علت شکست بسیاری از انسانها در زندگی این است که پس از مواجه شدن با چند شکست موقتی ، ناامید می شوند و دست از تلاش بر می دارند
راستش همینطوری با خودم نشسته بودم داشتم تو سایت میچرخیدم که به این مطلب به فکرم اومد که چرا اینهمه کاربر همه طرفدار هری پاتر اند و براش وقتهای زیادی رو صرف می کنند.
خودم هنوز به دلیل اصلی نرسیدم ولی شاید یکی از عوامل زیر باشه.
1.اکثر ما در دوران کودکی دلمان میخواست تا نیروهای خارق العاده در اختیار داشته باشیم؛ شاید هری پاتر را کودکی مثل خودمان دیدیم که این نیروها را بدست آورده و در مقابل با بدی از آن استفاده میکند، کودکی که جادوگر بود و سرپرستانش می گفتند که جادو وجود ندارد مثل اکثر ما.
2.شاید به دلیل اینکه قهرمان ما یک سوپر هیومن نیست و تمام داستان با قهرمان بازیهایش به پایان نمیرسد مثل اسپایدرمن و یا مثل سوپرمن و .... یک تنه تمام داستان بر روی دوش هری نیست.
3. بدی خیلی زیاد قدرتمند است و کار نابودی آن به سادگی نیست جان پیچها قدرت زیاد لرد و پیروانش و اینکه اونها آدم میکشند ولی محفلی ها آدم نمیکشند.
4. هاگوارتز جایی برای یادگیری جادوگری مدرسهای بزرگ که در اون جادوگر آماده میشود. مکانی که اغلب ما آرزو میکنیم در آن باشیم تا جادوگری را یاد بگیریم.(من که آرزوم شما رو نمیدونم.)
5. وسایل جادویی موجودات جادویی ققنوس چوب جادوگری مغازه ی شوخی ویزلیها ، گالیونها و مواد و گیاهان جادویی، معجونها و تمام وسایلش
6.دنیایی که مانند دنیا ما است ولی افراد موجود در آن ماگل یا بقول بعضیها غیرجادویی نیستند جادوگران و ساحرههايی در آن با جادو زندگی می کنند: زندگی جادویی
7.مکانهاش کوچه ی دیاگون هاگزمید وزارتخانه و تمام جاهای که یکجور به جادو ربط پیدا میکنند مثل ایستگاه قطار و جنگل ممنوعه
8. زیبایی قلم رولینگ و ربط دادن تمام ماجراهای به هم و پیچ در پیچ بودن داستان ماجرایی از نوعی که بشود باور کرد؛ در داستان، خود قهرمان هم به سادگی از موضوعات سر درنمیآورد.
9.افرادی که در داستان وجود دارند شخصیتهای دوست داشتنی و یا افرادی که بعضی ازشون خوششون میاد مثل ولدمورت.
10.شاید به خاطر درسهایی که وجود دارند جادوي سياه یا تغییر معجونها و شاید افسونها، هربالوژی و ...
11.شایدم رولیگ نویسنده ی خوبی هست که ما رو طرفدار هری کرده. منظورم ذهن خلاقش نیست،سبک نوشتنش هست.
دیگه دلیلی ندارم ولی دلیلهای که به ذهنم خورد رو نوشتم شاید شما هم دلایلی داشته باشید؟؟
منبع جادوگران
...............................................
اينم از آلبوم امروز
آلبوم جدید و زیبای رامون با نام عقرب (با دو کیفیت)
Mp3 -128Kb
راستي بازم ميگم توي اين دوران بي نويسندگي كسي هست نويسنده بشه اگه كسي هست خبر بده![]()
منبع:دیوانه ساز ایرانی
هری پاتر میميرد
دنیل ردكلیف در گفتگویی با SCI FI Wire عنوان كرده كه به نظر او تمام شدن داستان با مرگ هری منطقی میباشد. وقتی از او پرسیده شد "آیا به نظر تو در فیلم هفتم باید نقش هری در حال مرگ را بازی كند؟" پاسخ داد: «سوال بسیار خوبی است. من شخصا فكر میكنم كه این طور هست، به نظر من این تنها راهی است كه رولینگ برای ننوشتن جلد هشتم میتواند داشته باشد؛ به نظر من اگر هری زنده بماند، درخواستهای مكرر نوشتن جلد هشتم سری هری پاتر رولینگك را تا آخر عمر به ستوه خواهد آورد.»
