهزاده دورگه" می کشد، و موضوع کارگردان جدیدی که می آید، و روپرت می گوید که شایعه ای شنیده است که شاید آلفونسو کوارون (کارگردان زندانی آزکابان) یا کریس کلمبوس (کارگردان دو فیلم اول) برای کارگردانی فیلم 6 یا 7 برگردند.

منبع:دیوانه ساز ایرانی

شایعه بازگشت کلمبوس و کارون برای کارگردانی

روپرت گرینت در طی مصاحبه ای جدید , گفتگوی جالبی را با سایت Jewreview.net انجام داده است .
او در این گفتگو درباره کار بروی فیلم هری پاتر و محفل ققنوس سخن گفته است . روپرت میگوید که آنها فقط یک ماه تا تمام شدن کار فیلمبرداری وقت دارند .
این بازیگر که تبدیل به محبوب ترین بازیگر فیلمهای هری پاتر تبدیل شده است درباره صحنه ی کریسمس در فیلم محفل ققنوس میگوید که بازیگران خانواده ویزلی صحنه کریمسی بسیار جذاب و جالب را در فیلم ایجاد کردند که این فیلمبرداری روزهای پیش انجام شده است ....


او متذکر میشود که به غیر از این صحنه جذاب و جالب , موضوع تمام فیلم درباره تیرگی و تاریکی داستان میباشد
او در ادامه مصاحبه نظرش را درباره ایکنه در کتاب هفتم ممکن است چه بلایی سر شخصیت اش ( رون ویزلی ) بیافتد ؟ بیان کرد و گفت که نمیداند بلاخره رون و هرمیون بهم خواهند رسید و یا نه !
اخر این مصاحبه موضوع به کارگردانی فیلم شاهزاده دورگه ختم شد و او به خبرنگار گفت که شایعاتی شنیده است که امکان دارد کریس کلمبوس و یا الفونسو کارون برای کارگردانی در فیلم شاهزاده دورگه بازگردند .
کریس کلمبوس کارگردان دو فیلم اول هری پاتر و الفونسو کارون , کارگردان فیلم سوم هری پاتر میباشد

با این وجود لیست نامزدان برای کارگردانی فیلم شاهزاده دورگه به بیش از 10 نفر رسیده است و ما نیز نام این دونفر را به لیست کارگردانان اضافه میکنیم
ذکر این نکته هم بد نیست که این اولین بار در طول این چند سال هست که برای کارگردانی یکی از فیلمهای هری پاتر شایعات بسیار فراوانی بر سر کارگردانی وجود دارد

منبع ، تي ال سي

 .....................................................

راستي اگه كسي مي تونه براي اين وبلاگ نويسنده خبر كنه توي همين پست بگذاره يه خورده قبلي ها بي معرفت شدن منم مشكلاتم زياده هر روز نميتونم شرمنده

اين هم آلبوم Victoria Beckham با نام Open Your Eyes براي دانلود

Track 01


Track 02


Track 03


Track 04


Track 05


Track 06


Track 07


Track 08


Track 09


Track 10



Lord of the shadows (حمید) سه شنبه 2 آبان1385   

کپی برداری از مطالب این وبلاگ تنها با ذکر منبع مجاز می باشد