دنیل ردكلیف همچینین روز 6 نوامبر در كنفرانس تلفنی با خبرنگاران، مقایسهای بین شخصیت و عاقبت هری پاتر و لرد ولدمورت با شخصیت و عاقبت شرلوك هولمز و موریاتی انجام داد و گفته: «همان طور كه میبایست شرلوك هولمز و موریاتی هر دو از بین بروند تا موریاتی (شخصیت منفی داستان) نابود شود، شاید تنها راه كشتن ولدمورت هم كشته شدن هری باشد. البته در ادامه داستان، به شرلوك هولمز دوباره زندگی بخشیدند. بنابراین من دوست دارم داستان هری پاتر نیز این گونه تمام شود.»
منبع: SCIFI

عكس از:جادوگران
| "دانيل رادكليف"، بازيگر هفده ساله مجموعه فيلم هاي "هري پاتر" كه بر اساس رمان هاي پرفروشي از "جي. كي. رولينگ"، نويسنده بريتانيايي ساخته شده اند، اين روزها درگير بازي در قسمت پنجم اين مجموعه با عنوان "هري پاتر و محفل ققنوس" است. رادكليف در تابستان امسال امتحانات نهايي اش را با موفقيت پشت سر گذاشت و چند روز پيش همراه با دوستانش در جشنواره Reading كه بزرگترين جشنواره موسيقي زنده در بريتانيا محسوب مي شود، حضور يافت. جديدترين گفتگوي او كه روز يكشنبه 22 اكتبر (30 مهر ماه) در نشريه نيوزويك منتشر شده، به مشكلات او به خاطر شهرت، دوستانش، ديدارش با جي. كي. رولينگ و زندگي روزمره اش پرداخته است. "شون اسميت"، خبرنگار نيوزويك اين گفتگو را با او انجام داده است. * وقتي به مكان هاي عمومي مي روي - مثل همين جشنواره Reading كه تازگي ها رفته بودي - نگران نيستي كه مردم تو را بشناسند؟ اين كه مردم مرا بشناسند مشكلي ايجاد نمي كند، تنها چيزي كه بايد نگرانش باشم، خبرنگارها هستند. اما خوشبختانه من و دوستانم در اين جشنواره از دست خبرنگارها قسر در رفتيم. آنها فقط توانستند يك عكس از من بگيرند و درباره كلاهي كه در اين جشنواره سرم گذاشته بودم، چيزهايي بنويسند. عجب خبر مهمي! (مي خندد.) پس اين كه مردم مرا بشناسند مسئله اي نيست. * بارها ديده ام كه مردم ديوانه بار برايت فرياد مي كشند. از اين رفتار آنها چه احساسي به تو دست مي دهد؟ اين را به صورت روزانه تجربه نكرده ام چون بيشتر روزهايم را سر صحنه فيلم هستم و اينجا هم همه مرا مي شناسند و از ديدنم تعجب نمي كنند. حدس مي زنم مردمي كه مرا در فيلم هايم مي بينند، كمي وحشت زده مي شوند. اين براي من عجيب است چون خودم را مي شناسم و مي دانم كه در من واقعاً چيزي براي وحشت كردن وجود ندارد. پس وقتي در نمايش هاي اوليه فيلم هايم شركت مي كنم، واكنش هاي خيلي عجيبي مي بينم مثلاً از ماشين پياده مي شوم و ناگهان صدها نفر اسمم را فرياد مي زنند. اسم آدم براي خودش مفهوم خاصي ندارد، فقط يك اسم است، مثل "ميز" يا چيزي شبيه به اين، پس وقتي مردم ناگهان آن را فرياد مي زنند، عجيب ترين حس ممكن به من دست مي دهد. اين احساس در عين حال بسيار افتخارآميز است چون تو روي يك فيلم يك سالي كار مي كني و ناگهان اين همه آدم از راه مي رسند و از تو قدرداني مي كنند. اين حس عالي است. * شش سال است كه داري نقش هري پاتر را بازي مي كني. هنوز هم از اين نقش لذت مي بري؟ بازي در اين فيلم بزرگترين تفريح من محسوب مي شود، به ويژه به خاطر كار با افرادي چون "ايملدا استانتون" (كه نقش پروفسور دالارس اومبريج، الهه انتقام هري پاتر را بازي مي كند) و "ديويد ييتس"، كارگردان فوق العاده مان كه من تمام اوقات زندگي ام را صرف كار با او كرده ام. او مرا به جلو هل مي دهد، حتي خيلي جلوتر از جايي كه تا كنون در آن بوده ام. البته اين به آن معنا نيست كه كار با كارگردان هاي قبلي به ضرر من بوده است چون خودم هم قبلاً اين توانايي را نداشتم اما بايد بگويم كه ديويد در زمان دست با من برخورد كرد. * هري پاتر در كتاب "هري پاتر و محفل ققنوس" خيلي عصباني و تلخ تر شده است. به نظر من او احساسي را دارد كه بسياري از بازماندگان جنگ دارند و آن احساس گناه زنده ماندن است. به نظرم او فكر مي كند كه بايد به جاي "سردريك" (ديگوري، كه در داستان هري پاتر و جام آتش توسط لرد ولدمورت كشته شد) او مي مرد. سردريك براي ولدمورت آنقدرها اهميت نداشت و بنابراين هري با خودش فكر مي كند كه: ولدمورت دنبال من بود و من بايد كشته مي شدم. * خوانندگاني را مي شناسم كه اين كتاب را دوست ندارند چون عصبانيت هري برايشان آزاردهنده است. آنها فكر مي كنند كه اين احساس به اين شخصيت نمي آيد. من اين شانس را داشتم كه براي اين فيلم يك ساعتي را با جي. كي. رولينگ بگذرانم. رولينگ به من گفت: «اگر مردم بگويند كه عصبانيت هري را در اين كتاب دوست ندارند، معلوم مي شود كه كتاب را آنقدرها عميق نخوانده اند.» اگر اتفاقاتي را كه براي هري افتاده مرور كنيم، متوجه مي شويم كه اغلب مردم در چنين موقعيت هايي بسيار بيشتر از هري عصباني مي شوند. اتفاقاً هري به نسبت هر چيزي كه برايش پيش مي آيد، كاملاً متعادل رفتار مي كند. او بداخلاق نيست. * در جايي خواندم كه نتيجه امتحانات نهايي ات خوب شده است. بله. خيلي خوب شد. من بابت آن خيلي هيجان زده ام. هميشه خيلي خوب درس مي خواندم اما هيچ گاه از درس خواندنم مثل اين نتيجه نگرفته بودم. * اگر مي فهميدي كه همه مردم از نمره هايت، حالا هر چه كه باشند، با خبر مي شوند، ناراحت مي شدي؟ اوم، نه. اگر نمره هايم بد بودند، آنها را به هيچ كس نمي گفتم و اگر نمره هايم در روزنامه ها منتشر مي شد، مي گفتم: واي از دست اين روزنامه ها. هر چيزي را كه مي خوانيد باور نكنيد. (مي خندد.) * حالا مي خواهي به كالج بروي؟ مي خواهم يك سالي را در درسم وقفه بيندازم و بعد موقعيتم را بررسي كنم. در سال آينده من در نمايشي بازي مي كنم و نمي توانم هم هشت اجرا در هفته داشته باشم و هم به كالج بروم. علاوه بر اين، هنوز بايد بنشينم و ببينم رفتن به كالج چقدر به سود و چقدر به ضررم است. فعلاً فقط به خاطر اين يك سال وقفه خوشحالم. اين عالي است! اين يعني آزادي! معركه است! * فكر كرده اي كه بازيگري را به عنوان حرفه اصلي ات انتخاب كني؟ بله. در اين شغل تو مي تواني با افراد زيادي كه گذشته هاي بسيار متفاوتي با هم دارند، ملاقات كني. تو اين شانس را داري كه چيزهاي جديدي را درباره خودت كشف كني. بازيگري درست مثل خواندن يك كتاب است، در اين شغل تو چيزي را از خلال چشم هاي يك شخص ديگر تجربه مي كني. اين شخصيت را از طريق بازي كردن آن كشف مي كني و اعتقاداتش باعث مي شود كه بايستي و خود را زير سؤال ببري. بازيگري بعضي وقت ها كاملاً جنبه شهودي به خود مي گيرد. پس، بله، من مطمئناً مي خواهم بازيگر شوم؛ اين كار را خيلي دوست دارم. اما دلم مي خواهد نويسنده هم بشوم. عاشق ساختن فيلم كوتاه هستم، فقط براي اين كه ببينم چه جوري است. اما در كل چيزي درباره فنون آن نمي دانم. من شش سال در كار سينما بوده ام و شايد فكر مي كنيد هر دو كار (بازيگري و كارگرداني) را ياد گرفته ام. (مي خندد.) * اين كه شاهد رشد تو در فيلم هاي هري پاتر بوديم، خيلي جالب بود. به فيلم هاي اولت از اين زاويه ديد نگاه مي كني؟ نه. اين كار را وقتي مثلاً سي يا چهل سالم شد و بچه دار شدم مي كنم. بچه هايم را مي نشانم و مي گويم: ببينيد، هم سن شما كه بودم اين كارها را كرده بودم. شما چه كار كرده ايد؟ (مي خندد.) با تشکر از خبرگزاری میراث فرهنگی |
......................................................
آلبوم ستار - گلبانو
|
|
منبع این مطلب جادوگران
.................................................
اینم آلبوم جدید امینم به نام E True Hollywood Mixtape برای دانلود ...
The real slim shady dj break remix
Sing for the momenti dj break remix
Sing for the momentii dj break remix II
........................................
اینم از کتاب امروز شيطان و خدا
سلام به همگی بابا کسی نیست یه کمکی برسونه من نمیتونم این جوری زود به زود آپ کنم برای همین این جوری میشه کمــــــــــــــــــک ![]()
جادوی هری پاتر هر روز بر قدرتش افزوده میشود و مقابله با آن کاری بسیار دشوار است , جادوی که تا به حال هیچ کسی بر آن پیروز نشده , بارها و بارها کسانی پیدا شدند که میخواستند هری پاتر را هیچ بدانند و آن را یک کتاب کفر و شیطانی معرفی کنند ولی در هر بار به سد محکمی از جادوی هری پاتر برخوردند که ناچار به عقب نشینی شدند ؛ اینبار نیز مانند دفعات قبل شخصی به جنگ و ستیز با جادوی هری پاتر پرداخته , آیا سرانجام کار پیروزی اوست یا شکست ؟!
همه چی از روزی اغاز شده که خانوم لورا مالوری به منطقه گوینّت آمد .
پنچ شنبه - 13 آپریل 2006 میلادی – 24 فروردین 1385 شمسی – منطقه گوینّت – جورجيا
لائورا مالوری والدین چهار فرزند جنگی رو بر علیه هری پاتر به راه انداخت . لورا درخواست کرد که تمام سری کتابهای محبوب و معروف هری پاتر باید از کتابخانه های مدارس سرتاسر ناحیه گوینّت حذف شود . با اینکه او هرگز کتابهای هری پاتر را نخوانده اما میگوید ...
در ادامه متن ...
با اینکه او هرگز کتابهای هری پاتر را نخوانده اما میگوید , سری کتابهای هری پاتر فقط تخیل و نیرنگ است و ذهن و فکر کودکان را به سمت جادو و جادوگری و بی دین و بی مذهبی میکشد . او میگوید این کتابها کودکان و نوجوانان را به سمت تاریکی هدایت میکند . سه فرزند او در مدرسه ابتدایی جی . سی . مجیل المنتاری مشغول به تحصیل هستند و او از هیت مدیره مدرسه خواست تا این کتابها را از کتابخانه مدرسه حذف کند . او در دادخواستی که بر علیه هری پاتر تنظیم کرده و به مراجعه مربوطه ارسال کرده ذکر کرده که : موضوع شیطانی , رفتارهای شیطانی , مرگ , خونریزی , جن و ارواح , خونخواری شیطانی , همه و همه از عواملی که ثابت میکند این کتابها باید از دسترس کودکان و نوجوانان خارج شود ؛ درواقع این خانوم براحتی از واقعیت امر چشم پوشی کرده است که اینها در داستان جز نیروها بد و کارهای شر و منفی به تصویر کشده شده است . به نظر میرسد او از این بی اطلاع است که قهرمان داستان ولدمورت نیست بلکه هری پاتر است . به هر حال سخنگو آموزش و پروش ناحیه گوینّت اعلام کرد هیت مدیره آموزش و پرورش شهرستان در طی دادخواست این خانوم قرار هست در روز پنجشنبه 20 آپریل ( 31 فروردین ) ساعت 2 بعد از ظهر در جلسه علنی و همگانی به حرفهای لورا گوش کند و کار برسی پرونده را اغاز کند . سایت وریتاسروم نیز در پایان گزارش خود نوشت که اگر شما در منطقه گوینّت جورجيا زندگی میکنید و از علاقه مندان هری پاترید , باید از کتاب مورد علاقه خودتان دفاع کنید و با رفتن به جلسه از این کتاب دفاع کنید
پنج شنبه – 20 آپریل 2006 میلادی – 31 فروردین 1385 شمسی – منطقه گوینّت – جورجيا
هری پاتر در جورجيا دشمن جدیدی پیدا کرده است , در پی دادخواستی که مالوری به آموزش و پرورش شهرستان گوینّت ارسال کرده بود , عصر امروز پنج شنبه لورا مالوری به همراه یه شاکی دیگر و جمعی از مدافعین کتابهای هری پاتر در جلسه ای برای رسیدگی به پرونده مربوطه بجهت حذف کتابهای هری پاتر از کتابخانه های مدارس شهرستان گوینّت در فضای عمومی برگزار شد . در این جلسه دادرسی مدافعین کتابهای هری پاتر در دفاعیه ای کوبنده اعلام کردند , کتابهای هری پاتر , داستانی جذاب و خوبی هستند که کودکان و نوجوانان بسیار دوست دارند آنها را بخوانند . آنها میگفتند که سرانجام کتاب نبرد پیروزی خیر بر شر هست , اما شاکیان پرونده میگفتند که این کتابها با جادوهایش و کارهای جادوگرانه اش همش درباره شیاطین هستند .
جردن یکی دیگر از شاکیان ادعا کرد که او وقتی کتابهای هری پاتر را خوانده , انقدر به حد افسردگی رسیده که در 2 سال پیش با دوستش افسونها را عملی امتحان میکردند . او به دادگاه گفت : من میخواستم بدونم که ایا معجونها و طلسمها و افسونها واقعلا کار میکنند ؟ , من خیلی ناراحت بودم و قصد خود کشی رو داشتم . جردن نیز به همراه لورا خواستار این شد تا کتابهای هری پاتر از کتابخانه های مدارس حذف شوند . لورا نیز در ادامه این جلسه گفت : من میخوام از بچه ام مرافبت کنم و اون و هر بچه ای دیگری را از شر افکار شیطانی و کارهای شیطانی دور نگه دارم . در ادامه دانش اموزانی که برای دفاع از کتابهای هری پاتر امده بودند اظهارت بسیار خوبی را دادند , دانش اموز نو نهالی که در مقطع ابتدایی در یک مدرسه مشغول به تحصیل هست گفت : این کتاب یک کتاب تخیلی و فقط یه داستانی افسانه ایئ که من انها را با زندگی واقعی خودم قاطی نمیکنم . جسیکا نیز از دیگر دانش اموزان مدافع هری پاتر گفت : من کتابهای هری پاتر رو دوست دارم و از هیچ چیزی جز خواندن کتابهای هر پاتر لذت نمیبرم . جسیکا در ادمه متذکر شد : من مدیون کتابهای هری پاترم , هری پاتر به من کمک کرد تا خیلی چیزای رو که باید در مدرسه یاد میگرفتم رو زودتر یاد بگیرم این کتابها با نکاتی که در آن وجود دارد به من و دیگر بچه ها خیلی چیزها یاد داد .
جلسه عصر پنج شنبه 20 اپریل فقط یه جلسه دادرسی شنوایی بود . ریس جلسه نیر در طی گزارش کامل جلسه , اختیار نامه ای را به هیئت مدیره مدارس داد تا در طی هفته های اخیر در مورد حذف کتابهای هری پاتر از کتابخانه ها تصمیم بگیرند .
حالا صبح دیروز 12 می 2006 میلادی ( 22 اردیبهشت 1385 شمسی ) از جورجيا خبرهای خوشی گزارش شد . بر طبق گزارشهای رسیده از منطقه گوینّت , خانوم لورا مالوری موفق نشد که در ادعایه خود پیروز شود . او بعد از 1 ماه تلاش و وقتی که بر سر حذف کردن کتابهای هری پاتر از مدارس گذاشته بود نتوانست رای دادگاه را به نفع خود تمام کند . بعد از ظهر روز 11 می 2006 هیئت مدیره اموزش و پرورش در اعلامیه ای اعلام کرد که درخواست لورا مالوری توسط اعضای هیئت مدیره پذیرفته نشد و آنها با حذف کتابهای هری پاتر از مدارس گوینّت موافقت نخواهند کرد . کارول یکی از اعضای هیئت مدیره اموزش و پرورش به خبرگزاریها گفت : خیلی از واقعیتها در این پرونده یا ادعایه نادیده گرفته شده بود , دانش اموزان ما , فرق بین واقعیت و تخیل را به خوبی درک میکنند و نیازی به حذف این کتابها از کتابخانه ها نداریم . دانش آموزان خیلی راحت میتوانند کتاب مورد علاقه خودشان را از کتابخانه مدارس بگیرند . خبرگزاریها مختلف و زیادی که این خبر را از اغاز پوشش داده بودند در انتهای خبرهای خود جمله ای مشترک رو به کار بردند که آن هم این بود از کسانی که برای کتابهای هری پاتر 1 ماه تمام به دادگاه مراجعه کرده بودند و از این کتابها دفاع میکردند , متشکریم
حالا میتوانیم جواب سوال اول خبر رو پاسخ بدیم ؛
Quote:
آیا سرانجام کار پیروزی اوست یا شکست ؟!
جواب اینست , باز هم هری پاتر توانست جوابی کوبنده به مخالفانش بدهد
منبع
اختصاصی سایت جادوگران - 13 می 2006 - 23 اردیبهشت 1385
..................................................
اینم از آهنگ امروز
دو آهنگ بسیار زیبا کاری از حامد هاکان
MP3 128
عيد سعيد فطر بر همگان مبارك ![]()
سلام خوبيد خوشيد اين مطلب نميدونم چقدر قدمت داشته باشه ولي خوب باشه ![]()
روپرت گرینت: محفل ققنوس تاریک تر است
در مدتی کروپرت گرینت: محفل ققنوس تاریک تر استه روپرت گرینت اخیراً برای بزرگداشت فیلم جدیدش، "درس های رانندگی"، در لس آنجلس به سر می برد، چندین مصاحبه جدید انجام داده است، که یکی از آن ها با Jewreview.net شامل یک مصاحبه ویدیوئی است.
او در این مصاحبه در مورد "هری پاتر و محفل ققنوس" توضیح می دهد و می گوید که هنوز حدود یک ماه دیگر باید فیلم را پیش ببرند، و خانواده ویزلی در محفل ققنوس صحنه کریسمس جالبی دارند، صحنه ای که در آن هدیه ها را باز می کنند.، اما در کل این فیلم تاریک تر شده است. روپرت به طور خلاصه به کتاب هفتم اشاره می کند و این که ممکن است چه اتفاقی برای کاراکترش بیافتد، و می گوید که اگر رون و هرمیون با هم بمانند، او نمی داند. بعد از آن بحث به فیلم "هری پاتر و شاهزاده دورگه" می کشد، و موضوع کارگردان جدیدی که می آید، و روپرت می گوید که شایعه ای شنیده است که شاید آلفونسو کوارون (کارگردان زندانی آزکابان) یا کریس کلمبوس (کارگردان دو فیلم اول) برای کارگردانی فیلم 6 یا 7 برگردند.
منبع:دیوانه ساز ایرانی
شایعه بازگشت کلمبوس و کارون برای کارگردانی
روپرت گرینت در طی مصاحبه ای جدید , گفتگوی جالبی را با سایت Jewreview.net انجام داده است .
او در این گفتگو درباره کار بروی فیلم هری پاتر و محفل ققنوس سخن گفته است . روپرت میگوید که آنها فقط یک ماه تا تمام شدن کار فیلمبرداری وقت دارند .
این بازیگر که تبدیل به محبوب ترین بازیگر فیلمهای هری پاتر تبدیل شده است درباره صحنه ی کریسمس در فیلم محفل ققنوس میگوید که بازیگران خانواده ویزلی صحنه کریمسی بسیار جذاب و جالب را در فیلم ایجاد کردند که این فیلمبرداری روزهای پیش انجام شده است ....
او متذکر میشود که به غیر از این صحنه جذاب و جالب , موضوع تمام فیلم درباره تیرگی و تاریکی داستان میباشد
او در ادامه مصاحبه نظرش را درباره ایکنه در کتاب هفتم ممکن است چه بلایی سر شخصیت اش ( رون ویزلی ) بیافتد ؟ بیان کرد و گفت که نمیداند بلاخره رون و هرمیون بهم خواهند رسید و یا نه !
اخر این مصاحبه موضوع به کارگردانی فیلم شاهزاده دورگه ختم شد و او به خبرنگار گفت که شایعاتی شنیده است که امکان دارد کریس کلمبوس و یا الفونسو کارون برای کارگردانی در فیلم شاهزاده دورگه بازگردند .
کریس کلمبوس کارگردان دو فیلم اول هری پاتر و الفونسو کارون , کارگردان فیلم سوم هری پاتر میباشد
با این وجود لیست نامزدان برای کارگردانی فیلم شاهزاده دورگه به بیش از 10 نفر رسیده است و ما نیز نام این دونفر را به لیست کارگردانان اضافه میکنیم
ذکر این نکته هم بد نیست که این اولین بار در طول این چند سال هست که برای کارگردانی یکی از فیلمهای هری پاتر شایعات بسیار فراوانی بر سر کارگردانی وجود دارد
منبع ، تي ال سي
.....................................................
راستي اگه كسي مي تونه براي اين وبلاگ نويسنده خبر كنه توي همين پست بگذاره يه خورده قبلي ها بي معرفت شدن منم مشكلاتم زياده هر روز نميتونم شرمنده
اين هم آلبوم Victoria Beckham با نام Open Your Eyes براي دانلود